جیم - مشاورانه - چرا دوستی‌ها بعد از مدتی رنگ می‌بازند؟ www.jeem.ir
چرا دوستی‌ها بعد از مدتی رنگ می‌بازند؟
چند حقیقت معتبر پیرامون دوستی

چرا دوستی‌ها بعد از مدتی رنگ می‌بازند؟

نویسنده : عطیه میرزاامیری
سال‌های گذشته، همان موقعی که نوجوانی بیش نبودم، از دست دادن کسی یا چیزی برایم غیرقابل باور بود و همین باور باعث شده بود با هر ترفندی به بودن و همیشگی شدن‌ دوستانم چنگ بزنم. با این روند تا سال اول دانشگاه پیش رفتم و ناگهان در میانه‌ی زندگی‌ام که حالا به دوران بزرگسالی وارد شده بودم، دوست صمیمی دبیرستانم را از دست رفته دیدم. سال‌های زیادی گذشت تا بفهمم باوری که قبلا داشته‌ام خیالی باطل بوده و واقعیت چیز دیگری‌ست. حالا در اواسط بزرگسالی پذیرفته‌ام هرچقدر کسی برای دوستی مناسب باشد، این «مناسب بودن» مختص همان بازه زمانی‌ست. دقیقا تصوری که ما از عشق و دیگر وجوه زندگی داریم و رفته رفته ذهنیت گذشته‌مان در مقابل ذهنیت جدیدمان رنگ می‌بازد.
ساختار داوطلبانه‌ی دوستی
دوستی ساختار عجیبی دارد. فرایندی‌ست که خودمان انتخابش می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم با چه کسی دوست شویم اما از طرفی، برخلاف روابط عاشقانه یا ازدواج که داوطلبانه‌اند، فاقد رسمیت است. دوستی‌های مجازی و دوستی‌های از راه دور گواه غیررسمی بودن این امر هستند. شاید همین غیررسمی بودن و داوطلبانه‌گی دلیل بر این باشد که دوستی‌ها بعد از مدتی رنگ ببازند و تحت سیطره‌ی بازی روزگار دربیایند. در مدرسه با کسانی دوست می‌شویم، به آنها نزدیک می‌شویم و صمیمیت را تجربه می‌کنیم اما گذر کردن از آن سن و وارد شدن به دانشگاه باعث می‌شود نوع آن دوست عوض شود و رفته رفته صمیمیت قبلی به حالتی خنثی برسد. آرام آرام وقتی وارد بازی‌های آشفته‌ی بزرگسالی می‌شویم درمی‌یابیم که الویت‌های زندگی‌مان عوض شده است. در این برهه بیشتر از اینکه به دنبال پیدا کردن دوست باشیم در پی یافتن یک شریک عاطفی هستیم. زمانی‌که ازدواج می‌کنیم هم تعادل بهم می‌ریزد و تمام وقت‌مان به کار کردن در بیرون از خانه و زندگی با همسرمان می‌شود. دیگر شبیه گذشته درگیر دوستان‌مان نیستیم و کمتر پیش می‌آید وقت‌مان را با آن‌ها بگذرانیم. و این دقیقا شبیه گفته‌ی لنگان است: « این ویژگی که ما خودمان دوست‌مان را انتخاب می‌کنیم دقیقا شبیه یک چاقوی دو لبه است. چون من می‌توانم به میل خودم دوستی را آغاز کنم و می‌توانم به میل خودم آن را به پایان برسانم!».
جوانی سن ثبات در دوستی
اگر به گذشته‌ی خود نگاه کنید و دوستانی که با آنها دوستی کرده‌اید را مرور کنید در می‌یابید بی‌ثبات‌ترین دوستی‌ها در سن کودکی اتفاق افتاده. زیرا در آن دوره تنها مزیت دوستی برای ما بازی کردن با کسی بوده است. در نوجوانی دوستی‌های‌مان رنگ و بوی تاثیرپذیری داشته. اغلب در آن سن و سال در پی الگوبرداری از ظاهر و سلایق دوستان‌مان بوده‌ایم و به مرور که بزرگ‌تر می‌شدیم سلایق گذشته‌مان عوض می‌شد و دوستی‌هایمان نیز رنگ می‌باخت. اما در اوایل جوانی دوستی‌ها معنادارتر می‌شوند. ما در این سن تا حدودی به ثبات شخصیتی رسیده‌ایم و بیشتر در پی دوستانی می‌رویم که با آنها اشتراکات درونی و معنوی داریم. در این سن درمی‌یابیم که صمیمیت ملزوم به نزدیکی بیش از حد نیست. می‌توانیم روزها از هم دور باشیم اما همچنان با یکدیگر دوست بمانیم. دوری و دوستی را خوب می‌فهمیم. چگونگی نشان دادن خط قرمزهایمان را یاد می‌گیریم و می‌فهمیم چطور در عین صمیمیت حد و حدوهای شخصیتی هم را حفظ کنیم. در این سن توقعاتی که داشته‌ایم پخته‌تر و عاقلانه‌تر می‌شود. بعد از هر دلخوری و ناراحتی حرف زدن با یکدیگر را به قهر کردن و جدایی ترجیح می‌دهیم؛ چه بسا این فاکتورها باعث شوند دوستانی که در بزرگسالی انتخاب کرده‌ایم تا ابد برایمان بمانند. حالا نه به صمیمیت جوانی، اما ماندگارند.
عاقبت دوستی‌ها بعد از ازدواج
برای همه‌ی ما پیش آمده است که دوستی داشته‌ایم که بعد از ازدواج کردنش روال دوستی‌مان با او تغییر کرده است. که این تغییر لزوما معنای منفی ندارد، بلکه منظور تغییر ماهیت آن است. دوست متاهل‌تان عمدتا بیشتر وقتش را صرف خانواده‌اش می‌کند و دیگر شبیه گذشته دائم در دسترس شما نیست. اخیرا نتیجه تحفیفاتی را خواندم که بزرگترین کاهش تعداد دوستان، هنگام ازدواج رخ می‌دهد و به نوعی دعوت افراد در مراسم ازدواج دوستشان شاید بدین معنی باشد که این آخرین دورهمی بزرگی‌ست که همه‌ی دوستان دورهم جمع شده‌اند. در نتیجه بهم خوردن یا تغییر نوع دوستی بعد از ازدواج، بیشتر ناشی از شرایط به وجود آمده یا همان جبر است.
سخن آخر اینکه رابطه‌های دوستی فرایندی پیچیده دارند و تحت سیطره‌ی زمان و مکان رنگ عوض می‌کنند. اما واقعیت غم‌انگیز این است که انسان هرچه بزرگ‌تر می‌شود کمتر به دوستانش تکیه می‌کند و بیشتر درون‌گراتر می‌شود. به قولی دوستی رابطه‌ای است که هیچ ریسمانی به آن وصل نیست جز مواردی که خودتان در گذر زمان به این نتیجه رسیده باشید که باید به آن گره بخورید.
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
SHAHRAM-BAZLI
SHAHRAM-BAZLI
٩٧/٠٣/٠١
٠
٠
با سلام ...خیلی عالی و پر محتوا بود ...ممنون بابت این یادداشت عااااالی .....
setareh_roshan947
setareh_roshan947
٩٧/٠٣/٠٢
٠
٠
فقط مورد آخر😢سه تا دوست خوبمو با این اخری از دست دادم😪مطلب خوبی بود.موفق باشید
بابایی
بابایی
٩٧/٠٣/١٠
٠
٠
خوب مسلما دوستی های قوی پایدارن ولی همه چیز درحال تغییره حتی قوی ترین هاش.دوستمون اگر ازدواج میکنه باید بهش حق بدیم که وقت بیشتری برای شریک زندگیش صرف کنه.ولی خوب قبول هم دارم خیلی چیزا کمرنگ میشن و از بین میرن به همین مراتب تو ازش دورتر میشی.حتی دیگه نمیتونی دم به دقیقه گوشی دستت باشه و از مسائل روزت برای دوستت تعریف کنی.از این واقعه میتونیم بفهمیم هیچ چیز در دنیا قطعی و ثابت و ماندگار نیست:)
پربازدیدتریـــن ها