جیم - اجتماعی‌طور - مثلث امضا، عکس و بوس! www.jeem.ir
مثلث امضا، عکس و بوس!
دربرخورد با سلبریتی ها سنجیده تر رفتار کنیم

مثلث امضا، عکس و بوس!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

1- یه امضا بدین: جلوی کتاب‌فروشی یک صف طولانی بود. فکر کردم شاید کاربری مغازه را عوض کرده‌اند و ساندویچی زده‌اند، اما با کمی چشم‌چرخاندن متوجه شدم آقای نویسنده آن جلو ایستاده و دانه دانه کتاب‌ها را امضا می‌کند و می‌دهد دست آدم‌های توی صف. همان موقع دختری از مغازه بیرون آمد و به بغل‌دستی‌اش گفت: «به جای مرسانا نوشت مهرسانا. ولی اشکال نداره. بازم خوبه...» چطور می‌توانست از این اتفاق خوشحال باشد؟ مگر نمی‌گویند امضا صرفاً نشانه‌ای از هویت شخصی است که قابلیت استناد دارد؟ پس این هویت شخصی روی صفحه‌ی کتاب یا بدتر از آن، روی یک تکه کاغذ بی در و پیکر، به چه درد می‌خورد؟ اینکه کسی که مرا نمی‌شناسد و هیچ‌چیز از من نمی‌داند، اسمم را بپرسد و بعد درست یا غلط روی کاغذی برایم بنویسد: «برای فلانی عزیز» آن هم در حالیکه من عزیزش نیستم، چرا باید جالب باشد؟ البته این موضوع کاملاً متفاوت است از وقتی که خانم یا آقای هنرمند شما را می‌شناسد و به یادگار برایتان چیزی می‌نویسد. در این صورت آن متن برای شما نوشته شده و هر کلمه‌اش با ارزش است. 

2- یک، دو، سه، حمله: چند سال قبل با یکی از دوستانم برای گشت‌وگذار به یکی از پارک‌های شهر رفته بودیم. یک‌هو دلمان خواست عکسی به یادگار بیندازیم. یک گوشه ایستادیم و دوربین را دادیم دست کسی که ازمان عکس بگیرد. خانمی که از شانس درست همان لحظه داشت از آن نقطه رد می‌شد، برگشت و زل زد به دوربین و عکس دونفره‌مان را سه‌نفره کرد. حالا هروقت جماعتی را می‌بینم که به محض دیدن یک آدم معروف، بدون توجه به اینکه او مشغول چه کاری است، هجوم می‌برند تا با او عکس یادگاری بیندازند، یاد همان عکس سه‌نفره‌مان می‌افتم. یاد حضور کسی در عکس که هیچ چیز از ما نمی‌داند، هیچ خاطره‌ی خوشی از ما ندارد و بودن یا نبودنش در آن عکس هیچ تفاوتی برایش نمی‌کند. با خودم فکر می‌کنم اگر کله‌ی آن زن را بردارم و سر یکی از بازیگران را بچسبانم، چه تغییری در خاطره‌ی پارک رفتنمان ایجاد می‌شود؟ پاسخ هیچی است. اگر به جایش سر یکی از ورزشکاران را بچسبانم چطور؟ باز هم هیچی! پس چرا باید عکس گرفتن با کسی که بود و نبودش تغییری ایجاد نمی‌کند، برایمان مهم باشد؟

3- من و فلانی، یک‌هویی: عکس بعدی را نشان داد و گفت: «حالا اینو داشته باش!» توی سلفی‌اش داشت به زور لپ فلان بازیگر را می‌بوسید. او را می‌شناختم، بازیگر را هم همینطور. اما  درک نمی‌کنم که چرا باید از بوسیدن فلان بازیگر در حین سلفی انداختن خوشم بیاید! مگر این همان بازیگری نبود که می‌گفت تا سال قبل مشغول کار دیگری بوده و یک‌هو بازیگر شده؟ یعنی می‌شود الآن بلند شویم و همه‌ی اطرافیانمان را ببوسیم و سلفی بیندازیم به این امید که یک روز ممکن است معروف شوند؟ اگر بوسیدن نشانه‌ی محبت است، چرا باید محبتمان را برای هرکسی که از او خوشمان می‌آید یا نمی‌آید، صرفاً به خاطر معروف بودنش، خرج کنیم؟

هرچقدر فکر می‌کنم، دلیل این رفتارهای عجیب را نمی‌فهمم. با خودم می‌گویم چقدر بهتر می‌شد اگر به‌جای این‌که دنبال امضا گرفتن از نویسنده‌های مختلف باشیم، کتاب‌های بیشتری بخوانیم که اگر روزی یک نفرشان را دیدیم با آن‌ها درباره‌ی کتاب‌شان حرف بزنیم؛ به‌جای این‌که به محض دیدن شخصیت‌های معروف به آنان حمله کنیم و نگذاریم یک لحظه هم از گردش خانوادگی‌شان لذت ببرند، از آنان بابت توانمندی و هنرشان تشکر کنیم؛ به جای بوسیدن و سلفی انداختن با افرادی که فقط اسم یا قیافه‌شان برایمان آشناست، لبخند بزنیم و سلام کنیم. آیا خاطره‌ی این گفت‌وگو شیرین‌تر از یک عکس یادگاری یا لذت‌بخش‌تر از یک امضا روی یک تکه کاغذ نیست؟ آیا بهتر نیست در برخورد با سلبریتی‌ها کمی سنجیده‌تر رفتار کنیم؟

برچسب ها
امضا از بازیگران
امضا گرفتن
عکس با سلیبریتی ها
سلیبریتی ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٠٦
٢
١
سلام ...مثلِ همیشه عااالی بود‌...امیدوارم روزی به این نتیجه برسند که کارشون واقعا بی ارزشه ‌‌‌البته نمیشود احساس و دوست داشتن را بی اهمیت و کم اهمیت جلوه داد ...ولی بیش از اندازه و بدون هیچ دلیلی صرف کردنش خوشایند نیست ‌.‌.‌
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
سلام. ممنون كه وقت گذاشتيد و خوانديد. قطعاً منظور من هم جلوگيري از ابراز علاقه نبود، بلكه زياده‌روي در اون بود:)
Mah
Mah
٩٧/٠٣/٠٦
١
١
Afarin baanoo
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
مرسي كه خونديد.
حس معلق
حس معلق
٩٧/٠٣/٠٦
١
١
اینم یه جور بیماریه دیگه . کسانی که احساس حقارت می کنن ولی نمی خوان لو بره خودشونو به افرادی که سطح بالاتری (از هر نظر حالا فرق نداره) دارن میچسبونن و با این کار فکر میکنن شان خودشون بالا رفته!!!
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
٠
يكي از انواعشون اين‌ها هستند. بعضي‌ها هم واقعاً از روي علاقه اين كار رو مي‌كنند ولي متأسفانه زياده‌روي مي‌كنند.
الهام بانو
الهام بانو
٩٧/٠٣/٠٦
١
١
سلام همیشه واسم همه اینایی که نوشتی سوال بود و با دیدن این رفتارها احساس بدی دارم بدترین رفتاری که در این مورد دیده میشه خودکشی فلان دختر یا پسر برای فلان بازیگره که فقط تو فیلم یا شاید یکی دو بار تو خیابون دیده باشه و اصلا نمیشناسه. عالی بود متن و موضوع مثل همیشه
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
اونا كه ديگه مرزهاش رو درنورديدن:))) درباره‌ي عشق‌هاي اون‌مدلي به تنهايي مي‌شه هفت هشت تا مطلب نوشت.
نسیم پهلوان
نسیم پهلوان
٩٧/٠٣/٠٦
١
١
چرا بهتر است :) ممنون بابت نوشته خوبت نیلوفر بانو :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
مرسي از شما كه خوندين
Atefe_K
Atefe_K
٩٧/٠٣/٠٦
١
١
با متنتون موافقم..و خط اول ک تیکه انداختین(:دی) ک ساندویچیا شلوغتر از کتابفروشیاست ک جای تاسف داره... و امیدوارم ی روزی اصلاح شه این فرهنگ نادرست..ممنون=)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
٢
ممنون از شما. البته تيكه ننداختم ها، حقيقت رو گفتم. كافيه خيابون انقلاب تهران رو با خيابون انقلاب پنج سال قبل مقايسه كنيد تا متوجه منظورم بشيد. حدود 40 درصد كتاب‌فروشي هايي كه اون روزها مشغول مگس‌پروندن بودن الان به كافه و ساندويچي و بستني‌فروشي تغيير شغل دادن و سرشون هم حسابي شلوغه!
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٠٩
٠
١
با درود به هردو گرامی.// بخش درخوری از ۵ میلیون دانشجو و کادر آموزشی - به ویژه در دانشگاه ها - خرید شایان نگرشی، به ویژه، از «نمایشگاه کتاب» تهران می کنند. شوربختانه، بیشینه فروش از سوی پخش کننده ها (ناشرین) می باشد. نسک فروشی ها در این نمایشگاه تک دانگی سود نیز نمی برند. پس از پایان نمایشگاه خریدار کم، کمتر نیز شود. از دید این مهرورز، در کنار برهان های دیگر، از این روست که باید ساندویچ برتولی برخت با سوسِ فرانسوی آنری دو اُرفِ را جانشین کالباس آرزومانیان کرد.
مرتضی تقی زاده
مرتضی تقی زاده
٩٧/٠٣/٠٦
٢
٢
کاش عکس این وطن فروشِ بیسواد به عنوان عکس مطلب انتخاب نمیشد
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
٢
اين بخش ديگه در اختيارات من نيست:))
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٠٧
١
٢
درود.// روانِ آن چه نوشته اید در گیتی ی آرمان گرا روا باشد؛ که مردمان - مگر بخش خردی از آن - همه، کم یا بیش، چنین کنند.// گرامی، از سوی دیگر، ساده ترین این که در پشت رایانه خود، دیگران به زیر ریزبین گذاریم، و ناخواسته برتر از دیگری/ان در این راستا بینیم. // با شما همه هم رآی باشم که کردار و رفتاری از این دست آن گاه که بس زیاده روی شود، همان گونه ناپسند، که شما آوردید.// از سَرِ نمونه، این مهرورز باشور - با نسک (کتاب) و یا روزنامه ای در دست برای خواندن - در پشت سَرِ مردمان دیگر چشم به راه آقای محمود دولت آبادی می ایستم. بسیار نیز برخود خواهم بالید اگر واژه هایی چند، نیز، با ایشان رد و بدل کنم، و یا دستینه (امضا) بر روی نوشته ای از ایشان را داشته باشم - چه اگر نام ام به درستی ننویسند. همان کار را نیز مردمانی گونان گون، باز از سر نمونه، در جلوی نسک فروشی های خیابان چَرینگ کراس لندن، ناحیه لاتین های پاریس، جایی در ژوهانسبورگ و و . . . کنند. همان کار را دین مداری با سپنتا (قدیس) اش کند.// آن گاه این کردار رو به پوچی گذارد، که زندگی مان راستاهای بسیار دیگری درش نیست، و یا به دنبال هر خُردارزشی باشیم.// در راستاهای دیگر (چرا دیگری در عکس من/ما پدیدار شده . .؟) توان کلک (قلم) فرسود - باشد که بدین یکی بسنده کنم.// فراموش نیز نکنیم که نه بیشینه ی مردم نازنین ایران - در این راستا - از جایگاه ها و فرصت هایی چون برخی ویژه و کم شمار، برخوردارند. زندگی، از این رو، برای شان پر ز فرصت ها نیست، که بقراط وار از کنار آن چه فرصت و شور بینند، بگذرند.// خشنودم که نوشته های تان بینم، گرچه، رخصت که گویم، کلک تان ژرف تر که تواند شکافت.// روزگار به کام تان باد.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
بله البته كاملاً درسته كه بين افرادي كه براي اين كار انتخاب مي‌كنيم هم تفاوت بسيار هست. اما در اين يادداشت به نفس عمل پرداختيم، جداي از تفاوت بين افراد، نيت افراد و ديگر مسايل:)
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٧/٠٣/٠٨
٠
١
من یه سوال دارم از شما کاربر گرامی اگه حمل بر فضولی نباشه و باز هم با کلی کلمات عجیب و نا متعارف انشا ننویسید، چرا اینجوری مینویسین همیشه؟ ، هدف چیه دقیقا؟!
notareal
notareal
٩٧/٠٣/٠٧
١
٢
«ناخواسته برتر» باید بخواند «ناخواسته خود برتر». نخاله گزاره های دیگر اگر بینید، دانید که بَس رمژک پذیرم (جایزالخطا، fallible).
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٧/٠٣/٠٧
٢
٠
بله ، کاملا درست میفرمایید ، از نظر خیلی از ماها این کارها بی معنیه، اما من میگم ، بهتر نیست حالا که خیلیها دلشون به همین عکس و امضاها خوشه، بذاریم خوشحال باشند و حس خوبشونو ازشون نگیریم؟ وقتی یه پسر بچه ی فقیر افغان،یا حتی مورد بوده اهل یکی از روستاهای کرمان خودمون، ازینکه مسیذیا رونالدو پیراهن امضا شده ش رو براش میفرسته هزاران بار ذوق میکنه چرا باید اینو ازش بگیریم؟ اصلا وقتی یه آدم بزرگ از دیدن هنرمند محبوش و عکس یادگاری گرفتن باهاش شاد میشه، چرا همین شادی رو هم بهش گیر بدیم ، بلاخره اونم که معروف شده خودش میدونه که این مسائل توی زندگی معروفی و محبوبی هست، این قضیه هم توی کل دنیا فکر میکنم باشه و فقط مختص ایران نیست، ببخشید که طولانی شد ، خلاصه اینا اینکه بیایم به چیزهای کوچیک و بی اهمیتی که برای عده ای با اهمیته ، گیر ندیم . ممنون.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٧
٠
١
سلام. ممنون از شما كه خوندين و نظر دادين. حقيقت اينه كه توي اين يادداشت به صورت كلي به اين مسئله پرداختيم و وارد جزييات و اهداف و نيت ادما و درجه بندي اعتبار سلبريتي ها و مسايلي از اين دست نشديم. قطعا فرق هست بينشون. و اينكه من ميگم اعتدال رو رعايت كنيم. توي هرچيزي، حتي همين عكس و امضا گرفتن، اعتدال خيلي قشنگ‌تر از زياده‌رويه. البته اين نظر منه:)
سحر صادقي
سحر صادقي
٩٧/٠٣/٠٧
١
٢
اينو جدي مي گم : منم هميشه از كوچيكي اين فكر تو سرم بود كه آدمايي كه مي رن با كلي ذوق و شوق و شعف با اين آدماي معروف عكس مي گيرن، چي تو سرشون مي گذره و چه لذتي تو اين فرايند هست؟! بعدز هميشه يكي از فانتزي هام اين بوده كه يه روز يه آدم خيلي معروف از كنارم يا از جلوم رد بشه و من عادي راه خودمو ادامه بدم و برم :) ههههه اين خيلي كيف مي ده و شوق و ذوق داره، والا ^-^
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٩
٠
٠
احتمالاً از نظر اون ها هم کسایی که بی تفاوت رد میشن عجیبن و معلوم نیست چی توی سرشونه:))
ندا
ندا
٩٧/٠٣/٠٧
١
١
منم خيلي تعجب ميكنم از اين نوع رفتارها. خب مثلا كه چي واقعا. من اتفاقا بازيگرهاي زيادي رو ديدم ولي جز لبخند و سلام كار خاصي نميكنم. يادمه يكي از دوستام كه يه مدت توي آژانس هواپيمايي كار كرده بود عكس پرسنلي خانم لاله اسكندري رو توي كيفش ميزاشت و به همه ميگفت ايشون اومده بوده بليط بگيره و اِل و بِل. من هميشه بعد از حرفاش با خودم ميگفتم خب كه چي؟ الان خيلي باعثه افتخاره؟ اميدوارم سطح سواد جامعه بالاتر بره. ممنون از نوشته تون.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٩
٠
٠
من هم امیدوارم:)
آذین
آذین
٩٧/٠٣/٠٨
١
٢
سلام تو وبلاگ نوشتید عروس شدید!!! پیوند پاکتون هزاران بار مبارککککک
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٩
٠
٠
سلام. ممنونم. اما وبلاگ محیطی برای نوشتنه. نوشتن تخیل یا واقعیت، نه صرفاً واقعیت!
s-diba1354
s-diba1354
٩٧/٠٣/٠٨
١
١
من هروقت بازیگری ورزشکاری هنرمندی...ببینم خیلی عادی برخوردمیکنم حتی اونایی که عاشق بازیشونم فک کنم اونا هم ازاین همه بی تفاوتی تعجب میکنن
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٧/٠٣/٠٩
٠
٠
شاید تعجب کنند، ولی قطعاً از حمله کردن بهشون بهتره:)
بابایی
بابایی
٩٧/٠٣/١٠
١
٠
شاید همین دوستان هنرمند سرصحنه فیلمبرداری بخاطر فشار کاری یکسری حرفای نسنجیده از دهانشون بیرون بیاد.اینام آدمن.باورکنید از جهان دیگه نیومدن.اینام یکی هستن مثل خودمون که هرکدوم از آدما تو یکسری چیزا هنردارن اینام توی بازیگری.شماحاضرین بایک پیاده رو که داره سوار ماشینش میشه یقشو بگیرین و باهاش عکس بندازین؟مثلا اون آدم یک هنر خوب داره آشپزماهرهست.خوب وقتی از یک آشپز دستپخت خوبی میخوریم با یک لبخند تشکر میکنیم.ایا با اون آشپزغریبه یهو عکس میندازیم؟:/احترام گذاشتن و طرفدار بودن یک چیزه،چسبیدن بهشون و سلفی گرفتن و امضا یک چیز دیگه
پربازدیدتریـــن ها