چطور حامی حقوق زنان باشیم؟
این بار از خودمان شروع کنیم

چطور حامی حقوق زنان باشیم؟

نویسنده : a_tavakol

در مطلب قبل که می‌توانید آن را از اینجا بخوانید، درباره کلیشه‌های جنسیتی صحبت کردیم که باید از حرف و عمل‌مان حذف شوند. مهم نیست که چه جنسیتی داریم و مشغول به چه کاری هستیم. تحصیلات‌مان چقدر است و از کدام طبقه اجتماعی هستیم. همه‌ی ما می‌توانیم فعال و حامی حقوق زن باشیم اگر تنها و تنها از خودمان شروع کنیم. حقوق یک زن را بشناسیم، آن‌ها را بپذیریم و در مرحله بعد به پذیرفته شدنش توسط جامعه کمک کنیم. 

یک. «مرد که گریه نمی‌کنه!»،« دختر که بلند نمی‌خنده»،« مردی که احساساتیه عین زن هاست!» این  جملات و هزاران جمله‌ی دیگر تبدیل شده‌اند به اصطلاحات عادی و روزمره ما. این جملات را بی‌اختیار بیان می‌کنیم. درواقع  ما به‌طور ناخودآگاه احساسات، ضعف و... را صفاتی زنانه می‌دانیم. 

ماجرا تا جایی پیش می‌رود که اگر مردی گریه کند او را ضعیف و در نهایت زن خطاب و به کار بردن این صفت را یک نوع تحقیر و تقبیح مردان تلقی می‌‌کنیم. اگر مردی به جای خشونت راهکار دیگری را پیش بگیرد، او را فردی ضعیف و درنهایت مردی با رفتار زنانه می‌دانیم. مثال بارز آن هم می‌شود سریال‌ها و فیلم‌هایمان. اما به نظرتان چرا در ناخودآگاه ما زنان جنس ضعیف‌ترند؟ آیا ما با تکرار این کلیشه نقشی در تثبیت تصورات غلط درمورد زنان و البته مردان داریم یا خیر؟

دو. اگر خودمان زن باشیم؛ در بسیاری از موارد در پی شکایت هم‌جنس‌هایمان از مزاحمان و بیمارانی که در تاکسی هستند، توصیه می‌کنیم همواره در صندلی جلو بنشینند یا سوار وسایل حمل و نقل عمومی شوند. اغلب خانم‌ها از راه اندازی پارک بانوان استقبال می‌کنند. به تاکسی بانوان زنگ می‌زنند و در جلسات روی صندلی می‌نشینند که مردی کنار دست‌شان نباشد. حتی ممکن است بخش بانوان مترو جایی برای ما نداشته باشد، دیر شده باشد اما حاضر نمی شویم سوار واگن عمومی شویم! چرا؟ چون تصور ما این است که با تفکیک می‌‌توان جلوی آسیب‌های اجتماعی را گرفت. ما بدون اینکه بدانیم به سادگی حذف صورت مسئله را جایگزین حل مسئله می‌کنیم. انگار که هیچوقت نمی‌خواهیم بستر را برای حضور خودمان در جامعه، بدون ترس و تردید؛ ایجاد کنیم و درست مثل سایر شهروندان از امکانات استفاده کنیم. 

سه. زنانی هستند که خود خانه داری را انتخاب می‌کنند، اما در کنار آن مطالعه و حضور در اجتماع و تلاش برای دریافت مطالبات خود را جز ضرورت‌های زندگی می‌دانند. در مقابل زنانی هم هستند که ممکن است شغل و در آمد داشته باشند اما دامنه‌ی خواسته‌هایشان به موضوعات خاصی محدود شود. شناخت و مطالبه‌ی حقوق خود در بسیاری از موارد می‌تواند وابسته به درآمد اقتصادی نباشد. ممکن است برخی زنان حذف ضرورت‌های زندگی (مثل انجام کارهای خانه که البته امری مشترک است) را شیوه‌ی رسیدن به عدالت بدانند و زنانی هم هستند که برای حقوق بزرگ‌تر خود گام برمی‌دارند. به نظر می‌رسد صرفا داشتن در آمد اقتصادی اما عدم آزادی بیان و اندیشه کمکی به برقراری عدالت خواهی نکند و تغییر از نگرش ما مسائل اجتماعی آغاز می‌شود. 

چهار.  نمی‌شود به عنوان یک مرد به دنبال برقراری عدالت بود و از آن حرف زد، اما در عمل ترسید. بسیاری از مردان با کار بیرون از خانه در شرایط اقتصادی فعلی موافقند؛ با این حال سایر حقوق را به  دلیل  نگرانی از  مطالبه حقوق بیشتر به همسر خود بازنمی‌گردانند.گاهی مرد به ماموریت‌‌های چند روزه اداری می‌رود اما از زن می‌خواهد به کاری مشغول شود که تنها چند ساعت او را پر کند. انگار که مردان در ناخودآگاه خود تصور کنند وظیفه‌ی اصلی زن خانه داری، همسرداری و بچه داری است. این نگاه در جای خود می‌تواند محترم باشد اما دیگر نباید از حقوق زن گفت. چرا که قرار نیست زنان با داشتن حق طلاق، حق سفر و... زندگی خود را ترک کنند که اگر چنین باشد اصل و اساس آن ازدواج که مبتنی بر ضرب و زور قانون است، اشتباه خواهد بود.

برچسب ها
حامی حقوق زن
حقوق زن
حق زن
حامیان حقوق زن
زن خانه دار
صفات زنانه
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٤/٣١
٠
٣
به نظر من حامی حقوق زنان بودن یک نوع رابطه دو طرفه است. یعنی بعضی از زن ها می بایست رفتار و عینیت های فطری را بپذیرند و در طرف مقابل نیز مردان هم بعضی باور های غلط را از بین ببرن. بطور مثال: زن ها به خاطر فلسفه وجود، فیزیک بدنی و توانایی حتی المقدور از کار در بیرون خانه اجتناب کنند. البته طرف صحبتم بانوانی نیستند که با ناچار کار در بیرون را باید بپذیرن. یعنی کار صرفا به عنوان وقت پر کردن و در عین حال وضع مالی مناسب برای بانوان مناسب نیست. یکی از پدیده های اشتباه در جامعه به کار گرفتن زن ها در هر شغل و منصب ودر عین حال تن دادن خانم ها به این نوع مشاغل با دست مزد کم باعث بوجود آمدن بسیاری از ناهنجاری های جامعه می شود. به نظر من میزان احترام به حقوق زن بیشتر توسط خود زن بدست می آید. یعنی این زن است که به جامعه تحمیل میکند که چگونه به حقوق من احترام گذاشته بشه. و اما آقایون عزیز. آقایون در احقاق حقوق معنوی و جامع شناسی بانوان اگر وظیفه شون از خانم ها بیشتر نباشه قطعا کمتر نیست. آقایون می توانند با فراهم کردن شرایط مناسب مادی و معنوی ضمینه عدم حضور بانوان رو در محیط های کار ناسالم را فراهم کنند. آقایون با استفاده از آموزه های دینی و مذهبی و همچنین با برخورداری از اصول اخلاقی مناسب و صحیح برگرفته از سیره اهل بیت (س) می توانند حضور خانم ها رو در محیط های اجتماعی بپذیرن و به اون احترام بگذارند.
mobina_aminfar
mobina_aminfar
٩٧/٠٤/٣١
١
٠
خانم ها برای چی باید از کار اجتناب کنن؟ ما با این حرفا جلوی پیشرفت کردن خانوم هارو میگیریم. مگه خانوما باید زندگیشونو فقط وقف بچه و همسر و خانه داری کنن؟ و خیلی از کارام هستن نیاز به قدرت بدنی بالا نداره.
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
سلام مبینا خانم. به نظر من پیشرفت در اذهان ما شاید کمی اشتباه تعریف شده. اینکه زن بتونه مدیریت خانه و تربیت صحیح فرزندان رو عهده دار باشه و با درایت و تدبیر درست بتونه فضای خانه شو دلچسب و آرام بخش درست کنه پیشرفت نیست.!!؟ مگر غیر از اینه که مشکلات و هنجارهای اجتماعی که الان کم و بیش با اون برخورد میکنیم ناشی ازتربیت نادرست فرزندانه. این که من میگم شعار نیست باور قلبی و عقلی منه. به نظر من کاری سخت تر و پیچیده تر از مدیریت خانواده تو این دنیا وجود نداره. و این مدیریت هم فقط خانم های عزیز هستند که توانایی اون رو دارن.
mobina_aminfar
mobina_aminfar
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
پیشرفت در ذهن ما اشتباه جا نیفتاده. تعریف پیشرفت برای هر کس متفاوته. به نظر من اینکه زن تربیت فرزندانشو به نحو صحیح انجام بده پیشرفت نیس. ولی اینکه بتونه به جایگاهی از جامعه برسه که دارای مقام اجتماعی بشه، به کسی متکی نشه و بتونه خودش از پس کاراش بربیاد پیشرفته. اینکه یک زن کار نکنه چون باید به بچه هاش برسه بزرگترین ظلمه. چون با کار کردن میتونه اعتماد به نفسشو بالا ببره اگاهی بیشتری نسبت به جامعه داشته باشه و استقلال مالی داشته باشه و از اینکه برای جامعه مفیده احساس رضایت از خودش داشته باشه
sara_j
sara_j
٩٧/٠٤/٣١
٠
٠
سعی کردید مدافع زنان حرف بزنید اما دقیقا برعکس صحبت کردید اتفاقا این که خانم ها توی هر شغلی تونستن خودشونو نشون بدن نشان از توانایی هاشون داره که البته شاید به مذاق آقایونی مثل شما که مذهبی هستید خوش نیاد... در ضمن "زمینه" نه "ضمینه"
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
ممنون بابت غلط املایی. اول اینکه من خواهش میکنم اصطلاح مذهبی رو در اینجا بکار نبرید. فاصله ما تا مذهب خیلیه و باید تلاش کنیم به همه دستورات مذهبی که همه اون با عقلانیت آمیخته شده رو اجرا کنیم. البته که تو بعضی از مشاغل این خانم ها هستند که موفق ترند شاید هم بخاطر فراوانی این موضوعه. اما به نظرم باید بتونیم و بخواهیم که درک کنیم فلسفه خلقت زن برای چیست. باید بفهمیم و درک کنیم که رسالت وجود زن برای چیست. آیا درآمدزایی و تن دادن به هرنوع فعالیت جز وظایف خانم هاست یا ما سعی کردیم که این وظایف رو جابجا کنیم.
mobina_aminfar
mobina_aminfar
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
هدف از خلقت زن اینم نیست کع فقط به فکر بچه هاش و همسرش باشه و نتونه اونجور که میخواد زندگی کنه..‌.
S_RAZMEGAHE
S_RAZMEGAHE
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
به نظر من باید بیشتر بدنبال رسالت های واقعی گشت تا موضوعات کم اهمیت. مشکل زمانی بوجود آمد که عوام فکر کردن که خانه داری و تربیت صحیح فرزند کاری معمولی و کم اهمیته.
mobina_aminfar
mobina_aminfar
٩٧/٠٥/٠١
٠
٠
من نگفتم کم اهمیته اتفاقا خیای اهمیت داره ولی این همه زندگی یه خانوم نیست که همش دنبال بچش باشه که... همش نگرانش باشه که امروز چیکار کرد که بیست سال دیگه اون بچه بزرگ شد یادش نباشه همچین مادری داره. اونوقت مادره فکر کنه بیست سال پیش میتونسته برای خودش زندگی کنه....
محمد چودن
محمد چودن
٩٧/٠٥/٠٢
٠
٠
با سلام ممنون از تحلیلتون . خلاصه بگم نظرمو .. برابری حقوق زن و مرد یک اصطلاح اشتباهه چون زن و مرد دو موجود متفاوتند و اینکه میگیم حقوق زن رو احیا کنیم به این معنی نیست که هرکاری مردها میکنند زن ها هم باید انجام بدن که بحث توان فیزیکی و اینا مطرح بشه ... برابری حقوق یعنی به لحاظ حقوقی یک زن با مرد برابر باشه .. حق نظر و رای و تغییر داشته باشه .. بتونه نماینده ، وزیر و رئیس جمهور بشه ... امروز ما یک رئیس دانشگاه زن نداریم .. امیدوارم یک روزی برسه که ایده ها و فکر ها مهم باشه نه افراد ..
پربازدیدتریـــن ها