زنان ورزشکار روی بیلبوردهای شهر
دوایی ناچیز، برای دردی بزرگ

زنان ورزشکار روی بیلبوردهای شهر

نویسنده : یاسین ناطقی

چند وقتی است که کیمیا علیزاده را همه جا می‌بینم. در آگهی‌های تلویزیونی، روی تابلوهایی با عنوان «زنان نامدار» که در سطح شهر تهران نصب شده‌اند و در ویدیوهای تبلیغاتی اینستاگرامِ این تکواندوکار جوان! اتفاق، اتفاقی خوشحال کننده است که نشان از بهبود اوضاع و احوال ورزش بانوان و قرارگرفتن آن در کانون توجهات دارد. این اتفاق، تقریبا برای تعداد انگشت شماری از دیگر بانوان ورزشکار کشورمان مثل زهرا نعمتی و خواهران منصوریان هم در حال رخ دادن است. اما وقتی از خودمان بپرسیم که «آیا این‌ها کافی است؟»، جوابی قطعی به زبان می‌آید: «نه!». 

در یکی دو سال اخیر، بانوان ورزشکار ایرانی، نخستین مدال طلای خود در تاریخ المپیک را کسب کردند، در خیابان دست‌فروشی کردند، به‌وسیله همسرانشان ممنوع‌الخروج شدند و... . تمام این اتفاقات، مسئله ورزش بانوان را دفعات متعدد، در صدر اخبار و حواشی قرار داد و باعث شد بسیاری، شاید برای اولین بار؛ آن‌ها را ببینند. توجهی که حاصلش استقبال کم نظیر مردم از مستندی مثل «صفر تا سکو» و تولید فیلم «عرق سرد» با موضوع ممنوع الخروج شدن یکی از زنان ملی‌پوش فوتسال شد. اما حقیقت این است که اوضاع و احوال ورزش بانوان به قدری وخیم است که با یک فیلم سینمایی و چند مستند و تعدادی سمینار بی‌فایده و آگهی‌های تلویزیونی و اینترنتی، درست نخواهد شد. محدویت‌های حقوقی، نبود اسپانسرهای قوی، قراردادهایی با ارقام مضحک و پخش نشدن مسابقات، دم دستی‌ترین مشکلاتی هستند که برای زنان ورزشکار می‌توان برشمرد.

چند روز پیش، جایی خواندم که ورزش بانوان در سال‌های اخیر، آنقدری جذاب و حرفه‌ای نبوده که بتواند موفق به جذب اسپانسر یا رونق شود. شما هم ممکن است با خود همین فکر را کرده باشید. ورزش بانوان، در چهار دهه اخیر، هرگز نتوانسته از حمایتی حتی نزدیک به ورزش مردان برخوردار شود. به یاد دارید که در شبکه‌های سیما، شاهد پخش مسابقات زنده فوتسال یا والیبال بانوان باشید؟ ماجرا پیچیده نیست. مسابقات لیگ برتر فوتبال بانوان حتی به اندازۀ مسابقات گمنام و کم‌مخاطب کرلینگ هم تا به حال در صداوسیما پخش نشده است! مسابقات فوتسال، والیبال و هندبال زنان نیز وضعیتی مشابه دارد. در کنار این‌ها، کافیست مجموع رقم قرارداد تمام کادر تیم صدرنشین لیگ برتر فوتبال بانوان را با تنها یکی از بازیکنان تیم‌های قعرنشین لیگ برتر مردان مقایسه کنیم تا به عمق فاجعه پی ببریم. این عوامل، دست به دست هم می‌دهند تا ورزش بانوان دیده نشود، اسپانسر جذب نکند و نهایتاً پیشرفت چشم‌گیری هم نداشته باشد.

روشی که در چندین سال گذشته برای مواجهه با ورزش بانوان و مطالبات آن به کار گرفته شده، به هیچ وجه کارآمد و به صلاح ورزش کشور نبوده است. چرا که بزرگ‌ترین دستاورد آن، تمرکز سرمایه و بودجه سازمان‌های ورزشی در رشته‌هایی مانند فوتبال و والیبال مردان بوده‌است و موجب رشد غیرمعقول مواردی چون دستمزد بازیکنان و مربیان این رشته‌ها در کشور شده‌است. حال آن که خروجی چندان موفقی هم از این رشته‌ها -جز والیبال مردان- مشاهده نشده‌ و همچنان موجب عقب ماندن ورزش بانوان شده‌است.

کیمیا علیزاده، خواهران منصوریان و زهرا نعمتی، نمایندگانی کوچک از جامعه‌ای به بزرگی تمام زنان ورزشکار ایرانی‌اند. ورزشکارانی که در شرایطی ناخوشایند، جوانی خود را می‌گذرانند و شاید تا پایان عمر ورزشی‌شان، شانس این را پیدا نکنند که ذره‌ای از زحمات‌شان به چشم آید. هرچند خوشحالیم از دیده‌شدن بخش کوچکی از این جامعه اما امیدواریم تمام حمایت‌مان در چند بیلبورد و ویدیوی تبلیغاتی خلاصه نشود و مسئولین گامی جدی‌تر و کارسازتر برای بهبود اوضاع و احوال ستاره‌های گمنام کشور، بردارند.  

برچسب ها
ورزش بانوان
ورزشکاران زن در تبلیغات
کیمیا علیزاده در تبلیغات
ورزش زنان
نظرات کاربران
کد امنیتی
F_ahmadi
F_ahmadi
٩٦/١٢/٢١
١
٠
بسیار عالی نوشتید ، درود. اما من فکر میکنم در کنار همه ی اینها معمولا از زنان و مطرح شدنشان ترسی وجود داره، ترسی که ریشه در تفکر و فرهنگ غلطی داره که میگه زنها هر چه در خفا تر بهتر. یه مثال در اثبات وجود این ترس هم همین که زیر متن شما بعد یک روز هیچ نظری گذاشته نشده!
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/١٢/٢١
٠
٠
سلام و ممنون. موافقم. و البته شاید همین ترس هم ناشی از اینه که خیلی‌ها نمیدونن قراره بعد از برقراری شرایط مساوی، چه اتفاقی بیفته و چه معادلاتی به هم بخوره. تغییر همیشه برای یه عده‌ای خطرناک و واهمه زاست. حالا چه در عرصۀ ورزش و چه در عرصۀ سیاست (مثالش هم بخشی از عملکرد نمایندگان زن مجلس فعلی هست). و این ترس توی همه هست کم و بیش. / موفق باشید
ژاله
ژاله
٩٦/١٢/٢١
١
٠
من سوالم اینه که تنها راه حمایت از ورزش بانوان پخش از تلویزیون و جذب اسپانسره؟ نمیدونم. شاید از نظر مسائل شرعی و اینا بگن که تصاویرشون نباید پخش بشه. اما این مایهء تاسفه که وزارت ورزش و غیره ، برای باشگاههای فوتبال تهرانی که دارن از شدت پول خرج کردن خفه میشن، باز هم بودجه های میلیاردی پرداخت میکنه. بعد کار ورزش بانوان به اسپانسر واگذار میشه. حرفم اینه که باید حمایت خاص بشن. حتی بدون اسپانسر یا تبلیغات یا پخش تلویزیونی باید سرمایه گذاری دولتی حسابی براشون بشه. به نظرم این جاییه که باید عادلانه عمل بشه اما حرفی از عدالت هم نیست.
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/١٢/٢١
٣
٠
ممنون از نظرتون/ ببینید؛ حالت ایده ال این هست که ورزشکاران -فارغ از جنسیت و رشتۀ ورزشی شون- بدون نیاز به کمک دولت بتونن به سمت علایق خودشون برن و در صورت داشتن پشتکار و استعداد، رشد کنن و دغدغۀ تامین هزینه های عادی زندگی رو نداشته باشند. همین تیم های فوتبال پایتخت نشین هم اسپانسر دارن و بخشی از هزینه هاشون از همین طریق تامین میشه. حرف تون کاملا صحیحه. در شرایط فعلی، با توجه به این که جذب سریع اسپانسر برای ورزش بانوان تقریبا غیرممکنه، انتظار میره دولت در مرحله اول یه سری حمایتِ فوری رو انجام بده تا بستر برای حضور اسپانسرها یا لااقل رشد نسبی ورزش مورد نظر شکل بگیره. یادداشت بالا، مختصر بود و نمی‌شد توش به تمام جوانب مسئله و راهکارها اشاره کرد. در کل، موافقم با شما. فقط یک نکته رو یادمون نره! دولت هم حساب و کتاب حالیشه و توی این موارد، مشخصا از جنبۀ اقتصادی و اجتماعی هم مسئله رو بررسی میکنه. درآمد حاصل از فروش بلیت های یک دربیِ فوتبالی در پایتخت، شاید به اندازۀ درامد حاصل از فروش یک سالِ بلیت بازی های بستکتبال و والیبال در تهران باشه. اگر این اتفاق بنا باشه در تمام رشته‌ها و برای زنان و مردان رخ بده، یه مسیر طولانی و همت مستمر رو می طلبه. و خب همونطور که می دونیم، اینجور حرکت ها توی دولت های اخیر، همیشه با یه مقاومت شدیدی روبه‌رو بودن. هدفگذاری بلندمدت متاسفانه تو کشور ما چندان عملی نشده. مسئله صرفا اجتماعی یا سیاسی یا اقتصادی نیست متاسفانه./ موفق باشید
پربازدیدتریـــن ها