عصر جدید، جذاب و شگفت انگیز یا غم‌انگیز و تحقیرگر؟
چندکلامی درباره کپی ضعیف علیخانی از تلنت‌شوهای آمریکایی

عصر جدید، جذاب و شگفت انگیز یا غم‌انگیز و تحقیرگر؟

نویسنده : گزینه جیم

بیزززز! یک صدای آشنا برای بیننده‌های یک مسابقه‌ی بسیار بسیار مشهورِ تلویزیونی با مخاطبان انبوه جهانی. آیا  این‌جا شاهد شگفت‌زدگی «سایمون کاول» یا جیغ‌های هیجان‌زده‌ی «تیرا بنکس» خواهیم بود؟ نه! در این‌جا، یعنی در برنامه‌ی عصر جدید شبکه سوم سیما، امین حیایی لبخندهای یک‌وریِ همیشگی‌اش را تحویل‌مان می‌دهد و رویا نونهالی در کسوت یک بانوی سیاه‌پوش با تکنیک‌های ناب بازیگری‌اش به شرکت‌کننده، ابراز ترحم مى‌کند یا خشنودی‌اش را نشان می‌دهد.

و یک تازه‌وارد در برنامه‌ی عصر جدید که ظاهرا «رسانه‌شناس» معرفی شده، ولی ابداً نمی‌توان او را در یک برنامه‌ی تلویزیونی که ادّعای استعدادیابی در قالب سرگرمی دارد، پذیرفت. نه صدا و چهره‌ جذابی دارد و نه رفتار قابل‌قبولی تا از این برنامه به آن برنامه برود و با اعتمادبه‌نفس، ژست یک کارشناس خبره به‌ خود بگیرد.

از این پس از این فقره برنامه‌ها در شبکه‌‌های سیما زیاد خواهیم دید: «من»های معطل‌مانده‌ای که صف کشیده‌اند تا لباس تخصّص رسانه‌ای بر تن نکرده، تکثیر شوند. ژنوم‌های جهش‌یافته‌ای که بر سلول‌های فرتوت شبکه‌ها خوش می‌نشینند، ولی از  فرمول نانوشته‌ «آن» یا «حُسن حضور» بی‌بهره‌اند.

در یک رئالیتی‌شو (Reality Show) شخصیتی مانند سایمون حضوری مثبت، جذاب و پرجذبه دارد که رک‌گویی‌هایش ملاحظه‌های اخلاقی ما را جابه‌جا می‌کند. او در عین حال شرکت‌کننده‌اش را تحقیر نمی‌کند و با تیزهوشی در مرزهای حاضرجوابی و احترام و بذله‌افشانی بندبازی می‌کند.

 بشیر حسینی که این روزها، آرشیو تلویزیون را پر کرده

 

رسانه تلویزیون را دست‌کم نگیریم. این‌جا با مخاطب انبوه سروکار داریم. امروز فردی را ‌که وقت فراغت خود را در انتهای یک روز پرمشغله پای جعبه‌-هنوز- جادو می‌نشیند، به‌راحتی نمی‌توان اقناع کرد، چه برسد به سرگرم‌کردنش. او از سر ناچاری پای یک برنامه نمی‌نشیند. انتخاب‌های او، گزینش‌هایی کم‌وبیش دموکراتیک‌اند، چه آن‌که می‌تواند بر مبنای تمایلات خود دست به انتخاب‌هایی بزند که لزوماً با آن‌چه صاحبان رسانه می‌سازند و پخش می‌کنند یکسان نیست. ولی یک چیز واضح است: تلویزیون یک رسانه آسان‌یاب است که انتخاب‌گرانش بر اساس تمایلات طبقاتی، سیاسی، صنفی، قومی و عقیدتی آن ‌را انتخاب می‌کنند و واکنش نشان می‌دهند.

اولین دستور زبانِ رسانه، سرگرمی‌ای ا‌ست که به‌گونه‌ای هرچه آزادتر عرضه شود و هرچه بیش‌تر از دایره‌های تنگ ایدئولوژیک و مناسبت‌های بین گروه‌های اعتقادی فاصله بگیرد. رسانه‌ای که سرگرمی را به‌پای ملاحظه‌های مخاطب خاص ذبح کند، بخش وسیعی از خطاب‌پذیرهایش را از دست می‌دهد و به رسانه مخاطب‌گریز تبدیل می‌شود.

برعکس آن‌چه نخبه‌گرایان مدعی‌اش هستند، دموکراتیک شدن فرهنگ و هنر از مواهب صنعت سرگرمی‌ است. ژورنالیسم تلویزیونی در آمریکا بر انگیزه‌هایی تجاری استوار است که در آن، فهم فرهنگی در جنبه‌های سرگرم‌کنندگی چنان ادغام می‌شود که بیننده به جنبه‌های انگیزشی روانِ خود پی می‌برد؛ امیدبخشی و باور به ذات توانایی‌های اراده انسان آزاد.

همین «گات تَلنتِ» آمریکایی را دوباره ببینید: اول به باشکوه‌ترین و آزادترین شکل، سرگرم می‌کند و بعد پیام می‌دهد. تفریحی که از شگفتی‌سازی به‌وجود می‌آید. همان شگفت‌زدگی‌ای که قدرت رسانه را به رخ برنامه‌های حقارت‌زده‌ای چون  برنامه عصر جدید با اجرا و تهیه‌کنندگی احسان علیخانی می‌کشد. برنامه‌سازان وطنی اگر آزادی داشتند، خلاق‌تر از این عمل می‌کردند که فرم‌های هنری را بدون پرداختن حق اجرا کپی کنند و بدون رنگ و لعاب و در بی‌شکوه‌ترین شکل ممکن به‌مثابه یک پیشنهاد یک‌سویه به مردم بدهند.

کشورمان پر از استعداد است. استعدادهایی خسته و تلف‌شده که محکوم‌اند به دیده نشدن‌. ولی تماشای دختربچه‌ای که زیر سن تکلیف شرعی مجبور به رعایت پوشش شرعی‌ در برنامه‌ی عصر جدید است یا جوانی‌که زیر  تبلیغ اَپ روبیکا در برنامه‌ی عصر جدید تابلویی از مکعب روبیک می‌سازد، بیش از آن‌که زیبا یا شگفت‌انگیز باشد، غم‌افزا و تحقیرکننده به نظر می‌رسد.

 

استعدادها در عصر جدید شکوفا می شود؟

 

برنامه‌سازان وطنی در این‌جا در همه‌چیز آن‌قدر رو بازی می‌کنند که نمی‌شود شوق سوداگرانۀ آنان را ندیده گرفت که به‌کل با آن‌چه ترویج می‌شود در تعارض است؛ تعارض با محتوای فرهنگی نصیحت‌گر و تحکم‌مدار که از بطن خانواده‌های سنتی مرفه برمی‌آید.

بیززززز! حالا این صدای دلهره‌آور که باعث تفریح مخاطب خسته از یک روز مشغله‌آمیز است، این‌جا زیر آوارِ ملاحظه‌های اخلاق‌مدار، تبدیل می‌شود به کابوس داورانی که از به ‌صدا درآوردنش در برنامه‌ی عصر جدید وحشت دارند. شاید به‌زودی شاهد رونمایی از «ایکس فکتورِ» ایرانی و«آمریکن نینجاواریور» ایرانی و «آمریکن آیدل» ایرانی باشیم. ولی باید یادمان نرود که معادلۀ «رسانه پیام است» را اگر وارونه کنیم، نتیجه‌ای بهتر از برنامه‌ی عصر جدید به ‌دست نخواهیم آورد.

نویسنده: آرمان ریاحی، خوابگرد
برچسب ها
عصر جدید
رسانه ملی
آمریکاز گات تلنت
علیخانی
فروغی
بشیرحسینی
سرگرمی
نظرات کاربران
کد امنیتی
Taranom
Taranom
٩٨/٠٢/١٣
٠
٠
بدنبود
mousavi
mousavi
٩٨/٠٢/١٧
٥
٠
با سلام و خسته نباشی! متاسفانه یا خوشبختانه با بخش اعظمی از این صحبت ها و نقدها موافق نیستم. برنامه عصر جدید قطعا ضعف های زیادی داره ولی در فرهنگی داره به اجرا درمیاد که محدودیت های زیادی در اون پیدا میشه. بعنوان مثال در عصر جدید نمیتونند استعدادهای خوانندگی زن رو بیارن تا اجرا کنند. در مورد زن های ایران محدودیت اجرا زیاده. در مورد استندآپ هایی که به ناچار مجبورن همش از خود و اقوام خودشون مایه بگذارن و در مورد سیاست و اجتماع حرف چندانی نمیشه زد. در برنامه ای مثل تلنت شوهای آمریکایی استعدادهای کوچکی که میان و خودشون رو نشون میدن باید گفت این بچه ها در کشورهای توسعه یافته ای مثل آمریکا و کشورهایی از اروپا روی کشف استعداد و گسترش اون از زمان بچگی برنامه ریزی و سرمایه گذاری میشه ولی این در حالی هستش که استعداد کشف شده ای مثل ورزشکاران ما که کم نیستن با هزینه شخصی خودشون با تیم ملی به مسابقات جهانی میرن. حالا حرفی در مورد استعدادهای هنوز کشف نشده نمیزنیم. برنامه آقای علی خانی از نظر من و خیلی های دیگه در نهایت محدودیتها داره ساخته و اجرا میشه. درسته به برنامه هایی مثل تلنت شوهای آمریکایی نمیرسه ولی همین که ذره ای یا روزنه ای در آینده یک دختر بچه یا پسربچه ای در ایران ایجاد بشه تا دیده بشه و رشد کنه کار خیلی بزرگ و ارزشمندیه. مرسی!
لیلی
لیلی
٩٨/٠٣/٣١
٠
٠
دقیقا