حالا سراغ من بیا!
روایت‌هایی از خودکشی در جوانان و چگونگی مواجهه با آن، به بهانه روز جهانی سلامت روان

حالا سراغ من بیا!

نویسنده : مائده رئیس الساداتی
یک، دو، سه، چهار، پنج... بیست... .چهل، پایان! این پایان نه پایان زمان تست کنکور است و نه پایان انتظار پشت چراغ قرمز است. هر 40 ثانیه‌ای که می‌گذرد، یک نفر آگاهانه به زندگی خود پایان می‌دهد. اگر بخواهیم این عدد را بیشتر تحلیل کنیم به عبارتی سالانه 800000  نفر جان خود را بر اثر خودکشی از دست می‌دهند. نقطه‌ای که افراد در آن اعتقاد دارند که به آخر خط رسیده‌اند و زندگی چیزی برای ادامه دادن ندارد. نقطه پایان زندگی یک شخص. همان جایی که زندگی غیر قابل تحمل می‌شود و از نوجوان 15 ساله گرفته تا افراد سالخورده ترجیح می‌دهند تمامش کنند. خودکشی قاتلی است که تعداد قربانیانش حتی از تعداد افرادی که  سالانه بر اثر جنگ جان خود را از دست می‌دهند بیش‌تر است. در ایران نیز در سال 97 حدود 100 هزار خودکشی ثبت شده‌است که بیش‌ترین قربانیان آن را جوانان تشکیل می‌دهند.  چرا جوانان؟ این سوالی است که به دنبال پاسخ آن رفته‌ام...
 
تجربه هفتگی خودکشی
نسیم، پزشک کشیک شب بیمارستانی واقع در یکی از شهرستان‌های کوچک اطراف مشهد است. او می‌گوید :«تقریبا هفته‌ای یک‌بار با یک مورد خودکشی رو به رو می‌شویم. بیش‌تر مریض‌های ما خانم‌ها و یا دختران جوانی هستند که در رنج سنی 15 الی 30 سال قرار دارند.»
نسیم داستان دخترک پانزده ساله‌ای را تعریف می‌کند؛ که برای پر کردن فرم معافیت از ورزش مدرسه‌اش به او مراجعه کرده‌بود. اما بعد از آن‌که از او درمورد سابقه بستری‌اش سوال می‌کند، مادرش از بستری شدن یک هفته‌ای دخترک در بیمارستان به علت خودکشی خبر می‌دهد. نسیم می‌گوید: «دلیلش را که پرسیدم، اول تمایلی به جواب دادن نداشت اما بعد از فرستادن مادرش به بیرون از اتاق توضیح داد که پس از ازدواج با فردی که حدود ده سالی از او بزرگ‎تر است و کنار نیامدن با این قضیه، تصمیم به طلاق می‌گیرد که با مخالفت شدید خانواده‌اش روبه‌رو می‌شود. دخترک که می‎بیند دیگر راهی ندارد، دست به خودکشی می‌زند. خودکشی که در نهایت موجب موافقت خانواده‌اش با طلاق او می‌شود. پس از آن، خانواده برای دلجویی از فرزندشان برایش یک گوشی مد روز بازار می‌خرند تا از دلش دربیاورند. در مقابل دخترانی هم هستند که پس از مخالفت خانواده با ازدواج‌ آن‌ها با فرد مورد علاقه‌شان، برای کسب رضایت‌ خانواده دست به خودکشی می‌زنند.»
نسیم در ادامه حرف‌هایش توضیح می‌دهد: «معمولا خانم‌ها روش‌های بدون دردترو آسان‌تر را برای خودکشی انتخاب می‌کنند و گاهی ممکن است صرفا برای جلب توجه این کار را انجام دهند. آخرین موردی که در رابطه با این موضوع با آن روبه‌رو شدم خانم متاهلی بود که پس از مشاجره با همسرش با خوردن یک بسته قرص اقدام به خودکشی کرده بود. در مقابل آقایان روش‌هایی را انتخاب می‌کنند که دردناک‌تر است و امکان برگشت از آن کم‌تر است مانند داستان مردی که به دلیل افسردگی خودش را دار زده بود، دیگر راهی برای نجاتش باقی نمانده بود.»
 
جوانیِ ناتمام
طبق آخرین آمار، خودکشی دومین علت مرگ و میر در افراد 15 الی 29 سال است. گروهی که طیف وسیعی از افراد جامعه ما را نیز تشکیل می‌دهد. شاید تا به حال اصطلاح خون بازی را شنیده‌باشید. رفتاری که بیش‌تر در میان دختران جوان و نوجوان شایع است و در طی آن بوسیله اجسام تیز به خود آسیب می‌رسانند. وقتی که با یکی از این افراد صحبت می‌کنم دلیل این کار را آرامشی که به او می‌دهد عنوان می‌کند و به عبارتی خون بازی در دختران نشانه‌های خشم سرکوب شده در آن‌ها است. اگرچه این کار با هدف کشتن خود انجام نمی‌شود اما در صورت درمان نشدن تاثیر به‌سزایی در بالابردن ریسک خودکشی در افرادی دارد که به دنبال این کار می‌روند. در مقابل زندگی برای پسران هم آنچنان آرام پیش نمی‌رود و پس از ورود به سربازی افکار خودکشی در پسران  نسبت به میانگین جامعه افزایش می‌یابد و شیوع خودکشی درمیان سربازان وظیفه در طی سال‌های اخیر دو برابر شده‌است. به عبارتی سربازی که زمانی از پسران مرد می‌ساخت، اکنون به بلای جان پسران جوان تبدیل شده است. یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر خودکشی جوانان را می‌توان شیوع افسردگی عنوان کرد. حتما با آدم‌هایی روبرو شده‌اید که افسردگی یا ناراحتی‌های عمیق دیگران را حالاتی زودگذر می‌دانند یا آن را مسخره می‌کنند. استفاده از جملۀ «خودت خوب شو» یا «داروهایت را نخور چون فایده‌ای ندارند و تو مریض نیستی» در برابر بیماری که مبتلا به بیماری قلبی است مضحک به نظر می‌رسد. اما این کاری است که خیلی از افراد در برابر کسی که دچار افسردگی است انجام می‌دهند.
وقتی هیچ چیز درست نمی‌شود
نوشین دختر جوانی است که تا به حال یک‌بار در 15 سالگی به سمت خودکشی رفته‌است و بار دیگر هم در همین سال‌های اخیر.
او می‌گوید وقتی در 15 سالگی می‌خواستم خودکشی کنم با خودم فکر می‌کردم همه‌چی تمام شده‌است و دیگر قرار نیست اتفاق خوبی بیفتد برای همین تصمیم گرفتم مانند فیلم‎هایی که تا آن زمان دیده‌بودم با تیغ رگم را بزنم. در آخرین لحظه  از ترس مرگ نتوانستم کار را تمام کنم. وقتی از او می‌پرسم که آیا هنوز هم به خودکشی فکرمی‌کند جواب می‌دهد: «هنوز هم زمان‌هایی می‌رسد که فکر می‌کنم اتفاقات بدتر از آنچه که باید پیش می‌روند و درست شدن آن‌ها فایده‌ای هم ندارد. و تنها چیزی که مانع این کارم می‌شود فکر به خانواده‌ام و تمام سرمایه‌ایست که برای پیشرفت من اختصاص داده‌اند.» احساس نا امیدی نسبت به بهبود شرایط و اتفاقات یکی از حس‌هایی است که در زمان افسردگی و تجربه شکست به سراغ انسان می‌آید. احساسی که بسیاری از افرادی که خودکشی کرده‌اند راجع به آن با اطرافیان‌شان حرف زده‌اند و یکی از نشانه‌های خودکشی است.
 
بیا درباره‌اش حرف بزنیم
از خودکشی به عنوان یکی از معضلات اجتماعی و روانی یاد می‌شود. اما در جامعه‌ای مانند جامعه ما عموما میزان توجه به سلامت روان به اندازه بقیه چیزها نیست و در اولویت‌های آخر افراد قرار می‌گیرد. درصورتی‌که با توجه کافی به این موضوع می‌توان از رشد خودکشی جلوگیری کرد. در کنار آن توجه به اطرافیان هم جایگاه خاص خودش را دارد. اگر روزی رسید که یکی از اطرافیان‌تان با شما در مورد موضوعاتی مانند احساس پوچی، نبودن راهی برای بهبود اوضاع و خداحافظی‌های غیرعادی حرف زد یا رفتارهایی مانند اضطراب مداوم و گوشه‌گیری از جمع‎های خانوادگی و دوستانه از خود نشان داد، ساده از کنار او عبور نکنید. زیرا این رفتارها می‌توانند نقش یک زنگ خطر را برای ما داشته‌باشند که آیا عزیزان‌مان افکار خودکشی دارند یا نه؟ در حالی‌که با پرسیدن یک سوال یا گذاشتن 40 ثانیه زمان برای شروع یک مکالمه می‌توان از پایان زندگی آن‌ها جلوگیری کرد. بهتر است بدانیم خودکشی نه سن می‌شناسد و نه جنسیت. ممکن است همچون رابین ویلیامز یا ویرجینیا وولف و چستر بِنینگتون معروف و موفق هم باشید و در نهایت، در مواجهه با افسردگی راهی جز پایان دادن به زندگی خود را انتخاب نکنید.
برچسب ها
خودکشی
افسردگی
خون بازی
مشاوره
روانشناسی
نظرات کاربران
کد امنیتی
m.babaei
m.babaei
٩٨/٠٧/١٨
٢
٠
من هنوز باور ندارم رابین ویلیامز خودکشی کرده باشه🤔
sara_j
sara_j
٩٨/٠٧/١٩
١
٠
خبر خودکشی رابین ویلیامز واقعا تعجب آور و وحشتناک بود برام ، مخصوصا که با فیلم های جومانجی و انجمن شاعران مرده اش خاطره داشتم.البته بعدها اعلام شد دلیل خودکشی اش این بوده که مبتلا به بیماری پارکینسون شده بوده
مائده رئیس الساداتی
مائده رئیس الساداتی
٩٨/٠٧/٢٧
٠
٠
معمولا بازیگرها و افراد معروف وقتی به مبتلا به بیماری های سخت می‌شن سریع تر از مردم عادی روحیه‌اشون رو میبازن و شاید دست به خودکشی بزنن، اینکه بخوای با دوران اوجت خیلی فاصله داشته باشی واقعا سخته.
لیلی
لیلی
٩٨/٠٨/٠٩
٠
٠
خیلی سخته واسه بیشتر ادما که خودشون رو با بقیه و حتی خود قبلیشون مقایسه نکنن که بی توجه باشن به یکسری از مشکلات که فقط با گذر زمان حل میشه متاسفانه خلاص شن زجرکش میشن چون روح ادمها کدگذاری شده زودتر بخوان جداکنن جسم رو از روح زجرکش میشن.