عشق میان دو همجنس!
علل به وجود آمدن همجنس گرایی و درمان آن

عشق میان دو همجنس!

نویسنده : محدثه عارفی

سکوت سالن، صدای تیک‌تاک ساعت و ورق زدن کتاب‌هایی که روی میزمان گذاشته بودیم. در اعتکاف علمی بودیم. من صندلی جلو بودم و داشتم درس می‌خواندم که صدایی حواسم را پرت کرد. صدایی از میز پشت سرم. فکر کردم اشتباه شنیده‌ام. دوباره خواندم و دوباره صدا. به دست‌هایشان نگاه کردم که عاشقانه در هم بود و فهمیدم انگار چیزی غیر‌طبیعی وجود دارد. دو روز بعد، یکی‌شان آمد کنارم نشست و گفت ما دختر‌عمه، دختر‌دایی هستیم. از کوچکی عاشق هم بودیم. ما مدام با هم در یک اتاقیم و همه فکر می‌کنند درس می‌خوانیم و خندید! این دیدار، نقطه شروع آشنایی من با همجنس‌گرایی بود. نخستین بار بود که یک دختر درست رو به رویم نشسته بود و از عشقش به دختر دایی‌اش می‌گفت. 

از آن موضوع مدت‌ها گذشته. آن زمان پشت کنکور بودم و الان لیسانس را هم گرفته‌ام. آن زمان شبکه‌های اجتماعی نبود. یعنی به این پررنگی نبود. در آن زمان دیدن این پدیده برای من عجیب بود اما امروز همه ما بارها با این پدیده مواجه شده‌‌ایم. 

در این مطلب می‌خواهیم بزنیم روی دور تند و همجنس‌گرایی را از شروع بررسی کنیم. این‌که چطور به وجود می‌آید و ریشه آن کجاست؟ در این باره با هانیه سامانلو، روانشناس بالینی و مشاور خانواده، گپ و گفت مفصلی داشتیم که نتیجه آن را در ادامه می‌خوانید.

 

همجنس‌گرایی در افراد چطور به وجود می‌آید؟ 

می‌دانید همجنس‌گرایی الان در علم روانشناسی دیگر بیماری نیست، بلکه یک گرایش است! یک گرایش با ضرر و زیان‌های زیاد. گرایشی که به کودکی فرد بستگی دارد. همه‌چیز برمی‌گردد به شرایط رشد فرد در کودکی. در ایران متاسفانه تربیت عمدتا با مادر است و مادر هم نصف تربیت است و تمام آن نیست. خب! تصور کنید پدری برای فرزند پسرش، نقش پررنگی ندارد، به ناچار او از مادرش الگوبرداری می‌کند. می‌شود پسری با ادا اصول دخترانه، یا بالعکس. چیزی که الان در ایران زیاد می‌بینیم. 

ما در همایش‌های روانشناسی تاکید می‌کنیم که اگر بچه پسر است، مادر خودش را بکشد کنار و پدر نقش موثر بگیرد. در جلسات و دورهمی‌ها با پدر شرکت کند. رابطه‌ پسر با پدر و همجنس‌هایش زیاد شود. اگر در کودکی این اختلال را پیش ما بیاورند، با این ترفند‌ها درمان می‌شود ولی در بزرگی؟ سخت‌تر است. خیلی سخت‌تر.‌ البته باید اول مطمئن شویم فرد همجنس‌گراست. 

 

چطور مطمئن می‌شوید؟ همجنس‌گراها چه علائمی دارند؟

ما برای تشخیص خودمان علائم و کاراکتر‌های خاصی داریم. اينطور نيست كه هروقت دو همجنس دیدیم كه خيلي هم را دوست دارند و به اصطلاح لاو مي‌تركانند حکم بدهیم كه همجنس گرا هستند! باید خیلی مسائل بررسی شود.

 

بزرگ‌ترین مشکلی که دامن‌گیر یک همجنس‌گراست، چیست؟ 

از مهم‌ترین ضررهای این روش باید به عدم توانایی بارداری اشاره کرد. این افراد هرگز لذت مادر/پدر شدن را نمی‌چشند. رابطه‌های غیر نرمالی دارند که هم به روح آن‌ها آسیب می‌زند، هم به جسم‌شان. این را هم باید بگویم که هرگز با اینطور روابط به اوج لذت نمی‌رسند. 

 

در ایران خودمان همجنس‌گرایی بیشتر در خانم‌ها دیده می‌شود یا آقایان؟

در عمل چیزی که ما به عنوان مشاور می‌بینیم تعداد بیشتر خانم‌هاست. البته دلیلش هم محدودیت کمتر است. در خانم‌ها صمیمیت زیاد، خیلی در جامعه نمود ندارد. اما برای آقایان همین لمس بدن و صمیمیت هم لو‌دهنده است. 

 

دقیقا چه علائم و کاراکتر‌هایی، شما را از وجود این موضوع مطمئن می‌کند؟

ما برای اینکه با قاطعیت نظر بدهیم باید به نوجوانی فرد نگاه کنیم. همجنس‌باز در نوجوانی هیچ‌گونه فانتزی با جنس مخالف ندارد. نه تصور و نه حتی خیال‌پردازی! او با همجنس خودش تحریک می‌شود و غیر از این را نمی‌تواند تحمل کند.

اگر آقا باشد و بیاید پیش منِ مشاورِ خانم، به ریز رفتارهایم حساس است. خب! من به عنوان فرد عادی، مطمئنا در رفتارهایم علائمی نسبت به جنس مخالف دارم. مثلا صدایم را متین‌تر می‌کنم. مقنعه‌ام را درست می‌کنم. در‌این‌صورت مردِ همجنس‌گرا فکر می‌کند، دیدم جنسی شده و مشاوره را ادامه نمی‌دهد. آن‌ها خیلی حساسند و از هرگونه تمایل جنس مخالف، بدشان می‌آید.

این افراد خیانت نمی‌کنند که اگر بکنند خب از سر تنوع‌طلبی است و دیگر همجنس‌گرا حساب نمی‌شوند. آن‌ها اصلا ازدواج نمی‌کنند. اکثرا تنها هستند و به این راحتی توی اجتماع پیدا نمی‌شوند.

 

انزوای همجنس‌گرایان دلیل خاصی دارد؟

افرادی که تربیت‌شان تنها با یک والد بوده یا تربیت جنسی نداشته‌اند، خب در نوجوانی به صورت ناخودآگاه به سمت این گرایش می‌روند. آن‌ها اولین گرایش جنسی‌شان با همجنس است. اینطور هم نیست که فرد پست فطرت باشد و از عمد این کار را بکند. نه! بلکه او هم تا قبل گرایش جنسی‌اش یکی عین ماست. حتی خودش هم در سن بلوغ تعجب می‌کند و از خودش می‌پرسد: من چرا اینطوریم؟ چرا مثل دوست‌هایم نیستم؟ چرا گرایش به جنس مخالف ندارم؟ 

این افراد رنج زیادی را تحمل می‌کنند تا هویت جنسی‌شان را کشف کنند. حتی ممکن است در گروه همسالان، مدرسه یا خیابان مورد تعرض قرار بگیرند. این افراد معمولا هم توسط جامعه و هم توسط خودشان، سرزنش می‌شوند. در نتیجه تنهایی را ترجیح می‌دهند.

 

تربیت جنسی درست چگونه است؟

تربیت جنسی از همان دو سالگی شروع می‌شود. مادر و پدر اگر موقع بوسیدن فرزند، از او اجازه بگیرند، عملا تربیت جنسی را آغاز می‌کنند. قرار نیست به بچه دو ساله مسائل زناشویی آموزش داده شود، ولی اندام‌های خصوصی را که باید بداند. مادر می‌تواند بگوید «ببین دختر! مثل مسواکت که خصوصیه. مثل اسباب بازیت که خصوصیه و باید اجازه بگیریم بهش دست بزنیم یا به نی نی دیگه بدیم، این جاها هم خصوصین و کسی نباید بهشون دست بزنه. اگر کسی دست زد، هرکی بود، خاله، عمو، دایی، رابطه رو قطع می‌کنی و به من میگی. فقط به مامان و آقای دکتر اگر حالت بد شد، میتونی نشون بدی.» چنین بچه‌ای آموزش لازم را دیده و سلامت جنسی‌اش تا حد زیادی تامین شده است. 

 

علم روانشناسی چطور با همجنس‌گرایان روبه‌رو می‌شود؟ 

در وهله اول ما دنبال درمانیم تا فرد به فانتزی‌های جنسی یک آدم نرمال برگردد. بعد از 6 یا 9 ماه مشاوره و روانکاوی، اگر فرد درمان نشد باید وارد وادی حمایت شویم. همجنس‌گرا خودش را سرزنش می‌کند. باید لااقل از اطرافیان در امان باشد. این افراد اگر آسیب ببینند، احتمال خودکشی بالایی دارند.

 

یعنی اگر درمان جواب نداد، با حمایت آن‌ها را به اجتماع می‌فرستید؟

اگر مرحله درمان جواب نداد، حالا باید وارد مرحله‌ای شویم که فرد موضوع را بپذیرد. بعد مدیریت ارتباط را آموزش دهیم. مدیریتی که بگوییم تو می‌توانی آن خانم را دوست داشته باشی ولی نمی‌توانی با او ازدواج کنی. 

بعضی جوامع به آن‌ها حق و حقوق می‌دهند و برخی جوامع مثل ایران معتقدند این مصداق اشاعه فحشاست و با آن‌ها مقابله می‌شود. ما به تربیت جنسی در کودکی معتقدیم که جلوی خیلی از اتفاقات را می‌گیرد. اگر فرد تجربه رابطه فیزیکی با همجنس را نداشته باشد، احتمال درمان او بالا است. 

 

من یک دختر یا پسر نوجوانم و دنبال صمیمیت با دوستانم! چطور بفهمم این افراد دگر‌جنس‌گرا و نرمال هستند؟

افراد همجنس‌گرا ، سراغ رابطه با هرکسی نمی‌روند. فرد همجنس‌گرا گاهی کنترل خودش را از دست می‌دهد و دستی به جسم و بدن فرد می‌کشد یا به نحو خاصی از اندام دیگری تعریف می‌کند. طوری‌که انگار یک مرد دارد به اندامت نگاه می‌کند. 

اگر حس کردید رابطه‌تان زیادی صمیمی شده. دوست‌تان می‌گوید: مگه نگفتم دیگه با فلانی حرف نزنی؟ بدون اجازه من بیرون نرو! بیا خونه‌ ما تنها باشیم. این‌ها علامت خطر است. پله پله بالا می‌رود تا به رابطه نادرست ختم می‌شود. اینطور روابط را باید از اول قطع کرد. هیچ مدیریتی هم ندارد. تنها قطع رابطه کارساز است. اگر هم فرد آزاری رساند یا اصرار کرد به او هشدار دهید که اگر ادامه دهی، گزارش می‌کنم. در صورت تکرار واقعا گزارش کنید. این به نفع هر دوی شماست. 

برچسب ها
همجنس گرایی چیست
عوامل همجنس گرایی
درمان همجنس گرایی
تفاوت صمیمیت و همجنس گرایی
همجنس گرا
شناخت همجنس گراها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٢٣
٦
٢٨
عالی بود ...چقدر همجنسگرایان انسانهای ضعیف و پستی هستند ‌.
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٣
٢٠
٤
مگر شما متن بالارو نخوندین؟ مگر خودشون خواستن اینطوری بشن ک شما میگی پستن؟! مگر نخوندین که خودشون هم فشار شدیدی رو تحمل میکنن؟ بنظرم نباید به ترنس ها و همجنسگراها انگ بزنیم..بجاش باید دنبال کمک شون کنیم و همایت شون کنیم تا برن دنبال درمان تا مثل من و شما و خیلی های دیگه آدمای عادی بشن.
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٢٣
٤
٢٢
نخیر متن بالارو نخوندم .علم غیب داشتم که کامنت گذاشتم ؟؟نظرم به هیچ وجه قابل تغییر نیست . پ ن . از وقتی که همه شدن کارشناس دیگه کامنت گذاشتنم،،، ،بماند
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٣
١٤
٣
خب تغییر ندین آقا..کسی ک با شما دعوا نداره..نظر هر آدمی محترمه.هرچند ک ممکنه حقیقت یک چیز دیگه باشه
سپهری
سپهری
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
والا من چند تا مطلبی که الان دیدم شما خودت زیر همه پست ها کامنت گذاشتی و اظهار نظر کردی یه سوزن هم به خودمون بزنیم بد نیست
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٢٣
٢
١١
بله .این حرف و میزنم .رو حرفمم وا میستم .همجنسگرایی یعنی چی ؟؟یعنی منفی نگری .یعنی نداشتن قدرت اراده ..اون کامنت و گذاشتم .که بگم واقعا ادم های ضعیفی هستن .متاسفانه جامعه ی امروز ما ن قدرت دیدن چنین افرادی رو دارن .و نه میپذیرن همچین افرادی رو .چون تمدن بشری که در کل دنیا وجود داره .هیچ سمت و سویی به کشور ما نداره ..مگر کشورهایی که همجنس گرایی روگسترش میدن و خیلی ام طرفدار داره .بنظرت آگاهانه تصمیم میگیرن ..نخیر جانم ..ترس از گسترش جوامع بشری و خیلی عوامل دخیل و مرتبط با آن باعث گسترش چنین عاملی شده است ...الان در جامعه ما هستند افراد بسیار ضعیفی که ادای بقولی روشن فکری و دین ستیزی دارند .و بسیار اگاهانه و‌خلاقانه تبلیغ همجنس گرایی میکنن .بنظرت میشود اینارو درمان کرد ..شاید علم روانشناسی چیز دیگه ای بگه .ولی ولله آخر همه ی این برنامه ها شکسته ..چیزیکه پزشکان و‌متخصصان خبره ی دنیا سالهاست که در درمان همچین فریضه ای نوظهور و غیر قابل کنترل نتوانسته اند راه به جایی ببرد .. پ ن .اول ...مقر همجنس گرایان و مبلغان همجنس گرایی پارک ها و مکان های شلوغ و خلوت تهران . پ ن دوم ...همجنس گرایی باید از کودکی کنترل شود .و درمان این پدیده فقط و فقط و فقط به خانواده بر میکردد ..چیزی که خانم دکتر عرض کرده بودند .... پ ن سوم ....جامعه ی ما بنا به شرایط ویژه ای که در بین کشور ها دارد .میتواند بستر مناسبی از دیدکاه دشمنانش برای گسترش خیلی چیزها شود ..پس اگاه باشیم ..
s_bagherzadeh
s_bagherzadeh
٩٧/٠٣/٢٣
١١
٢
کی خواست ادای روشن فکرا و دین ستیزا رو دربیاره..اصن کی خواست اینو گسترش بده؟!فقط من میگم باید یه همجنس گرایی به چشم یه بیمار و ادمی ک وضعیت الانش یه خواست خودش نبوده نگاه کرد و کمک کرد به درمانش و درمان داره این مشکل همونطوری ک تو متن گفته شد..فقط من میگم ک ادمیو م وضعیتش به انتخاب خودش نبوده رو نباید قضاوت کرد و بهش برچسب چسبوند.
Nazi_azar
Nazi_azar
٩٧/٠٣/٢٤
٥
٤
درمان؟ فکر کنم کلا در اشتباه به سر میبرید و بهتر بود قبل از دست به قلم شدن با چند نفر از این افراد همکلام میشدید
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٣/٢٤
٨
٢
مطلب درباره ترنس ها یا دوجنسه ها نیست! همجنس گرایی نوعی اختلال هست و تمام اختلالات و انحرافات جنسی با جلسات روانکاوی قابل درمان و کنترلن.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
١
٢
عزیز من در مصاحبه هم ذکر کردم درمان این افراد از موردهای زمان گر و سخت هست. مشاور هم این رو گفتن. ولی غیر ممکن نیست. اما تعداد زیادی درمان نمیشن که اونها مدیریت ارتباط رو یاد می گیرن.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٢
٢
ممنونم که با دقت مطلب رو می خونید.
M.ahmdi
M.ahmdi
٩٧/٠٣/٢٤
٦
٠
سلام مطلب خیلی جالبی بود، به نظر منم میل و رغبت جنسی طی گذر از دوره هایی و شرایطی تغییر میکنه، و برچسب زدن روی کسی یا لقب دادن فقط قضاوت بیجاست، چه بسا اگه ما هم جای این افراد بودیم همین اتفاقات برامون میفتاد، پس مردم رو از داخل چاردیواری خونمون قضاوت نکنیم! ممنون از جیم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
چه جمله قشنگی :) درسته. نباید قضاوت کرد.
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٧/٠٣/٢٥
٨
٠
خداقوت. اول باید بگم که این مصاحبه خیلی عجیب بود! روی کاربرد کلمات دقت بیشتری باید به خرج داده میشد. مخصوصا وقتی با چنین موضوعی روبه‌رو هستیم. کاربرد عجیب غریب کلمات، نه فقط توی متن مصاحبه، که توی تیتر هم نمایان بود. بهتر بود ابتدا تعریف تون از عشق و تفاوتش با میل جنسی (درصورت وجود) میگفتید. اولین بار بود که تیتر یک مطلب رو با علامت تعجب در انتهاش میدیدم. مرجع نظراتِ توی مصاحبه با وجود این که متخصص هست، باز هم قبول کردنش سخت به نظر میرسه. روی تربیت جنسی و تاثیرش روی گرایش فرد به همجنسگرایی صحبت کردید. در صورتیکه اواخر مصاحبه وقتی تربیت جنسی رو تعریف می کنید، مفهومی بسیار جدا از چیزی بود که بعنوان "عامل سوق به همجنسگرایی" معرفی کردید. خودتون هم مطمئناً متوجه این شده اید. گفته شد که اگر فرد با جنس مخالف تحریک نشه، ازش میشه بعنوان یه علامت همجنسگرایی نام برد و باز حاصل همون تربیت تک والدی و عدم تربیت جنسی است. خب پس ینی بایسکشوال ها الان اوکی هستن از نظر کارشناس؟ :)) چون با جنس مخالف هم تحریک میشن، تربیت موردی نداشته از نظرشون؟ ... جای خوشحالیه که سمت بررسی همچین مسئله ای رفتید. اما انتظار می رفت که با یه مصاحبه سر و ته قضیه رو جمع نکنید. موفق باشید
هدی
هدی
٩٧/٠٣/٢٥
٠
١
فکر میکنم بیشتر منظور این بوده که فرد کسی نداشته باشه که نقش زن/مرد رو ازش الگو بگیره. حالا والد هم نه. از دایی و خاله بگیر تا معلم میتونن نقش این فرد رو بازی کنن.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
اتفاقا قضیه دو تا مصاحبه س که انشالله روی سایت می فرستم و اون رو احتمالا با روانشناس دیگه ای می گیرم. ولی در مورد تیتر انتخاب جیم بود. و در مورد اشکالتون به تربیت جنسی برام عجیبه که اکثرا به این جمله توجه نکردید که مشاور گفته در صورت داشتن چنین تمایلی، این شرایط، آن را تقویت میکند و این مسئله رو روانشناس عدم حضور فرد در گروه همجنس و الگوی همجنسه. تربیت جنسی که در انتها پرسیدم برای سوالیه که بعد از اون مطرح میشه. منظورم مدیریت روابطه. که فرد نرمال با این تربیت جنسی وارد رابطه با همجنس گرا نمیشه.در مورد دو جنسه ها من از مشاور سوال نپرسیدم و ایرادی بهشون وارد نیست. ولی بعضی ابهامات تون رو در مصاحبه بعدی می پرسم و امیدوارم پاسخ بدم.
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٧/٠٣/٢٥
٨
١
نظرات کارشناس واقعا عجیب و غیر کارشناسی بود یعنی هر کسی ک تک والدی باشه احتمال گرایش ب همجنسگرایی داره؟!!اینجوری باشه ک واویلاس 😂
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٢
نه عزیز. در ابتدای مصاحبه هم گفته شد که درصورتی که این حالت روحی رو داشته باشن، شرایط تقویتش میکنه.
محمد یاسین
محمد یاسین
٩٧/٠٣/٢٥
١
٣
متن زیبای بود ممنون
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
١
:)
هدی
هدی
٩٧/٠٣/٢٥
١
١
سلام. پس خدا رو شکر همجنس گرایی ژنتیکی نیست ؟ همیشه برام سوال بود. بقیه گرایش های جنسی چی ؟ کاش در مورد اون ها هم توضیح میدادین
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٧/٠٣/٢٦
٢
٠
من در بارش سرچ کردم اتفاقا ژنتیکی هست و اختلالات هورمونی هم باعثش میشه..عوامل محیطی ام میتونه فعالش کنه؛ جایی خوندم باهیپنوتیزم هم درمانش میکنن
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
١
٢
ژنتیکی نیست! این رو من به عنوان سوال جدا پرسیدم. هورمونی میتونه باشه و البته یه جور گرایشه که شرایط فعالش میکنه
سپهری
سپهری
٩٧/٠٣/٣٠
١
٠
ژنتیک هم میتونه تاثیر گذار باشه خانم عارفی چطور بسیاری از رفتار و خصوصیات اخلاقی میتونه ژنتیکی انتقال پیدا کنه اما این مورد نه؟! این دوست شما واقعا روانشناس بودند؟!!
محمد یاسین
محمد یاسین
٩٧/٠٣/٢٦
٥
٠
اینها هم ادم متل همه ماها
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
اوهوم
bahareh.jahangiri6565
bahareh.jahangiri6565
٩٧/٠٣/٢٧
١
١
واقعا فوق العاده و عالی بود امیدوارم روزی برسه ک در ایران ماهم ابراز نظر راجع ب دیگران انقدر راحت نباشه انقدر راحت دیگران رو قضاوت نکنیم چون ما جای اونها نیستیم
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٠
درسته :)
k_koolak
k_koolak
٩٧/٠٣/٢٧
٠
٢
ممنون واقعا نمیدونم چی بگم... هم جنس گرا دپ جنس گراو... که داره تو دنیا کم کم عادی میشه
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٧
٢
٢
البته این رو بگم که همجنس گرایی با همجنس بازی فرق داره. اولی دست فرد نیست ولی دومی چرا! اولی گرایشه و دومی انحراف
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٢٨
٠
٠
گفتمان های شدید و پدافندی که در دیدگاه ها توان دید نشان از این دارد که آدمیان هم ژامندگرا (هم جنس گرا)، و دوژامندگرا (دو جنس گرا / بای سکشوال) در میان این گونه نگاه ها و اندیشیدن ها بسیار شوربخت و درمانده خواهند بود در میان ما. از این رو آن بدون چاره گان و شوربختان کرپانی (قربانی) نگاه های ما گردند - گویی که از بیماری خوره (جذام) رنج می برند. در بین چنین نگاه هاست که فردهای کژدیس گرا (منحرف {جنسی}) از این آب گل آلود ماهی گیرند.// گفتمان نه از سوی ویژه کار (متخصص) و نه از سوی کاربران به داده ها و دانش روز نگرش بسنده دارد - گرچه از سوی ویژه کار بخشی به درستی و به جا بیان شده.// داده ها بر این گواه دارد که برخی آدمیان در بدن نرولاسی (جنسیت) ناهم سو (مخالف) زاده می شوند. بدن آنان یک نرولاسی دارد و مفزشان نرولاسی ناهم سوی آن؛ برخی دیگر نیز مغزشان نرولاسی دوژامندگرا را دارا می باشد. این گونه آدمیان در بیشتر راستاها، اگر که نگرش درست از سوی پدر، مادر، و/یا ویژه کار باشد، نرولاسی مغز خود را، که همان نرولاسی راستین آنان است، تا دوسالگی نشان می دهند. این گونه افراد به راستی ناهم سوی فیزیک خود، نرولاسی مغزی دیگری دارند. راستین آن این که این گروه «هم جنس گرا» و یا «دوجنس گرا» نمی باشند، که فیزیک آنها دیده ها را فریب می دهد. زندگی راستین آدمیان زندگی مغزی باشد، چراکه زندگی گیاهی (فیزیک تنها) از دید پزشکی گونه ای مرگ است. رفتار ناشایست با این افراد ستم به آدمیت است، چراکه هوده (حقوق) آنان زیرپا گذاریم. گرچه، ستم هیچ کس را روا نیست. ازسوی دیگر فراموش نشود که بسیاری از این آدمیان هرگز در پی راستاهای ژامندی نمی روند، برهان های آن گوناگون است، پس پسوندِ «گرا» به سختی کاربرد پیدا می کند.// پی گیری را در دیدگاه پسین دنبال کنید.
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٢٨
٠
٠
بخش دوم//// بخش خردتر «هم / دو جنس گرایی» (به ویژه «هم جنس گرایی») پرورشی ست و نه نرولاسی مفزی. بزرگ ترین کاتالیست آن نیز تک سرپرستی ست (پدر تنها یا مادر تنها) که پی رو جدا شدن زن و شوهر چهره زشت خود را نشان می دهد. به این راستا بر می گردیم، که جستاری دیگر، آن نیز از گونه پرورشی، برگرفته از دستان (اسطوره / استوره) یونان(ی)، شایانِ اشاره است.// در روان شناسی دو گره روانی (عقده) در رفتار کودکان شناسایی شده، با نام های گره روانیِ اُدیپوس (Oedipus complex) و گره روانیِ الکترا (Electra complex). نخستین به فرزند پسر برمی گردد، دومی به فرزند دختر. در هرکدامین از آنها یکی از زادوران (والدین) که هم ژاوند (جنس) فرزند است در دریافت موهبت و «عشقِ» زادور دیگر، هم آورد (رقیب) آن فرزند می شود. پدر هم آورد پسر، از دید پسر و نه پدر، باشد برای نگرش (توجه)، مهر، و «عشقِ» مادر. همین فرنود (منطق) را در راستای فرزند دختر، با جا به جا کردنِ دو زادور به کار برید. اگر زادوران در راستای آموزش و پرورش فرزندان به درستی کُنش نکنند، زیاده روی در این دو هم آورد از راهِ اُدیپوس و یا الکترا می تواند به «هم جنس گرایی» پرورشی بیانجامد.// دو فروزه (شخصیت) در دستان یونان با این نام ها باشند، که زیگموند فروید با الگو گرفتن از آنها این گره های روانی را برای نخستین بار شناساند - ناگفته نماند که آنانی که دستان یونان به خوبی نشناسند بر این باورند که الکترا می خواست با پدر خود پیوند کند، و اُدیپوس با مادرش، که این چنین نیست و داستان هردو دستان نگاهی دیگر دارد که بماند، جایش این جا نیست و به گفتمان ما یاری ی، بیش از آن چه در بالا آمد، نرساند.// در بخشِ پسین برمی گردیم به جستار فرزندانِ پیوندهای زن آ شویی از هم گسسته.
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٢٨
٠
٠
بخش سوم//// آن گاه که پدر و مادر از یک دیگر جدا می شوند، فرزندها، بی گمان، آسیب خواهند دید. یکی از آن آسیب ها از گونه ی این گفتارنامه (مقاله) سَرِ پلشت خود را نشان دهد.// بین سال های بین ۴ تا ۱۰ / ۱۲، فرزند با مادر و یا پدر هم سرشت پنداری می کند، آن جایی که تنها یکی از زادآوران و نه هردو در زندگی اوست. دختر با مادر، یا پسر با پدر آمیخته ای ست که در آن آسیب از اینگونه دیده نخواهد شد. آن گاهی که پسر با مادر، و یا، دختر با پدر باهم زندگی کنند، در آن سال های بین ۴ تا ۱۰ / ۱۲، درسد (درصد) بروز «هم جنس» گرایی در زندگی آتیه آنها زیاد خواهد بود. پسر همان خواهد که مادر؛ پسر بسیار با فیزیک مادر آشنا شده، به گمان آورید مادری که لباس خود را در برابر فرزند، از برای نمونه، پنج ساله، به تن می کند. از این رو کنجکاوی در راستای زنان آن چنان در گمان آن فرزند پسر پدیدار نمی شود. یا اینکه، مادر همواره با دوستان زن دیگرش همراه فرزندش است. همه ی اینها فرزند پسر را جویا و جویاتر می کند تا در باره ی اویی کنجکاو شود که خردتر در دست رس است - هم ژواند خودش. از سوی دیگر چون مادر تنها زادآور اوست، از روی موهبت نگاه زنانه پیدا می کند در راستای جستارهای گونه گون، که «جنسیت» یکی از بزرگ ترین اش باشد. همین همانند (مثال) را در راستای فرزند دختر در زندگی با تنها زادآور - پدر - به گمان آورید.// سال های بین ۴ تا ۱۰ / ۱۲، سال های پیدا کردن خویشتن خویش از نگاه فیزیکی به شمار آید. // در بیشتر از هم جدا شدن زن و شوهرها، فرزند/ فرزندها، به ویژه اگر در سال های خرد زندگی باشند، به مادر سپارده می شوند. از نگاهِ «هم جنس گرایی» فرزندان پسر کُربانی (قربانی) این از هم گسستن باشند - اگرچه، هردو فرزندان پسر و دختر در راستاهای دگری نیز آسیب خواهند دید.// بخش پایانی در زیر پدیدار می گردد.
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٢٨
٠
٠
بخش ۴ / پایانی/// ترژادها (ترا جنسیتی ها) درسد بالاتری از آسیب های پرورشی درون و برون خانگی برهان رفتارشان است - آن جا که آنها را در کنار هم/دو «جنس» گرایان می گذاریم.// در پیرامونی (محیطی) که گونه های آمده در سه بخش پیشین موردِ بی مهری و برخورد نامناسب مردمان قرار گیرد، کژدیسان (منحرفان) «جنسی» به بهانه های گوناگون کارهای پلشت خود را زیر برنامِ (عنوان) «هم / دو جنس» گرایی به رخ کشیده، خود را بیمار نشان می دهند، تا بی شرم و تبه کار.// در کنارِ دیدگاه های بالا دیده می شود که فردادهای (امتیاز های) ناسازگار (منفی) و سازگار (مثبت) بالایی به دیدگاه کاربران داده شده. شاید این نشان از این باشد که بسیاری گراینده اند (مایل اند) دیدگاه های ی بگذارند که پذیرفتنی نیست در این بده و بستان های نه چندان دوستانه. از این رو آن دوستان دیدگاه شان با فردادها به رخ می کشند - ای کاش که بگذاریم فرنود (منطق) و دوستی جانشین پی ورزی نا بخردانه (تعصب) گردد، مبادا که در گردی های (دایره های) هرچه تنگ تر و تنگ تر به دور خود چرخیده، بی خبر از دوستان دگرمان باشیم. که، به گفته چارلز دیکنز، همه ی ما هم سفران راه مرگ هستیم و بر یک دیگر برتری نداریم.//// بر این باورم پیش از هر گفتگو (مصاحبه) با ویژه کار (متخصص) بایستی که تا آن جا که توانیم از اینترنت و نوشته ها توشه برداریم در راستای گفتگو. اگر که چنین کنیم، گفتگوی ی پربارتر در پیش روی مان باشد.// اگر نخاله گزاره ها (تایپو / «اشتباه» نگارشی) بینید در این چهار بخش، پوزشم پذیرا باشید یاران.// از نگارنده سپاسی ویژه دارم.// روزگار همگی به کام باد.
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٨
٠
٠
سلام. ممنونم از نظر کاملتون. خیلی از حرف هاتون درسته و به نظرم تحلیل به جایی داشتید.
علی_دادخواه
علی_دادخواه
٩٧/٠٣/٢٨
٠
١
مهمترین اصل در مورد موارد جنسی نحوه آموزش و یادگیری است.من که متولد دهه ۶۰ هستم تا دانشگاه هیچ گونه آموزشی در این مورد جایی ندیدم نه در مدرسه و نه در مکان های دیگر.تنها در ترم دوم دانشگاه درسی به نام تنظیم خانواده بود که بیشتر برای تنظیم بود تا آموزش مسائل جنسی.پس تا زمانی که به خاطر بعضی از مسائل نتوانیم درست و در بعضی مواقع بی پروا آموزش بدهیم همیشه شاهد جامعه ای با انحرافات گوناگون خواهیم بود. نمیدانم چرا همیشه در کشور ما بعد از حادثه دنبال راهکار هستیم.زمانی داخل فرهنگ سراهای شهرداری در مورد ازدواج کلاس هایی برگزار می شد که متاسفانه کنسل شد و من مطالب اندکی را توانستم یاد بگیرم! تازه این کلاس ها بیشتر برای جلوگیری از طلاق بود! آخه چرا باید بزاریم کار به مرحله طلاق برسد تا شروع به آموزش کنیم؟ چطور برای رانندگی باید مراحل آموزشی سخت را پشت سر گذاشت اما برای مسئله ازدواج خیلی راحت با چهارتا امضا همه چیز تمام می شود. به امید آموزش برای نسل های بعدی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٣/٢٨
١
١
آموزش مسائل جنسی حلقه مفقوده نسل ماست. امیدواریم برای آیندگان این رو در نظر بگیریم. لااقل خودمون به عنوان پدر و مادر.
لیلا
لیلا
٩٧/٠٣/٢٨
٢
٤
سلام .مطلب مفیدی بود ممنون فقط اینکه به نظرم در قسمت "تربیت جنسی درست چگونه است؟" خط پنجم در عبارت "آقای دکتر" ، کلمه ی آقا را حذف کنیم ! خانم ها هم میتونند دکتر باشند مگه نه؟ :)
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٤/٠١
٠
٠
:)
سپهری
سپهری
٩٧/٠٣/٣٠
٣
٠
نمی دونم از کجا شروع کنم و چی بنویسم اول توصیه میکنم وقتی با کفش کسی راه نرفتید قضاوت که هیچ، سعی کنید حتی در موردش فکر هم نکنید حتی اگر روانشناس باشید ولی سعی کنید همون روانشناس رو حداقل باشید!!! چون قطعا باید در شرایطی قرار بگیری که بدون پیش زمینه بتونی تجربه کنی طرف چرا و چطور و از چه زمانی این حس رو پیدا کرده موضوع بعد چرا نوشتید دگرجنس گرا و نرمال؟ اگر قرار هست دگرجنس گرا ها نرمال باشند پس چرا زحمت به خودتون میدید و از کلمات سخت استفاده می کنید؟ بنویسید نرمال و آنرمال! یعنی افرادی که گرایش به غیر همجنس دارند کاملا طبیعی و افرادی که به جز این هستند غیر طبیعی اند! یه جور مثل تعریف همون بیمار و سالم نکته بعد اینکه چرا سعی میکنید گرایش احساسی و عاطفی رو با میل جنسی ترکیب کنید؟ این دید کاملا غربی نسبت به موضوع هست در حالی که فرهنگ شرق این دو رو از هم جدا میدونه عشق به همجنس میتونه اروتیک یا نان اروتیک باشه، من از شما می پرسم عشق نان اروتیک چه تاثیر منفی بر روی فرد داره؟ افلاطون و ارسطو کسانی بودند که مدام به این نوع عشق (نان اروتیک) تاکید داشتند و اعتقاد داشتند که بسیار سازنده است(روانشناسی امروز هم این رو تایید میکنه اگر خواستید بیشتر توضیح خواهم داد). من از شما میپرسم آیا عشق شما نسبت به پدر، مادر، خواهر یا برادرتون یا حتی فرزندتون یک عشق اروتیک هست؟ از لحاظ دینی هم شاید بد نباشه به احادیث فراموش شده و سیره بزرگان دینی مون هم نگاهی داشته باشید احادیثی که مضمونش عشق و محبت و برادری است. احادیثی که بین اونها اتفاقا به در اغوش کشیدن و بوسیدن هم اشاره شده... اما حالا امروز با ترسی که شما بوجود آوردید افراد از کوچکترین ابراز محبتی می ترسند. می ترسند که انگ همجنس گرایی بخورند از اون طرف هم کودکان یا نوجوانانی که روحیه لطیف تری دارند این وسط بیشترین ضربه رو میخورند و شاید در آینده تبدیل به همون چیزی بشن که شما می فرمایید. تو همچین شرایطی نه کسی میتونه محبت کنه و نه مورد محبت قرار بگیره و این موضوع دقیقا همون همجنسگرا هراسی هست چرا سعی میکنید عشق و محبت رو صرفا در یک غالب خاص قرار بدید و چرا میخواید نهایت هر عشقی رو به ازدواج و بچه دار شدن ختم کنید؟ حقیقت اینه عشق و محبت یک انسان هیچ چارچوبی نداره و نمیشه به زور اون رو در یک چارچوب خاص قرار داد و خارج از اون رو بیماری یا اختلال یا چمیدونم هر چیز غیر طبیعی(از دید شما) معرفی کرد این رو هم فراموش نکنید که خیلی از اتفاقاتی که برای یک همجنس گرا میوفته بازخوردی از جامعه است مثل همون انزوایی که نوشتید برای اینکه بهتر بفهمید من افراد مبتلا به اوتیسم یا صرع یا... رو مثال میزنم دید جامعه به این افراد به چه شکله؟ انزوای احتمالی این افراد نتیجه مستقیم بیماری شون هست یا دید جامعه که اونها رو به انزوا می کشونه؟ اما بحثی که حتی مدافعان سینه چاک همجنس گرایی هم مثل مدافعان صرف دگرجنس گرایی نادیده می گیرند یه حقیقته که همین موضوع شاید باعث خاتمه همه بحث ها بشه اونم اینکه ما دگر جنس گرای مطلق و همجنس گرای مطلق نداریم و یا بسیار کم داریم! در حقیقت غالب افراد در هر جامعه ای تکرار میکنم در هر جامعه ای در یک طیف از همجنس گرایی و دگرجنس گرایی قرار می گیرند شاید گرایش اونها 50-50 باشه یا شاید 80-20 و یا با هر درصدی در یک قسمت این طیف که یک انتهای اون همجنس گرایی و یک انتهای دیگه دگرجنس گرایی باشه قرار میگیرند
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٤/٠١
٠
١
میدونید هر مبحث روانشناسی خیلی وسیع هست. همجنس گرایی هم همینطوره و من از بین اون فقط موضوع کوچیکی رو انتخاب کردم. در ضمن من بحثم روی موضوع جنسی همجنس گرایی بود. اون عشقی که شما میگین توی رابطه مولانا با شمس هم بوده و من اصلا مد نظر مصاحبه م نبود. نمیدونم چطور با هم اشتباه گرفتید!
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٢
تازه اون عشق یه جور علاقه عاطفی یا حتی الگو برداریه که اصلاااا ربط به موضوع من نداره و من روش دست نذاشتم.
سپهری
سپهری
٩٧/٠٤/٠٢
٠
٠
شما بفرمایید اول همجنس گرایی و همجنس بازی وعشق بین دو همجنس رو تعریف بفرمایید بعد در مورد بقیه موارد بحث کنید یک نگاهی به تیتر و متن و مقدمه مطلبتون بندازید اصلا معلوم نیست در مورد چه چیزی دارید حرف میزنید؟ فکر می کنم بقیه دوستان هم به این تناقض ها اشاره کردند آیا لازمه من تک تک تناقض هایی که در متن وجود داره رو اینجا بیارم؟ شما منظورتون هر چی بوده باشه این مباحث اونقدر در هم تنیده شدند که خیلی از مواقع مرز مشخصی ندارند در ضمن چیزی که من عرض کردم کاملا یک عشق هست و ربطی به الگو برداری نداره اون الگو برداری یه موضوع دیگست مثل همون موضوعی که در مورد تربیت همجنس اشاره کردید
لیلی
لیلی
٩٧/٠٤/٠٣
٠
٠
در جهان هم جنس گرایی در میان مردان بسیار بیشتر از این آمار در بین زنان است #مکرو مکرالله و الله خیر الماکرین# یک عمر آزگار مردان، زنان را عذاب روحی جسمی دادند تجاوز و طلاق زیاد شده بود تا اینکه خدا ظلم و ستم مردان را به خود آنها برگرداند و در نتیجه(هم جنس بازان مرد) شکل گرفتند
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٧/٠٤/٠٣
١
٠
یه راءفی پور درون دارین شما :)))))))))
لیلی
لیلی
٩٧/٠٤/٠٤
٠
٠
خب راست میگم دیگه^_^ وقتی عدالت جوابگوی حقوق زنان نیست طبیعت خودش دست به کار میشه با تغییر کردن و تغییر دادن عامل انسانی
ناشناس
ناشناس
٩٧/٠٥/١٦
٠
٠
کاش قدرت های روانی قوی تر و پرسرعت تری مثل هیپنوتیزم دردسترس برای درمان باشه که استفاده شه ...
پربازدیدتریـــن ها