زندگی کردن بدون دوست
چرا لازم است از انزوا در بیاییم؟

زندگی کردن بدون دوست

نویسنده : عطیه میرزاامیری

در چهار سال دبیرستان هم‌کلاسی‌ای داشتم که در تمام این سال‌ها بدون دوست بود. زنگ تفریح‌ها یا در کلاس می‌ماند یا اگر هم به حیاط مدرسه می‌رفت، گوشه‌ای کز می‌کرد تا زنگ دوباره بخورد و باز به کلاس برگردد. در هیچ اردویی شرکت نمی‌کرد، هر جشن تولدی دعوت می‌شد آن را رد می‌کرد و در کل با تنهایی‌اش بیشتر از هرکس و هرچیزی رفیق بود. همیشه برایم سوال بود این آدم از بی‌دوستی خسته نمی‌شود؟ دقیقا در برهه‎‌ای که همه برای خودشان دوست انتخاب می‌کردند و بزرگترین معضل‌شان قهر یا جدایی از دوستشان بود، چرا باید کسی از پیدا کردن دوست شانه خالی کند و به خیالش نباشد که تنهاست؟ بارها خواستم از او بپرسم که زمان‌هایی که از همه چیز بریده است و دوست دارد کسی گوش شنوا یا پناهش باشد سر شانه‌ی چه کسی را می‌زند؟ اما نپرسیدم و این‌طور خودم را قانع کردم که افراد درون‌گرا در تمام گرفتاری‌ها ترجیح‌شان سکوت است و حتی اگر کسی را داشته باشند، باز هم چیزی نمی‌گویند و احساسات و هیجاناتشان را با کسی به اشتراک نمی‌گذارند. اما تا کِی؟ یعنی تا آخر عمر افراد از دوستی کردن و نعمت دوست داشتن باید بی‌بهره باشند؟ آیا واقعا داشتن دوست ضروری‌ست یا نه ما زیادش بزرگش می‌کنیم و می‌گوییم وحی منزل است که همه‌ی آدم‌ها، در هر سنی دوستی داشته باشند برای روزهای تلخ و شیرین؟

بررخی از روان‌شناسان معتقدند که نیاز به دوست مانند نیاز به غذاست که اگر کتمان شود یا نادیده گرفته شود موجب رنج و فرسایش فرد می‌گردد. به همین دلیل است که انسان چه درون‌گرا باشد و چه برون‌گرا فردی‌ست اجتماعی و زندگی‌اش از تعاملاتش شکل می‌گیرد و حتی کسانی که با دیگران ارتباطات نزدیک و صمیمی دارند از شادمانی و طول‌ عمر برخوردار خواهند شد؛ در مقابل آنهایی که در انزوا به سر می‌برند به لحاظ روانی و سیستم‌‌ ایمنی بدن دچار ضعف می‌شوند. در سال‌های اخیر با توجه به آمارهایی که از مردم دنیا گرفته شده افراد زیادی اذعان داشته‌اند که احساس تنهایی می‌کنند و دوست صمیمی‌ و رفیق گرمابه و گلستانی ندارند. شاید با پیشرفت تکنولوژی افراد ترجیح می‌دهند از طریق شبکه‌های مجازی و از پشت مانیتورهای گوشی و لپ‌تاپشان ارتباطاتشان را گسترش دهند و دوستی کنند. اما این برای همه‌ی مراحل زندگی کفاف نمی‌دهد. این چنین باید گفت که ما در این زندگی ماشینی، به واقعیت نیاز داریم. زندگی واقعی با دوستانی واقعی که مطمئن باشیم در لحاظات سخت و دشوار و شاد و شیرین کنارمان هستند و این بودن را با تمام وجود حس کنیم. فرقی هم ندارد چه نوع شخصیتی داشته باشیم. انزواطلب باشیم یا اجتماعی. اما راه حل پیش روی ما برای فرار از تنهایی و پیدا کردن دوست چیست؟

در درجه‌ی اول باید بر ترس خود مبنی بر رویارویی با دیگران غلبه کنیم و بیشتر در جمع و کارهای گروهی شرکت کنیم و در حضور خود از سکوت بپرهیزیم. در تمام جمع‌ها حرفی برای زدن داشته باشیم و لااقل از بین تجربیات خود واهمه نداشته باشیم. اما مهم‌ترین نکته این است که بپذیرید به آدم‌ها نیاز دارید و این نیاز، نابالغانه یا نشانه‌ی وجود مشکل در سلامت روان‌تان نیست و در کنار این نیاز به حضور در اجتماع و یافتن دوست باید پذیرفت که زمان‌هایی هم پیش خواهد آمد که احساس تنهایی داشته باشید، همه این احساس را تجربه خواهند کرد. پس خود را بابت هیچ‌کدام از این احساسات ملامت نکنید.

تنهایی و بی‌دوستی کم‌کم به انسان این باور را تزریق می‌کند که بی‌ارزش است و همین بی‌ارزشی منجر می‌شود که احساس طردشدگی نسبت به خود داشته باشد. می‌شود یادگرفت تنها نبود و تنهایی را برای روزهای خاصی کنار گذاشت، نه تمام روزها.

برچسب ها
دوست
انزوا
درونگرایی‌ و برونگرایی
مشاوره
نظرات کاربران
کد امنیتی
sara_j
sara_j
٩٧/٠٧/٢٩
٢
٠
وجود دوست ضروریه اما دوستی که بشه بهش اعتماد کرد و موقع سختی ها بهش پناه برد و با خیال راحت جلوش از تاریک ترین زوایای وجود حرف زد نمیگم نیست اما سخت پیدا میشه
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٧/٠٧/٣٠
٠
٠
دقیقا معضل ما اینه متاسفانه:(
آلاء (بوریسونا)
آلاء (بوریسونا)
٩٧/٠٧/٢٩
١
٠
باز من یه مدلیم که تو هر جمعی که وارد شدم چندتا دوست دارم و طرفدار پیدا میکنم(تف تو ریا!:دی) و از لحاظ کارگروهی اینا مشکلی ندارم ولی دوست صمیمی که باهاش راحت باشم و اعتماد کنم و همه حرفامو بزنم خیلی کم دارم... یعنی کم اتفاق میافته کسی اونقدر از لحاظ فکری و فرهنگی و ... شبیه باشیم که مدت طولانی با هم دوست باشیم و اگه نبینمش دلتنگش بشم، مثلا دو تا دوست اینجوری دارم اونم از پنج شیش سال قبل با هم دوستیم همین.
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٧/٠٧/٣٠
٠
٠
کمیت مهم نیست. کیفیت مهمه
محسن_قربانی
محسن_قربانی
٩٧/٠٧/٢٩
١
١
اومدم مقالت و بخونم چشم خورد به پروفایلت پروفایلت خودش یک مقاله است ماشالا بزنم به تخته :)
b_noori
b_noori
٩٧/٠٧/٣٠
١
٠
واقعا جالبه، دقیقا قبل اینکه بخوام جیمو باز کنم و بخونم داشتم به چنین موضوعی تو ذهنم فکر می کردم و خیلی برام جالب بود که مقاله اول جیم راجع به دوست بود! برای من که خیلی به جا و مفید بود. عالی. دستت مرسی عطیه سلطان لبخندها :)))
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٧/٠٧/٣٠
٠
٠
چقدر خوب:) خوشحالم
پروین
پروین
٩٧/٠٧/٣٠
١
٠
دل بی دوست دلی غمگین است...
عطیه_میرزاامیری
عطیه_میرزاامیری
٩٧/٠٧/٣٠
٠
٠
دل با دوستی که دوست نباشه، غمگین‌تره البته!
k_kawiri
k_kawiri
٩٧/٠٨/٠٤
٠
٠
عکس پروف همکلاسیای ما که خیلیاش ازین تکست هاس که میگه من عیارم بالاس و شاخم! آدم جرئت نمیکنه بهشون سلام کنه. کلا تو مود دپ و اینان :|
پربازدیدتریـــن ها