مدیران عزیز ما شرمنده‌ایم! / طنز
پیرامون رفتارهای عجیب مسئولان به جای عذرخواهی و قبول اشتباهات‌شان

مدیران عزیز ما شرمنده‌ایم! / طنز

نویسنده : محمدعلی محمدپور

اصولا در همه جای دنیا رسم بر این است که اگر مدیری در زیر مجموعه‌اش قصوری اتفاق می‌افتد و این قصور موجب رنجش مردم می‌شود، مدیر یا خودش استعفا می‌دهد یا زیر دستانش را از کار برکنار می‌کند تا مرهمی بر آلام مردم باشد. حتی در بعضی کشورهای شرق آسیا مدیران یکی دو روز دولّا می‌شوند و به همان حالت، چالش مانکن عذرخواه و شرمنده را برگزار می‌کنند. اصلا از همان کارتون میتی‌کمان که در یک لحظه، همه به نشان مخصوص احترام می‌گذاشتند معلوم بود که این‌ها کلا خوب عذرخواهی کردن بلدند. حتی در مواردی شده که مدیر خاطی در پوزیشنی قرار بگیرد که توی گوشش هم بزنند و با اردنگی بیرونش بیندازند. اما قصه برای مسئولین و مدیران ما کمی متفاوت است.

ما یک رییس‌جمهوری داشتیم و مدیرانی که هر قصوری در کارشان اتفاق می‌افتاد به جای عذرخواهی کلا قضیه را منکر می‌شدند. مثلا اگر جلوی روی‌مان مدیری قیمه‌ها را می‌ریخت توی ماستا و بهشان می‌گفتیم: «چرا قیمه‌ها را می‌ریزید توی ماستا؟»، می‌گفتند: «من از شما می‌پرسم آیا ماست سفیده؟ آیا ماست قرمز رنگ نیست؟ آیا وقت آن نرسیده که دست از تهمت به قیمه بردارید؟» یعنی طوری می‌شد که ما نهایتا ازشان عذرخواهی می‌کردیم و آن‌ها یا قبول می‌کردند یا نمی‌کردند.

به طور کلی هم معمولا مسائل به مشکل مدیریتی عزیزان برنمی‌گردد. مثلا اگر هوا آلوده می‌شود تقصیر هواست که مراقب خودش نیست و دچار وارونگی می‌شود. آخر هم آن‌قدر مسئولین توی چشم آلودگی زل می‌زنند که خودش رویش کم می‌شود می‌رود. یا اگر جایی در فصل سرما برق و آب و گاز قطع می‌شود به مسئول بگویی که چرا آب را جدا قطع کردید، گاز را جدا و برق را جدا، می‌گویند: «خب معلوم است فصل سرماست و سوز دارد، مردم چون بزرگوار و عزیز هستند خودشان با اوضاع بسازند به زودی ان‌شاءا... هوا گرم خواهد شد، ضمنا اون در رو هم محکم ببندن که سوز نیاد.»

یا مثلا شهرداری پایتخت می‌آید توی خیابان‌ها بنر می‌زند: «قطع درختان را قطع کنیم!» انگار ما تبر به دست می‌گیریم و می‌رویم توی خیابان برای هر ساخت و ساز شهری‌مان می‌افتیم به جان درخت‌ها و قطع‌شان می‌کنیم. هیچ بعید نیست دو روز دیگر هم بیایند بنر بزنند: «بیاییم با راه رفتن روی سنگفرش‌های پیاده‌رو آن‌ها را فرسوده نکنیم» یعنی یک جوری شرمنده‌مان می‌کنند که از فردا همه‌مان تمرین می‌کنیم که توی پیاده‌رو روی دست‌هایمان راه برویم یا غلت بزنیم که آسیبی به سنگفرش‌ها نخورد. یا بعید نیست بنر بزنند: «با آسفالت بد خیابان، دهان همدیگر را آسفالت نکنیم!» با دیدن این بنرها هر شهروند تهیج می‌شود برود یک بشکه قیر بیاورد یک دستی به خیابان بکشد تا شهرداری که ولی نعمت ماست ازمان راضی باشد. آدم چنان احساس عذاب وجدان پیدا می‌کند که دلش می‌خواهد برود توی دفتر آقای شهردار شروع کند به ماساژ دادن شانه‌هایش و بگوید: «قربانت بروم ملوسکم، شما از رو صندلیت تکون نخور ما خودمون درستش می‌کنیم فدات شم، شما نیا تو خیابون پوستت خراب میشه»

امروز هم روز جهانی معلولان است و جا دارد شهرداری بنر بزند توی شهر که: «معلولان عزیز خودتان را توی جوب نیاندازید». اصلا این چاله چوله‌های توی پیاده‌رو و خیابان طور‌ی‌ست که ویلچر جواب نمی‌دهد و فقط با تانک و نفربر زرهی شاید بشود مسافتی را طی کرد و توی جوب آب و کانال و ... نیفتاد. یعنی این پیاده‌روها نه تنها برای معلولین عزیز و نابینایان مناسب‌ نیست که برای سالم‌ها هم قطعا مناسب‌سازی نشده، حالا تصور مدیران از عابر چه بوده خدا می‌داند.

حالا به هر حال ما از همین جا تصمیم گرفتیم یک عذرخواهی کلا به مسئولین داشته باشیم بابت همه‌ی این اتفاقات و کلا از شهروند غرغرو بودن استعفا ‌دهیم، البته نه به تقلید از خارجی‌ها بلکه کاملا نوع وطنی‌اش به این شکل که مثلا یا خجالت بکشیم و از این شهر برویم یا اگر نرفتیم قول بدهیم کمر همت ببندیم و دیگر درختان را قطع نکنیم، خیابان را ریزش ندهیم، وقتی باران می‌آید با جریان سیل توی کانال‌های فاضلاب شیرجه نرویم، دست به ماشین لباسشویی هم نزنیم و کلا شهروند خوبی باشیم. با عذرخواهی مجدد از مدیران عزیز و خدوم. تا بعد...

برچسب ها
یادداشت طنز
عذرخواهی مسئولان
نظرات کاربران
کد امنیتی
N_PAHLAVAN
N_PAHLAVAN
٩٥/٠٩/١٣
١
٠
عجب!!! 0_o
Miss_shaqayeq
Miss_shaqayeq
٩٥/٠٩/١٣
١
١
خیلی خوب نوشته بودید.منتهی چه حیف که ته حرکتی که میتونیم بزنیم همین اعتراض به زبون طنز و شوخی،اونم از نوع خیلی نرم و لطیفشه که یه موقع به کسی از حضرات بر هم نخوره!
محمدعلی محمدپور
محمدعلی محمدپور
٩٥/٠٩/١٣
١
١
لطف دارین. به هر حال اون اندازه و به شکلی که می تونیم حرف مون رو می زنیم :)
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٥/٠٩/١٤
١
١
واقعا همین دلیل تراشی های بیخود و حق به جانب بودن یه سری افراده که آدمو عصبانی میکنه و اتفاقات بد و تلخ بیشتر و بیشتر میشه :/
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٩/١٧
١
١
همینه دیگه... بعدا میگن چرا کارخونه سنگ پای قزوین داره ورشکست میشه :/
پربازدیدتریـــن ها
دوست اجتماعی یا رقیب عاطفی؟

پدیده‌ی جدیدی به اسم دوست اجتماعی

٩٦/٠٧/٢٤
بیایید صدایمان را بالا ببریم...

نه به آزار و اذیت های خیابانی

٩٦/٠٧/٢٤
اثر قابل قبول یک فیلم اولی

چرا باید «ایتالیا ایتالیا» را ببینیم؟

٩٦/٠٧/٢٢
از حذف سکانس تجاوز پدر به دختر تا سوالی که پاسخش مبهم ماند

«خانه دختر» ویران شد!

٩٦/٠٧/٢٧
با خلاقیت تان پول بسازید

معرفی 4 کسب و کار خانگی ساده و درآمدزا

٩٦/٠٧/٢٥
وقتی رسانه هایمان پر می شوند از تصاویر خشونت آمیز

بینندگان عزیز ؛ توجه شما را به چند سر بریده جلب می کنم!

٩٦/٠٧/٢٦
درباره فیلم زرد که این روزها حسابی با استقبال مخاطبان همراه شده و در گیشه می‌فروشد

به نفرت انگیزی رنگ «زرد»

٩٦/٠٧/٢٦
در حاشیه حاشیه سازی های ترامپ

منهتن را پا منار می کنم!

٩٦/٠٧/٢٣
با امکانات نسخه 4.4 تلگرام بیشتر آشنا شوید

چطور از لایو لوکیشن تلگرام استفاده کنیم؟

٩٦/٠٧/٢٢
مرور خبرهای خوب خوب در هفته ای که گذشت!

دیگه زیادی داره بهتون خوش می‌گذره...

٩٦/٠٧/٢٧
از خانه جلال و سیمین تا خانه بی فروغ فروغ

کو خانه؟ نشانم ده...

٩٦/٠٧/٢٣
آموزش بررسی امنیتی حساب کاربری گوگل

دسترسی های غیر مجاز به حساب گوگلتان را محدود کنید

٩٦/٠٧/٢٥
تبلیغات