عصر کودکی های مرده!
از کودک آزاری ماهشهر تا آدم بزرگ های شهر

عصر کودکی های مرده!

نویسنده : Atefeh_joveini

نفهمیدم چه طور دیدن کلیپ را تمام کردم فقط همین بس که تا چندساعت شوکه بودم و نمی‌توانستم حرف بزنم. زبانم بند آمده بود. می‌دانید؟ حتی بعد از آن که زبانم از بند درآمد دیگر دلم نمی‌خواست حرف بزنم. مگر حرفی هم باقی می‌ماند؟ مگر کلمه‌ای پیدا می شود که بعد از دیدن آزار و شکنجه‌ی چند فرشته ی کوچک بتوان بر زبان آورد؟ آن‌ها کشته شده‌اند و تمام! خبر همین است و تمام! بعد از اتمام خبر می‌توانی نفس بکشی و امتحان کنی ببینی هنوز زنده‌ای و همه چیز اطرافت در امن و امان است. اما در امان بودن فرشته‌های مورد آزار و اذیت قرار گرفته چطور؟

سه کودک در ماهشهر به شدت مورد شکنجه‌ی پدر و نامادریشان قرار می‌گیرند، دختربچه‌ی کوچکی به خاطر اسیدپاشی پدرش به شدت آسیب می‌بیند و مادرش را از دست می‌دهد. کودک‌ها در شهرهای مختلف مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند و کشته می‌شوند... این‌ها همه داستان‌های ترسناکی هستند که یک ذره هم شبیه فیلم‌ها و داستان‌های ترسناکی که تاحالا دیده‌ایم نیستند. داستان‌های ترسناکی که این اواخر دارد با سرعتی عجیب اتفاق می‌افتد و فقط هم بچه‌ها را نشانه گرفته است! 

فکر می کنم اسم این روزها و ماه‌ها و سال‌ها را باید گذاشت: «عصرِ کودکی‌های مرده!» نه فقط کودک‌هایمان می‌میرند که کودکی آدم بزرگ‌هایمان هم دارد می‌میرد. آدم‌هایی که دیگر فرق چندانی با هیولا ندارند و انتقام ناکامی‌هایشان را دارند از موجودات ضعیف‌تر می‌گیرند. عصر کودکی‌های مرده، عصر ما آدم‌هاست. آدم‌هایی که ذهن‌هایشان پر از خاطرات تلخ و عذاب‌آور دوران کودکی است و آنقدر سعی در نادیده گرفتنش دارند که برایشان تبدیل به یک سرکوب همیشگی شده است. هربار که کودکی را می‌بینند، ناخوداگاه یاد کودکی خودشان می‌افتند و سرکوب ذهنی جان می‌گیرد. چون تحملش سخت و زجرآور است، آن را از ذهن بیرون می‌کشند و سرکوب را عملی انجام می‌دهند تا بلکه آرام گیرند. نتیجه‌اش می‌شود داستان‌های ترسناکی که این روزها می‌شنویم.

هیولاهای حال حاضر که زمانی کودک بوده‌اند، حالا تنها چیزی که ندارند ذره‌ای کودکی است. آن‌ها سال‌ها مثل یک غده‌ی چرکین رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند و نقش اجتماعی می‌گیرند تا زمانی که سوزنی به آن‌ها فرو شود و «پــق» بترکند و تمام چرک و کثافت‌هایشان بیرون بریزد.

فکر می‌کنید ما هیولا نیستیم؟ چرا ما هم هستیم. خیلی هم هستیم! موقعش که برسد و سوزن بهمان فرو شود بدجور می‌ترکیم. ما غده‌های آماده‌ی ترکیدنی هستیم که خودمان هنوز خبر نداریم. تنها چیزی که باید بگویم این است که بیایید قبل از بچه‌دار شدن، قبل از ازدواج کردن، قبل از بیشتر بزرگ شدن، سوزنی بردارید و خودتان را بترکانید. تمام چرک و کثافت گذشته را از درونتان بیرون بکشید و خالی شوید. بعد از این خالی شدن، یک گوی کوچک رنگی و درخشان آن ته توهای درونتان پیدا می‌کنید که دارد با ترس و لرز تکان می‌خورد و با نگرانی نگاهتان می‌کند. بروید جلو به آرامی برش دارید، نگاهش کنید، بهش لبخند بزنید و در آغوشش بگیرید. یادتان آمد؟ این همان کودکی‌تان است که فراموشش کرده بودید. 

برچسب ها
کودک آزاری
کودکان بی گناه
تجاوز به کودکان
قتل کودکان
کودک آزاری ماهشهر
کودکی های مرده
نظرات کاربران
کد امنیتی
notareal
notareal
٩٧/٠٢/٠٩
٠
٠
درود بسیار، که دردها به نیکی آماج نوشته¬ی شما بود؛ باشد که فریادتان، فریادرسی کند بیدار. // آری، چون شما، این مهرورز نیز بسیاری¬ست در شوک می¬باشم، و، بازنیز، آری ماه¬شهر دیدم که تارگون¬شهر شده بود. // دیدگاهی برای نامِ کاربری «خورشید » گرامی گذاشتم در «کافه (یک ماه دیگراز عمر گذشت،) » که می¬گفت «عمر » به این زودی نمی¬گذرد اگرکه دریابیم درددیده¬گان¬مان را، و در آغُش خود کشیم چنین کودکانی برای هماره. // گرامی، آسم¬ها از دوران کودکی آن پدر و مادر، دیو گشته، آغاز نمی¬گردد، بل از پیش از آنی¬که به گیتی چشم گشایند.
Far!de
Far!de
٩٧/٠٢/٠٩
٠
٠
هیچ خبری بدترازینجورخبرا،نیس...کودکی موردشکنجه قرارگرفت ، کودکی موردآزارجنسی قرارگرفت و سپس کشته شد... انگیزشون چیه آخه؟! نمیدونم تمومی دارن یانه ...
شهرام -بذلی
شهرام -بذلی
٩٧/٠٢/٠٩
٢
٠
با سلام و عرض ادب ...مقاله بسیار خوبی بود که خبر از درد عمیقی از جامعه امروز ما ،و جرم هایی که گاه و بی گاه اتفاق می افتد میدهد ..امید که انسانها بفهمند که چه بلایی را خودشان دارند سر خود می آورند ...فقط ای کاش اینبار را کوتاااااااه نیایند ‌‌‌‌‌سپاس از شما ....
پربازدیدتریـــن ها