سالن های غیرآرایشی زنانه!
بیایید این تغییر را به فال نیک بگیریم

سالن های غیرآرایشی زنانه!

نویسنده : a_tavakol

حوالی محله‌ی ما که مردم متوسطی(‌چه از بعد اقتصادی‌، چه از بعد فرهنگی) در آن زندگی می‌کنند، طی یک سال گذشته؛ چهار مجموعه کوچک و بزرگ ورزشی افتتاح شده است. درحالی که از ده سال پیش تاکنون آنچه مثل قارچ در خیابان‌های اطراف می‌رویید آرایشگاه زنانه بود! آرایشگاه‌هایی که با تصویر زنی با آرایش پررنگ و موهای روشن و سشوار کشیده تبلیغ می‌کردند و زنان و دختران را به زیبایی فرا می‌خواندند. حالا اما رشد ناگهانی مجموعه‌های ورزشی هرکسی را وادار به طرح چند پرسش می‌کند: در این مجموعه‌های ورزشی چه خبر است؟ چرا به طور ناگهانی تعداد قابل توجهی فضاهای ورزشی در یک محله‌ی متوسط اقتصادی و فرهنگی، ایجاد شده؟ آیا بیشتر اعضا این باشگاه‌ها دچار تب غم‌بار «چگونه خوش هیکل‌تر شوم» هستند؟ 

این سوال‌ها را از خودم می‌پرسم و چندین و چندبار در ذهنم تکرار می‌کنم. بعد در مسیر خانه به محل کار، کم‌رنگ و محو می‌شوند تا اینکه از بد یا خوب روزگار، «تصادف» به سراغ من هم می‌آید و من را وادار می‌کند تا ورزش پرهیجان و پرتحرک ایروبیک پیشرفته را کنار بگذارم و دربه‌در دنبال ورزشی ساده‌تر و مناسب‌تر بگردم. نخستین گام این است که در مجموعه‌ی ورزشی خودم دنبال رشته مناسبی بگردم و برای نخستین‌بار به تمام طبقات باشگاه سرک بکشم. تی آر ایکس با حضور سی نفر؟ خب مضر است! پیلاتس؟ شلوغ است‌، چهل نفر در سانس ۶ تا ۷؟ ساعتش به من نمی‌خورد و... . بعد در میانه‌ی راه از دالان عجیبی سر در می‌‌آورم که گفته می‌شود سالن صخره نوردی است. برای نخستین‌بار پا به درون این سالن می‌گذارم و از دیدن دست کم 20 ورزشکار شوکه می‌شوم. 

راهم را می‌کشم و به سمت سالن‌های ورزشی دیگر می‌روم. عده‌ای دیگر... ورزش‌هایی با سانس‌های مختلف و هزینه‌ی سنگین... باز به جستجو ادامه می‌دهم. بعدی سالنی است که استخر و سونا و جکوزی دارد و یوگا و پیلاتس و ده‌ها ورزش دیگر را آموزش می‌دهند. طیف متفاوتی با دو مجموعه‌ دیگر دارد و من در نهایت مجموعه چهارم را انتخاب می‌کنم! بعدتر که حالم بهتر می‌شود، یک روز در میان به ایروبیک و پیلاتس می‌روم تا همین الان که روز جهانی زن است و دارم این مطلب را می‌نویسم.

برای دوستی می‌گفتم: «وقتی به جاهای مختلف سرک می‌کشی و طیف‌های مختلف آدم‌ها را می‌بینی، برایت مهم می‌شوند. نمونه‌اش همین اهالی محل ما! تا چندسال پیش تصور نمی‌کردم این تعداد زن ورزشکار داشته باشد. یا مثلا سه سال پیش که در باشگاه بدن‌سازی را باز کردم و بستم با خودم تکرار کردم باشگاه بدن‌سازی جای تو نیست اما حالا انگار یک جنبش آرامی شکل گرفته باشد که سالن‌های ورزشی‌ را از انحصار قشری خاص درآورده باشد و فضای عمومی‌تری ایجاد کرده باشد.» می‌گفت: «دقیقا! من هم متوجه شده‌ام». عجیب این‌که تا پایت را توی باشگاه‌ها نگذاری و تعداد شگفت‌انگیز این آدم‌ها را نبینی، باور نمی‌کنی. زنان مسن و میانسال، زنان محجبه و زنان غیرمذهبی، زنانی با وزن زیاد که اصلا با هدف شکستن غول اضافه وزن نیامده‌اند، اما برای سلامت‌شان دلسوزند. خبر خوبی است! اینکه سالن‌های ورزشی زنانه از انحصار قشری خاص درآمده و امروز تبدیل به ضرورت زندگی شده است. 

در میان راه، سالن‌های ورزشی را رصد می‌کنم. انگار درکنار آرایشگاه‌هایی که ثابت مانده‌اند، مدتی است نیاز مهمی به جامعه اضافه شده. آن هم «سلامتی». مصداقش هم زنانی با ظاهر ساده، وضعیت اقتصادی معمولی، لباس‌های تکراری، که پول خود را صرف ورزش کردن می‌کنند. واقعیت این است که نمی‌توانم این اتفاق را فرخنده ندانم و به این فکر نکنم لابد در محله‌ی ما و بسیاری از محله‌های دیگر، رشد عظیم فرهنگی رخ داده وگرنه هنوز زیبایی بر سلامتی اولویت داشت! 

برچسب ها
روز جهانی زن
زنان در سالن ورزشی
ورزش بانوان
روز زن
زنان و سلامتی
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
....
....
٩٦/١٢/١٧
٠
٣
متاسفانه خیلی از همین سالن های ورزش هم محل خودنمایی خانم هایی هستن که از سالن زیبایی بیرون اومدن. تلاش برای نشون دادن لباس های ورزشی برند و ست با کفش که هرروز عوض میشن و انگار تکراری پوشیدنشون جرمه
منوچهر
منوچهر
٩٦/١٢/١٨
٤
٠
چه عجب! یه نوشتهء مثبت نگر امیدوارکننده، بدون آه و اندوه و یاس از خانم آلما توکل. دست شما درد نکنه.
پربازدیدتریـــن ها