لاتاری یک شعار صد دقیقه ای
درباره آخرین ساخته محمدحسین مهدویان

لاتاری یک شعار صد دقیقه ای

نویسنده : مائده کاشیان

یکی از پر سر و صداترین فیلم‌‏های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر لاتاری، سومین ساخته محمدحسین مهدویان بود که توانست شانس اکران نوروز 97 را از آن خودش کند. صرف هشت ماه زمان برای گرفتن پروانه ساخت، مصاحبه مهدویان در برنامه تلویزیونی هفت هنگام اکران فیلم در جشنواره و بی‌‏توجهی هیئت داواران جشنواره به لاتاری دست به دست هم دادند تا حواشی بسیاری را برای فیلم رقم بزنند و باعث دیده شدن فیلم شوند. اثر قبلی مهدویان، ماجرای نیمروز؛ هم با دفاع بهروز افخمی از فیلم و متهم کردن داوران دو تابعیتی به نادیده گرفتن اثر او بر سر زبان‌‌ها افتاد و جنجال به پا کرد اما تفاوت ماجرای نیمروز و لاتاری این بود که ماجرای نیمروز آنقدر خوب بود که نیازی به جنجال‏ و حاشیه‎‏ برای دیده شدن نداشت اما در مورد لاتاری این حواشی به نفع فیلم تمام شد و نتیجه‌‌اش دیده شدن بیشتر بود. لاتاری داستان دو جوان به نام امیرعلی و نوشین را روایت می‌‏کند که در آرزوی برنده شدن در لاتاری و مهاجرت به آمریکا هستند، اما نوشین مجبور می‌‏شود برای کار به دبی سفر کند و برنامه‌‏ریزی‏‌هایشان طور دیگر پیش می‌‏رود...

لاتاری

 

مشکل فیلم لاتاری برخلاف ساخته قبلی مهدویان و مانند بسیاری از فیلم‌‏های سینمای ایران فیلمنامه است. نیمه اول داستان لاتاری به اندازه‏ای شتاب‌‌زده و سریع پیش می‌‏رود که مخاطب تحت تاثیر رابطه عاشقانه امیرعلی و نوشین قرار نمی‌‏گیرد و حتی این رابطه آنقدرها که فیلم سعی می‌‏کند وانمود کند، جدی به نظر نمی‌‌رسد. به همین خاطر تماشاگر به شخصیت نوشین نزدیک نمی‌‏شود و شناخت درستی از او و خانواده‏‌اش پیدا نمی‌‏کند. به دنبال این شخصیت پردازی ضعیف و فاصله تماشاگر از چند شخصیت قصه، اتفاقاتی که در ادامه داستان می‌‏افتد مخاطب را درگیر نمی‏‌کند و لابه‌‌لای قصه دنبال انگیزه شخصیت‌‏های داستان می‌‏گردد که در پایان این جستجو ناموفق است. البته ممکن است عده‌ای از تماشاگران در میان این جستجو هر از گاهی با دیدن قهرمان بازی‌‏های امیرعلی و شنیدن بیانیه‌‏ها و شعارهای گل درشت موسی(هادی حجازی‌‏فر) و مرتضی(حمید فرخ نژاد) به افتخار آن‌‏ها دست و سوت بزنند اما عده‌‏ای از مخاطبان هم از سینمای مهدویان چیزی بیشتر از قصه‌‏ای که یک جاهایی منطقش را نمی‌‏فهمد و حجم زیادی از شعار می‏‌خواهد. می‌‏گویم منطق قصه مشکل دارد چون واکنش شخصیتی مثل پدر نوشین به اتفاقاتی که برای دخترش می‌‏افتد اصلا طبیعی و قابل درک نیست، یا شخصیت نوشین به طرز عجیبی ساده و ناآگاه جلوه داده می‌‏شود و حتی علت تغییر ناگهانی مرتضی در اواخر فیلم برای تماشاگر عجیب است و جای سوال دارد.

لاتاری

 

محمدحسین مهدویان در لاتاری با دست گذاشتن روی مسائلی مانند خلیج فارس و عرب‌‏های ثروتمند کشورهای حاشیه خلیج فارس که مردم ایران نسبت به آن‌‏ها حساسیت دارند، می‌‏خواهد بسیاری از مردم با وجود تفاوت‌‌های فکری و عقیدتی، کنار یکدیگر در سالن سینما به قول خودش از این صد دقیقه شعار لذت ببرند و با دیدن قهرمانی که شاید الگوی مناسبی هم نباشد اما دلش خنک شود و به جسارتش آفرین بگوید. بنابراین اگر صدای تشویق و تحسین مردم در سالن سینما را شنیدید یعنی فیلم‌‌ساز برخلاف تفکر شخصی‌‏اش و علی‌رغم مخالفت با روش قهرمان فیلم، آن شکل از قهرمان را نشان داده که سینما می‌‏خواهد و مردم را به هیجان می‌‏آورد و این یعنی او به هدفش از ساخت لاتاری رسیده است. 

اگر از حق نگذریم بازی ساعد سهیلی در نقش امیر‌علی که شبیه نسل خشمگین و جسوری است که شیوه خودشان را برای حل مشکلات دارند و بازی هادی حجازی‌فر در نقش موسی که می‌‏توان او را شبیه حاج کاظم آژانس شیشه‏‌ای یا حتی پنجاه و چند سالگی کمال ماجرای نیمروز دانست، جز ویژگی‌‏های مثبت فیلم به حساب می‌‏آید. اگر به اعتبار تجربه خوبی که از تماشای ایستاده در غبار و مخصوصا ماجرای نیمروز داشتید، حالا قصد دارید لاتاری را ببینید، باید گفت مهدویان در جدیدترین ساخته‌‏اش از مهدویانی که با شروع خوبش، نوید ظهور یکی از امیدهای سینمای ایران را می‌‏داد فاصله گرفته است و باید صبر کرد و امیدوار بود که اثر بعدی او فیلم بهتری باشد.

برچسب ها
لاتاری
لاتاری را ببنیم یا نه
لاتاری چیست
محمدحسین مهدویان
شعارزدگی
نظرات کاربران
کد امنیتی
Ali_emadi
Ali_emadi
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
اصولا فیلمنامه مشکل اصلی این فیلمه، تا نیمه قابل تحمل پیش میرفت ولی یکباره همه‌چی عوض شد و لوکیشن رفت دوبی! بدون نیاز و بدون اماده کردن پیش زمینه، دوبی توی این فیلم به کل در نیومده، تصور درستی از دوبی رو نمیده به بیننده، کارگردانی هم میتونس کمک کنه به فیلمنامه ضعیف ولی نتونسته، خیلی ضعیف‌تر نسبت به دوفیلم قبلیش خیلی
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
بله اصلا با کارهای قبلی محمد حسین مهدویان قابل مقایسه نیست.حالا میشه گفت انگیزه امیرعلی برای رفتن به دبی منطقی بود اما موسی و و مخصوصا مرتضی نه.
mr_razmi
mr_razmi
٩٧/٠١/٢٠
٠
٠
لاتاری نسبت به متوسط سینمای ایران به شدت بالاتر بود.به جز دوربین که به شدت اعصاب خردکن بود بقیه بخشهای فیلم کاملا قابل قبول بودن.مخصوصن بازی ها.زیبا کرمعلی که بازی اولش بود و هادی حجازی فر که به شدت فوق العاده بود و قطعا و یقینا سیمرغ نقش مکمل حقش بود.نه حق هاشم پوری که کلا 3 دقیقه بازی کرده بود تو دارکوب.برای نقش اول هم حداقل حق سهیلی نامزدی بود.نیمه اول و دوم داستان هم کاملا در راستای هم بودن و هیچ مشکلی نداشت.مشکل در اجرا بود که ظاهرن سکانس های آخر فیلم رو با عجله گرفتن که به جشنواره برسونن.حرفهایی هم که کارگردان یا سایر عوامل میزنن در کیفیت فیلم تاثیری نداره. نقد حواشی فیلم با ارجاع به حرف کارگردان منطقیه اما نقد خود فیلم با این کار نه.
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢١
٠
٠
واقعا نبود! ضمن اینکه لاتاری رو با خودش و با کارهای قبلی این کارگردان باید مقایسه کرد// در مورد بازی ها هم همونطور که اشاره کردم ساعد سهیلی و هادی حجازی فر بله واقعا خوب بودن// جدا هیچ مشکل دیگه ای نمی بینید؟ یعنی پدر بی خیال و بی غیرت، شخصیت مرتضی، اون شیوه انتقام گرفتن آخر فیلم که واقعا از شدت سادگی خنده دار بود و مواردی شبیه اینا کاملا منطقی و درست بود توی فیلم؟//نیمه اول فیلم در مورد مهاجرت هست و نیمه دوم در مورد قاچاق دخترا!به خاطر همین اسم فیلم هم انتخاب نامناسبی بوده//حرف های کارگردان دقیقا عین فیلم هست نه اینکه روش تاثیری بذاره.یعنی خیلی از تماشاگرا واقعا فقط سرگرم قهرمان بازی های فیلم میشن و ازش لذت میبرن،بدون اینکه به سوال های بی پاسخ توی قصه توجه کنن// البته من نقد ننوشتم و نمی‏نویسم، نوشته هام فقط معرفی فیلم و پیشنهاد یا ضد پیشنهاد هست.
mr_razmi
mr_razmi
٩٧/٠١/٢١
٠
٠
شخصیت مرتضی اتفاقن دقیق و به جا بود.کسی که دلش از این افراد و آدما پره اما مصلحت کشور اجازه کار بهش نمیده.توی اون دیالوگ موسی که به امیرعلی قبل از سکانس آخر میگه که اینا مجبورن به وظیفشون عمل کنن ولی ما باید کار خودمونو بکنیم. پایان بندی فیلم هم خیلی خوب بود.توی سینمایی که پایان بندی های افتضاحی مثل پایان بندی بدون تاریخ بدون امضا وجود داره این پایان بندی قطعا قابل قبوله... سوال بی جوابی هم یادم نمیاد از داستان. البته شاید بوده و یادم رفته... صرف اینکه تماشاگر از داستان لذت ببره و کی کنه خودش یه مزیت حساب میشه و به هیچ وجه نکته منفی حساب نمیشه...
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢٥
٠
٠
مرتضی مخالف انتقام جویی بود اما لحظه های آخر یکدفعه سر و کله اش پیدا شد و همون کاری که باهاش مخالف بود انجام داد/ اینکه از داستان به خاطر حساسیت هایی که مردم نسبت به سری مسائل دارن فقط لذت ببره، بدون اینکه به فضای فیلم منطق حاکم باشه چندان هم مزیت به حساب نمیاد البته.ضمن اینکه من نوشته ام هم گفتم،حالا اگه کسی این چیزی که به نظر من مزیت نیست و به نظر شما هست رو دوست داره بره لاتاری رو ببینه اما اگه مهدویان ماجرای نیمروز رو میخواد توی لاتاری هم ببینه که این مهدویان اون مهدویان نیست.
STONY
STONY
٩٧/٠١/٢٢
٠
٠
ممنون از توضیحات خوبت مائده بانو.. :)
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢٥
٠
٠
ممنون از توجه شما :)
سجاد رفائی نیا
سجاد رفائی نیا
٩٧/٠١/٢٢
٠
٠
ممنون که باعث هدر نرفتن پول ما شدید، جزاکم‌الله خیرا
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢٥
٠
٠
امیدوارم سلیقه تون به سلیقه من نزدیک باشه که پشیمون نشین :)
مریم سادات
مریم سادات
٩٧/٠١/٢٣
١
٠
با نقد های شما تصور می گردم با یک فیلم نه چندان خوب مواجه می‌شم ولی وقتی دیدم کاملا نظرم برگشت.چه قدر خوبه انتقاد شخصی نباشه: ))
مائده کاشیان
مائده کاشیان
٩٧/٠١/٢٥
١
٠
مشکل اینجاست که شما مطلب من رو نقد می بینید، چون من نقد ننوشتم و منتقد نیستم و بر اساس چیزایی که در فیلم دیدم،صرفا پیشنهاد یا ضد پیشنهاد دادم/ اما خوب شد مطلب من رو خوندین و بعد فیلم رو دیدین،چون معلوم شد که سلیقه‏‏ اتون با سلیقه من کاملا فرق میکنه و میتونین خلاف توصیه ای که من میکنم عمل کنین :)) در ضمن خوشحال میشم با هم گفتگو کنیم و دلایل شما رو واسه خوب بودن فیلم بدونم :)
پربازدیدتریـــن ها