نفرین کتاب را باور کنید
می خواستم تمام هفته را میدان انقلاب باشم

نفرین کتاب را باور کنید

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

تازه دانشگاه قبول شده بودم، دانشگاهی درست در میدان انقلاب که همیشه‌ی خدا تعریف کتاب‌ها و کتاب‌فروشی‌هایش را از این و آن شنیده بودم. برای منی که تا قبل از دانشگاه بدون خانواده نهایتا تا یک خیابان آن‌طرف‌تر از خانه‌مان می‌رفتم، دیدن انقلاب فتحِ بزرگی محسوب می‌شد. برخلاف بقیه‌ی دانشجوها دلم می‌خواست طوری انتخاب واحد کنم که تمام هفته انقلاب باشم. قبل از کلاس، بین کلاس، بعد از کلاس و حتی گاهی در ازای پیچاندن کلاس می‌رفتم و توی کتاب‌فروشی‌ها می‌چرخیدم. آخر می‌دانید؟ در خانه‌ی ما از ازل این قانون حاکم بود که «به جای این‌که چندین کتاب بخوانید، یک کتاب را چندین بار بخوانید.» و برای همین من تا سالیان سال، چند کتابی را که از کودکی برادرم به من رسیده بود، هی خوانده بودم و خوانده بودم و خوانده بود. آن‌قدر که نه تنها متن کتاب، که شابک و اطلاعات فیپا را هم از حفظ می‌توانستم بگویم.

توی همین گشت و گذارهایم در خیابان انقلاب با چند تا از عجیب‌ترین صحنه‌های زندگی‌ام روبه‌رو شدم. البته اوایل برایم عجیب بود و بعد عادی شد (آدم است دیگر، به همه‌چیز عادت می‌کند). اولین بار مردی را دیدم که وارد کتاب‌فروشی شد و گفت: «چند تا کتاب بزرگ با جلد سبز تیره می‌خوام.» و فروشنده بدون این‌که مثل من شاخ‌هایش بزند بیرون، یک سری از کتاب‌های حقوقی و فقهی را نشانش داد. دفعه‌ی بعد زنی آمد که دویست هزار تومان بودجه داشت (دویست هزار تومان برای خودش پولی بود آن‌وقت‌ها!) و می‌خواست برای کتاب‌خانه‌ی مدرسه کتاب بخرد. فروشنده پرسید: «چه کتابی؟» و زن گفت: «کتاب باریک. هر چی بیشتر بهتر. بریز تو گونی!» دفعه‌ی سوم هم کسی آمده بود و به شدت دنبال کتاب‌های زبان اصلی می‌گشت. فرقی نداشت موضوعش، نویسنده‌اش، ناشرش کی باشد، فقط دلش زبان اصلی می‌خواست! دفعه‌های چهارم و پنجم و ششم و هزارم را دیگر نمی‌گویم که فایده‌ای ندارد جز تازه‌شدن داغ دل خودم و شاید هم شما!

تا اینکه همین چند روز قبل مطلب عجیبی خواندم. عبدالله مقدمی در روزنامه‌ای درباره‌ی کتاب‌های دکوراتیو نوشته بود. دکوری‌هایی از جنس ام‌دی‌اف که یک طرفشان به شکل کتاب‌های زبان‌اصلی و حجیم درست شده، قیمتشان چند برابر قیمت کتاب واقعی است و بدجور هم بین مردم طرفدار دارد! از آن‌جایی‌که مقدمی را می‌شناختم و می‌دانستم طنزپرداز است، فکر کردم شوخی‌اش گرفته، اما با دیدن عکس این دکوری‌ها برق از سرم پرید. یعنی واقعا کسانی بودند که می‌رفتند و برای این‌ها پول می‌دادند؟ یعنی هدفشان فقط تزیین بود؟ چرا ظرف کریستال و مجسمه نمی‌خریدند؟ چرا نمی‌رفتند توی انبارهای نشر و کتاب‌های خاک‌خورده‌ی بیچاره را آزاد نمی‌کردند؟ اگر کسی به خانه‌شان می‌آمد و یکی از کتاب‌های چوبی را برمی‌داشت چه جوابی می‌دادند؟ خجالت می‌کشیدند یا با خوشحالی می‌گفتند: «کتاب نیست. دکوریه»؟ 

سؤال‌ها همین‌طور توی سرم رژه می‌رفت و جوابی برایشان پیدا نمی‌کردم جز یک چیز: نفرین کتاب! نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه. «شیالی رامامریتان رانگاناتان» (اسمش را بیخیال، شما اصلِ مطلب را بچسبید!) پدر علم کتابداری و اطلاع‌رسانی، پنج قانون معروف کتاب‌داری دارد که عبارتند از:

1- کتاب برای استفاده است.

2- هر کتاب، خواننده‌اش.

3- هر خواننده، کتابش.

4- صرفه‌جویی در وقت خواننده.

5- تبدیل کتاب‌خانه به محیطی زنده. 

و همیشه به دنبال این پنج قانون می‌گوید: «یادتان باشد اگر کتابی در انبار یا کتاب‌خانه بماند و کسی نخواندش، نفرین‌تان می‌کند.» و چه بسا که نفرینش همین نادانی و سطحی‌نگری باشد که امروز دچارش شده‌ایم. این‌که برویم کتاب سبزه و چاق و لاغر و خارجی و مصنوعی و هر جور دیگری بخریم، اما کتاب نخریم!

برچسب ها
کتاب دکوری
کتابMDF
کتاب چوبی
نفرین کتاب
خرید کتاب
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٦/١٢/٠٨
٠
٠
البته یه نظریه توجیه کننده هست که میگه اونا رو میخرن برای قایم کردن اشیا قیمتی شون! کاش منم میشد یه روز بیام تهرون و خیابون انقلاب رو متر کنم... کتابهایی که دوست نداشتم و نخوندم هیچوقت رو دادم به یه کتابخونه که بخوننشون! خودمم دارم کتابای دوست داشتنی میخونم این روزا ^_^ کتاب خوندن برای من یه جوریه که جوه! یهو و با زمان کم میگیره و یه مدت مدید هم ول میکنه میره! امیدوارم دائم بگیره منو! :)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
چه کاریه خب؟ برن گلدون بخرن طلاهاشونو بریزن توش:)) چرا با آبروی کتاب بازی می کنن؟ امیدوارم جو کتاب زیاد بگیردت فرانک جان:)
Negin
Negin
٩٦/١٢/٠٨
٣
٠
خیلی غم انگیزه ولی چند ساله که خرید کتاب بیشتر برای استفاده های جانبیشه تو صفحه اینستاگرام هفتاد درصد ایرانی ها عکس یه کتاب با یه فنجون قهوه وجود داره ولی سرانه مطالعه حتی سی ثانیه هم بالا نرفته ولی همینم خوبه:) آخه اینا هم نباشند کل صنعت نشر از بین میره (البته به استثنای کتاب های کنکور)
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
کم کم به همین وضع داریم دچار میشیم. فکر می کنم همین الان هم بیشتر آمار سرانه مطالعه به خاطر کنکوری ها و دانش آموزها و دانشجوها باشه:(
مهرداد
مهرداد
٩٦/١٢/٠٨
٠
٠
بسیار عالی نوشتین... آفرین، آفرین، آفرین......
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
تشکر فراوان
بوریسونا پوگاچوا
بوریسونا پوگاچوا
٩٦/١٢/٠٩
٠
٠
واقعا تاسف آوره... خیلییییییییی... من از نزدیک مواجه بشم سر به بیابون میذارم! البته فکر میکنم شاید بتونیم مثبت نگرانه نگاه کنیم و بگیم که همین که کتاب رو میخوان جزوی از دکور خونشون باشه یا قفسه پر از کتاب رو نشونه باکلاسی میدونن اندک بویی از غلاقه به کتابخوانی و فرهنگ دوستی میده...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٢
٠
آره میشه اینطوری هم نگاه کرد ولی خب تجربه نشون داده که معمولا وقتی یه کاربرد جدید برای یه کالا پیدا میکنیم کم کم کاربرد قبلیش فراموش میشه. امیدوارم این بلا سر کتاب نیاد.
نیلوفر عیدی
نیلوفر عیدی
٩٦/١٢/٠٩
٠
٠
چقدر خوب بود نیلوفر!
نیلوفر عیدی
نیلوفر عیدی
٩٦/١٢/٠٩
٠
١
مکالمه‌ی من و مریم بعد از خوندن یادداشتت: من: چقددد خوب بود این یادداشتِ نیلوفر!!!! یه پست راجع بهش می‌ذارم اینستا:)))))) مریم: کل برداشتت از این یادداشت همین بود؟:/// من: نه دیه! این نشون دهنده عمق تاثیر گذاریِ موضوعه! :)))))))))))
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
اصلا این قدر عمقش زیاد بود که چند نفر غرق شدن:)))
ساریتوس
ساریتوس
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
واقعاً که ناراحت کننده است منم از دیروز همه ش به فکر همین پیامم که از طریق تلگرام به دستم رسید... البته شاید ما نباید غفلت میکردیم... سیر نزولی ما و فراموش کردن کتابها خواه ناخواه به اینجا میرسید انگار تو تمام این مدت به خودمون میگفتیم نه اوضاع انقدرها هم حاد نیست و الآن متوجه شدیم که چرا خیلی هم اوضاع داغونه... هییییییی فقط اینکه قیمتش گرون تره... اول که این خبر رو میخونی فکر میکنی نقطۀ عطفش همین خرید کتاب دکوری ام دی افیه... ولی وقتی میخونی قیمتش هم از کتابهای عادی بیشتره دیگه آخرین ضربه بهت وارد شده...
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١٢/١٠
٠
٠
آره واقعا:( اینکه اکثر آدم ها موقع خرید کتاب قیمتش از همه چی براشون مهم تره ولی حاضرن برای این دکوری ها بهای بیشتری بدن خیلی غم انگیزه:(
notareal
notareal
٩٦/١٢/١١
٠
٠
سپاس گزارم از ارایه ای نیک و آکنده ازنهادِ شوخ آن. رخصت که خِرَد آن از پنهان به آشکار آورم؛ گرچه، در دو دیدگاه، مباداکه واژه گان شود فریادبرباد. // ژان پیاژه، روان و دانش شناس نامدارِ سوییسی (۱۹۸۰و ۱۸۹۶ )، بر این باور بود که هوش ویژه گی " شخصیِ تغییرناکردنی " نیست. که، هوش بخشی از پروسه دریافتِ پیش رفتی (cognitive development )، برآیندِ پختگی بیولوژیکی (بخوانید، در این جا، رشدِ اندیشدن{ی } ) و اندرکنشیِ زیست-پیرامونی آدمی ست. // در نگاه پسین، گسترش انگارِه پیاژه را در راستای کارآرایی خواندن (نَسَک {کتاب } به ویژه) در بالابرد هوش، و هم توان اندیشیدن، به آزمون می گذاریم. //// در این دیدگاه و پسینِ آن گزاره / واژه های فارسی (نه پارسی ) در گیومه (ها) پدیدار شده و شود، تا خواندن روان تر کند.
notareal
notareal
٩٦/١٢/١١
٠
٠
پی روی دیدگاه پیشین، انگاره ای روان شناختی، هوش را انباشتی از سه اِلِمان داند. در هر سه ی آنها، میان دارخواندن است و خواندن. // ۱) فرهودها ( "حقیقت / واقع ها " و آموخته ها ): آموخته ها، دوخت و دوز، شناکردن؛ یا، داده ها، "استرالیا چون گردی ی مانَد، که بخش میانی همه کویر، و پیرامون اش ساحل دریا / اقیانوس وسبزی باشد. " یا، " ایران بیشینه رایش گری (ریاضیات ) کلاسیک را به گیتی ارایه داده است." آخری نمونه خوبی ست، چراکه "شاید ها " نیز در این اِلِمان به شمار آید. // خواندن هوش فرهودی رابسیار بالا می برد. //// **** //// آبگونه (ها) (fluid ): توان "حل مسایل، " و یا آشکار ساختن پنهان (شده )ها اِلِمانِ دوم می باشد. "خواندن بین خطوط، " و یا، داشتن "استعدادِ خدادادی "، مانند زنی، در دِهی در شمال ایران، که نقاشی هایش، بی آنکه آموزش دیده باشد، بسیار ماهرانه، از سویی، و به مانندِ سبکِ شِگالِ نامدار، از سوی دگر، بود. // خواندن اِلِمان دوم را، نیز، بسیار شتاب بخشد؛ به نوبه خود، المان دوم، المان نخست را پیش برنده است. //// **** //// سهشی ( "احساسی " )، اِلِمان سوم: پرورش تیزبینی درانگیزشی (emotional ) در بازتابی از پِیِ خواندن، تا آن جا که گمانه زنی را به "قطعییت " آن چه در پیش است، نزدیک می کند. // آزمون ها نشان می دهد، بیش از هرگونه ادبیاتی، رمان های "تخیلی " این بخش از هوش را یاری می دهد. // فردی با هر سه المان، بی گمان نَسَک خوانی پرتلاش و پی گیر بوده، در آزمون هوش برجستگی خود، بر دیگران، به نیکی آشکار می کند.
پربازدیدتریـــن ها