پایان یک عاشقانه ناآرام
شهرزاد؛ موفق ترین سریال نمایش خانگی

پایان یک عاشقانه ناآرام

نویسنده : یاسین ناطقی

حوالی اسفند 93، ترانه علیدوستی در صفحه اینستاگرامش خبر غیررسمی نخستین حضور خود در یک سریال را تایید کرد. او گفت که در اين كار دوباره كنار شهاب حسينى و چندين بازيگر خوب و محبوب ديگر خواهد بود. آن روزها، نام شهرزاد بر سر زبان‌ها افتاد. طولی نکشید که ویدیوهایی از محل فیلم‌برداری سریال منتشر و برای اولین‌بار با بازیگران شهرزاد مصاحبه شد. آن‌ها به مردم نوید سریالی را دادند که هر قسمتش به اندازه یک فیلم سینمایی ارزش دیدن دارد. این هفته، شهرزاد با لقب پرفروش‌ترین محصول شبکه نمایش خانگی در تاریخ کشور، بعد از سه فصل به پایان رسید. همزمان با پایان شهرزاد، نگاهی داشتیم به بخش‌های تاریک و روشن پروژه چند ده میلیاردی حسن فتحی و ستارگان سریالش.

 

مخلوط تجربه و شهرت

فتحی با کوله باری از تجربه کارگردانی سریال‌های موفقی مانند میوه ممنوعه، زمانه و مدار صفر درجه به سراغ شهرزاد رفت و در حرکتی ستودنی، ترانه علیدوستیِ گزیده‌کار را به عنوان نقش اول زن سریال انتخاب کرد. از طرفی حضور شهاب حسینی به عنوان یکی از دو شریک اصلی شهرزاد در داستان، برای بسیاری یادآور خاطرات دلنشین تماشای درباره الی شد. در کنار این‌ها، حضور ستارگان قدیم و جدید سینمای ایران مانند علی نصیریان و مصطفی زمانی به همراه تبلیغات بی‌نظیر و موزیک ویدیوهای اختصاصی محسن چاووشی برای شهرزاد، همگی مخاطب را مطمئن می‌کردند که قرار نیست تجربه‌ای مانند تماشای پروژه‌های ناموفق قلب یخی، قهوه تلخ و شاهگوش را داشته باشد.

 

فصل اول

کیفیت شهرزاد در فصل اول ستودنی بود. از قصه خوب تا بازی‌های درخشان و کارگردانی قابل قبول. خلق لحظه‌های عاشقانه کم‌یاب، دیالوگ‌های نو با رنگ و بوی تاریخی، آفرینش شخصیت قباد که در سینما و تلویزیون کشور کم سابقه بود و سایر فاکتورهای فنی، شهرزاد را خاص و دوست داشتنی کرده بود. فصل اول با برگزاری مراسم عقد شهرزاد و فرهاد و ناکامی قباد در به دست آوردن دوباره شهرزاد به پایان می‌رسد، اما سودآوری سریال برای تولیدکنندگانش با ایده تجاری کردن گردن‌بند مرغ آمین تا مدت‌ها پس از پخش سریال ادامه پیدا می‌کند.  

 

فصل دوم

29 خرداد 96 فصل دوم شهرزاد منتشر شد. دیگر خبری از سعید ملکان و سید هادی رضوی در مقام تهیه کننده نبود. با شروع پخش فصل دوم، چند مورد حسابی توی ذوق می زد. دیالوگ‌های عاشقانه میان فرهاد و شهرزاد جذابیت همیشگی‌شان را نداشتند. سکانس‌های فراوان فیلم‌برداری شده در داخل ماشین، کیفیت مطلوبی نداشتند. جای خالی علی نصیریان توی ذوق می‌زد. حضور رویا نونهالی در نقش عمه بلقیس، چنگی به دل نمی‌زد و ورود کم فروغ آتنه فقیه‌نصیری در نقش ثریا، همسر شاپور بهبودی، اثر قابل توجهی در روند سریال نداشت. علاوه بر این‌ها، اثر منفی تغییر بازیگر نقش خواهر شهرزاد هم، ضربه‌ای کوچک به بدنه سریال بود. در نهایت، فصل دوم به مراتب ضعیف‌تر ازسری اول ظاهر شد و بسیاری را قانع کرد که جز پایتخت، نمی‌شود سریالی را برای چند فصل متوالی ساخت! ایده ورود شاپور بهبودی به عنوان جانشین بهبودی، به رغم بازی خوب کیانیان چندان ناب به نظر نمی‌رسید. به طور کلی فصل دوم، چیز زیادی به جزء پرداختن به فرعیات فصل اول و تکرار سکانس‌های عاشقانه شهرزاد و فرهاد نبود. هدر دادن چند قسمت به‌خاطر تصاحب رستوران خانواده جمشید و مغازه فرش فروشی هم از نقاط ضعفش بود. می‌شود گفت که فصل دوم حرف چندانی برای گفتن نداشت. 

 

رد پای ژن خوب در سریال

امیرحسین فتحی هم که به موقع در فصل اول ظاهر شد و غیبش زد، در فصل دوم دوباره وارد قصه می‌شود تا شیرین دیوان سالار را از دارالمجانین نجات دهد. ادامه دادن شخصیت صابر عبدلی برای فصل دوم و سوم شهرزاد، مسئله دور از انتظاری نبود، نویسدگان سریال چیزی برای رو کردن می‌خواستند و برای آن، امیرحسین فتحی را جلو انداختند. بازی طنزآمیز عبدلی در برخی صحنه‌های غم انگیز، پارادوکسی دوست داشتنی می‌آفرید که قدری از کسل کنندگی سریال می‌کاست.

 

و اما فصل سوم

بعد از اظهار نظر نصیریان حول ایرادهای مختلف داستانی و غیرداستانی فصل دوم، به این نتیجه رسیدیم که نه فقط خودمان، که بازیگر کلیدی فصل اول هم از فصل دوم دل خوشی ندارد. در این میان، فصل سوم شهرزاد با پخش موزیک ویدیوی جدیدی با صدای محسن چاووشی و با پلان‌های گزیده از فصل سوم که با تصور مخاطب از بازگشت شهرزاد و زندگی دوباره با قباد همخوانی داشته باشد، انتشارش را از سر گرفت. واقعا نمی‌شود از نقش اساسی موزیک‌های چاووشی در کنار صحنه‌هایی که کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد، در ترغیب مخاطب به تماشای آن چشم پوشید.  

فصل سوم از لحاظ داستانی بهبود یافته بود. هرچند که مانند فصل قبل باید در طول ده قسمت، شاهد دائمی صحنه‌های بیلیارد بازی کردن قباد، بی‌قراری‌های مادر فرهاد و... بودیم تا ببیند آخر سر شهرزاد به عمارت دیوان سالار برمی‌گردد و با قباد هم کلام می‌شود. فصل سوم شهرزاد با مرگ هاشم دماوندی و جنجال بر سر نوزاد اکرم، جذاب‌تر از قبل شده بود، اما رو در رو کردن هزار باره شهرزاد و قباد و تکرار دیالوگ‌های همیشگی، ماجراجویی‌ها و شیطنت‌های سرگرد شهربانی و حتی حذف کاراکتر قباد در قسمت پایانی، قدری احساس تکرار فصل نخست سریال را در ذهن بیننده تداعی می‌کند. اما با همه این‌ها نمی‌شود از بازی فوق‌العاده بازیگران خصوصا ترانه علیدوستی، دکوپاژ و کارگردانی خیلی خوب فصل سه گذشت. همچنین اتصال اولین دیدار شهرزاد و فرهاد در کافه نادری (فصل اول) و سکانس پایانی فصل سوم، از طریق لباس یکسان شهرزاد در هر دو این سکانس‌ها هم جالب توجه بود. در پایان باید گفت که فتحی با ساخت فصل اول شهرزاد، لطفی به ما کرد و باعث شد که باقی فصول را فقط با قراردادن‌شان کنار فصل اول، مقایسه کرد و در نهایت، شهرزاد را با شهرزاد نقد کرد.

برچسب ها
پایان شهرزاد
نقد شهرزاد
سریال شهرزاد
شهرزاد
قباد
فرهاد دماوندی
نظرات کاربران
کد امنیتی
Far!de
Far!de
٩٧/٠٣/٢٢
١
٠
ازتلخی ها وجدایی های سریال که فاکتوربگیریم،خیلی حس خوبی داش فیلمش! قسمت آخرقباد مرد؟! 😓😓😓
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٣/٢٣
٠
٠
یادداشت خیلی خوبی بود. شهرزاد سریال قوی و جذابی بود که ای کاش فصل دومش ساخته نمی شد. به راحتی قابلیتش رو داشت که توی چند قسمت خلاصه بشه. / به جز نکاتی که مطرح کردید، یکی از نقاط ضعف سریال به نظرم شخصیت اکرم بوربوران بود. اینکه هر اتفاقی می افتاد و هرچیزی که می شد، پای اکرم هم وسط بود. یا فالگوش ایستاده بود، یا اتفاقی رد می شد یا مثل کشتن بلقیس دیوان سالار نقش مستقیم داشت. توی تمام قسمت های سریال هیچ جوره نتونستم با این کارکتر کنار بیام.
m.shiezadeh
m.shiezadeh
٩٧/٠٣/٢٣
٠
٠
توی کافه جیم هم مطلبی از آقای احسان رحیم زاده منتشر شده در این باره. خوندنش خالی از لطف نیست.
پربازدیدتریـــن ها