چرا باید تنگه ابوقریب را ببینیم؟
فیلمی خوش ساخت در ژانر دفاع مقدس

چرا باید تنگه ابوقریب را ببینیم؟

نویسنده : الهام حبشی

تماشای اتفاقات واقعی و به تصویر کشیده شدن تاریخ همیشه دیدنی و جذاب است. به خصوص اگر با برهه‌ای از زمان مواجه باشیم که در سرنوشت زندگی خودمان موثر بوده باشد. با آدم‌هایی رو به رو باشیم که از گوشت و پوست خودمان هستند، نسبت به یکایکشان حس تعصب، مالکیت و هم خون بودن داشته باشیم. فیلم‌هایی که در ژانر دفاع مقدس ساخته می‌شوند خاصیتشان همین است. از «شیار 143» گرفته تا «آژانس شیشه‌ای»، «نفس» و «اتوبوس شب» و... که همه‌شان پاره‌ای از وجودمان هستند.

«تنگه ابوقریب» تجربه‌ای جدید در سینمای دفاع مقدس است، تجربه‌ای از به تصویر درآمدن لحظاتی حقیقی که با کیفیت هستند و از زوایایی دیدنی ضبط شده‌اند. تصویر تاثیرگذار کودکی با ماسک شیمیایی روی تاب، در میان خانه‌هایی ویران. تصاویری که برای اولین بار در سینمای ایران اتفاق می‌افتند و می‌توانند مخاطب را از صندلی‌های سینما کنده و وسط میدان ملتهب جنگ پرتاب کنند.

«تنگه ابوقریب» روایت یکی از هزاران قصه سال‌های جنگ است. یکی از هزار داستانی که تا به امروز نشنیده‌ایم. داستان جوانانی که با لبی تشنه از محدوده حساس ابوقریب با جان‌شان حفاظت می‌کنند. با این حال مشخص نبودن منطقه دقیق ابوقریب مخاطب را تا آخر سرگردان نگه می‌دارد. حتی در یکی از سکانس‌ها وقتی کاراکتر علی قربانی از امیر جدیدی سوال می‌کند به کدام سمت باید شلیک کرد، جدیدی این‌طور جواب می‌دهد که:«ببین بقیه به کدوم سمت شلیک می‌کنن، تو هم به همون سمت بزن، خودیا رو نزنی!». ضعف دوم معرفی نشدن درست و حسابی نقش‌ها به مخاطب است، یعنی تا انتهای فیلم ممکن است گیج باشید که امیر جدیدی چه نسبتی با جواد عزتی دارد، یا مهدی پاکدل چطور فرمانده‌ای است که هیچ کجای میدان جنگ دیده نمی‌شود، رهبری نمی‌کند و صفت اقتدار را به نمایش نمی‌گذارد.

«تنگه ابوقریب» به کارگردانی بهرام توکلی از لحاظ فیلم‌برداری، جلوه‌های ویژه، طراحی صحنه از کیفیت خیره کننده‌ای برخوردار است. دوربین درست مثل یک راوی سوم شخص دنبال کاراکترها راه می‌افتد و هرجا که اراده می‌کند، سربرمی‌گرداند و دنبال سوژه‌ی بهتری حرکت می‌کند. سوم شخصی که چشم‌های منِ مخاطب است. فیلم پرش زیادی ندارد و بیشتر از برداشت‌های طولانی تشکیل شده. برداشت‌هایی که به باورپذیری و یک‌دست بودن ماجرایی که در طول 24 ساعت رخ داده کمک فراوان کرده است. با این حال اگر صبور نباشید ممکن است گاهی حوصله‌تان هم سر برود.

«تنگه ابوقریب» با نمایی گرم و آفتابی از رودخانه و مردمی که کنارش به استراحت می‌پردازند شروع می‌شود. از آب هویج بستنی خنک و هر چیزی که نماد زندگی است. از گفت و گو و شرط بندی جواد عزتی و امیر جدیدی که یکی سربه راه و دیگری بازیگوش است. از تصویر و مکثی به جا بر روی میزی چهار نفره.
نبود یک قهرمان واحد و داستانی که حول محور او شکل گرفته باشد کمی آزاردهنده است اما به مرور و با نزدیک شدن به پایان فیلم، بیشتر به هدف داستانی که تنها پاره‌ای از واقعیت است پی می‌بریم. تک تک رزمنده‌های «تنگه ابوقریب» قهرمان هستند. جواد عزتی، امیر جدیدی و حتی پسر بچه‌ای که بی‌هوا به دل میدان جنگ زده و شجاعت را به رخ می‌کشد.
 
نکته دیگری که ارزش دیدن تنگه ابوقریب را بیشتر می‌کند، دیالوگ‌های خوب و خالی از شعار هستند. بی‌شیله پیله بودن و باورپذیری شخصیت‌ها در میان تصاویر منحصر به فرد و صدای ترسناک صد پاره شدن بمب و ترکش در تن رزمندگان. دیالوگ‌های دلنشینی مثل :« _عکس بگیریم؟ با این قیافه؟ عکس ازمون بمونه که چی بشه؟ _ بالاخره یاد می‌گیری از چیزهایی هم که دوست نداری عکس بگیری» دیالوگی که اشاره به ثبت تاریخ تلخ و رشادت آمیز جنگ دارد یا دیالوگی که بین مجید و علی پیش می‌آید و حکایت از جوانمردانگی دارد: «علی: چرا ما شیمیایی نمی‌زنیم؟ اونا بزنن حلاله؟ ما بزنیم حرومه؟ -مجید: شیمیایی نامردیه...»

برچسب ها
تنگه ابوقریب
فیلم دفاع مقدس
فیلم های دفاع مقدس
درباره تنگه ابوقریب
بهرام توکلی
جواد عزتی
امیرجدیدی
نظرات کاربران
کد امنیتی
sara_j
sara_j
٩٧/٠٥/٢٢
٢
٠
بازیگرهای قدری هم داره راغب شدم ببینمش
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٥/٢٥
٢
٠
آره ساراجون نسبت به فیلمای دیگه ای که این چند وقته رو پرده سینما اومده ارزش بیشتری داره. 😊
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٥/٢٢
١
٠
وقتی یک گردان محاصره نظامی شود دیگر مهم نیست به کدام طرف تیر زد : «ببین بقیه به کدوم سمت شلیک می‌کنن، تو هم به همون سمت بزن، خودیا رو نزنی! این ضعف فیلم نبود بلکه کلیدی ترین عبارت فیلم که نشون میداد تعداد نیروهای گردان خیلی کمتر از بعثی ها بود . ممنونم ازتون ، من روز دوم اکران با همسرم رفتم فیلم رو دیدم پیشنهاد می کنم خواستین برین با خانم هاتون نرین :) ! یا رفتین آب قندی چیزی ببرین
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٥/٢٥
١
٠
به به سینما رفتن عروس دامادی 😊 خب واقعیته دیگه جناب بهمنی من از ابتدای فیلم منتظر بودم ببینم این تنگه دقیقا کجاست ولی یک نقطه ای رو نشنون نمیداد که مخاطب بفهمه. همش یک عده دارن میدون. خب فکر میکنم موضوع محاصره شدن قبلا تو فیلم های زیاد دیگه ای مطرح شده اما من یادم نمیاد هیچ کدومشون انقدر نامشخص باشن. به هر حال محاصر شدن رو هم ما باید ببینیم که نمی دیدیم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٧/٠٥/٢٧
٠
٠
سپاس :) البته فکر کنم هدف کارکردن روایت فیلم از دیدگاه یک نفر بود ، یعنی مثل چشم های یک انسان که تو صحنه حضور داشت ولی اگر کلیات فیلم هم روایت میشد ، موقعیت تنگه یا ارایش نیروها زیباتر بود
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠٥/٢٢
١
٠
خیلی عالی و خوش ساخت، تصورتون از فیلمای جنگی کلیشه‌ای رو بریزین دور، خیلی نزدیک‌تر به واقعیته
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٥/٢٥
١
٠
آره منم خیلی خوشم اومد. تا تونسته بودن مواد انفجاری خریده بودن 😂
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٥/٢٤
٠
٠
مشکلاتی رو که عنوان کردی، دقیقا همون چیزهایی بود که شنیدم و انتظار داشتم. ولی با این وجود حتما این فیلم رو توی سینما می بینم.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٥/٢٥
٠
٠
آره قشنگی فیلم بیشتر از ضعفاشه و ارزش دیدن داره. اونم تو سینما 😊
LIMAN
LIMAN
٩٧/٠٦/٠٢
١
٠
لایک . خیلی عالی بود .
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/١٢
٠
٠
ممنون 😊🌸🌹
صدیقه حسینی
صدیقه حسینی
٩٧/٠٦/٠٣
١
٠
اتفاقا سینمای رشت تازه این فیلم رو اورده و حتما می رم می بینمش این هفته :-)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٧/٠٦/١٢
٠
٠
کار خیلی خوبی می کنی صدیقه جون🌹 واقعا ارزشش رو داره 😊
پربازدیدتریـــن ها