چرا هنگام خوشحالی، ناگهان غمگین می‌شویم؟
دکتر مجتبی حورایی پاسخ می دهد:

چرا هنگام خوشحالی، ناگهان غمگین می‌شویم؟

نویسنده : یاسین ناطقی

تا به‌حال شده که در میان یک تولد یا خوش‌گذرانی با دوستان در یک سفر، ناگهان به یاد لحظاتی بیفتید که این شادی‌ها تمام خواهند شد؟ یا وقتی که در یک رابطه هستید، مدام به روزی فکر کنید که طرف مقابل را به دلیلی از دست خواهید داد و همین امر، اذیت و ناراحت‌تان کند؟ 

اگر این احساسات را تجربه کرده‌اید، بدانید که تنها نیستید. میلیون‌ها نفر دیگر نیز همین موقعیت را در اطرافتان هر روز و هر شب تجربه می‌کنند. اما این موضوع چقدر جدی یا نگران کننده است؟ باید برای رفع کردنش کاری کرد؟ گفت‌وگویی داشتیم با مجتبی حورایی، روانشناس و مشاور خانواده؛ و در آن خواستیم بیشتر در این رابطه توضیح دهد. 

 حورایی

 

+ واهمه از دست دادن خوشبختی یا آشنایان نزدیک، برای چه کسانی رخ می‌دهد؟

اساسا این مسئله برای هر کس ممکن است رخ دهد. تمام ما در معرض آن هستیم.

 

+ خب چرا می‌ترسیم؟

راستش این ترس، دو دلیل اصلی دارد. اولین دلیل، وابستگی شدید ما به افراد معدود دور و برمان است. اگر عواطف، احساسات و علاقه ما متمرکز به یک یا دو نفر باشد؛ مطمئناً احتمال تنها شدن ما در صورت رخ دادن یک حادثه، زیاد است. نگرانی و اضطراب ما نیز به تبع بالا می‌رود. این وابستگی محدود به افراد نیز نیست. ممکن است شما تنها یک دلخوشی، تفریح یا شی دوست داشتنی در زندگی خود داشته باشید. فکر کردن به روزی که این شغل یا دلخوشی را از دست بدهیم، به مراتب بیشتر از زمانی است که شما ده یا دوازده دلخوشی داشته باشید. با زیاد شدن تعداد دوستان و تفریحات و امور خوشایند، حساسیت ما نیز نسبت به از دست دادن آن‌ها نیز کاهش می‌یابد.

دلیل دیگر، تصورات منفی ماست. از قدیم گفته‌اند «به هر چیز بدی که فکر کنی، سرت می‌آید»! این ایده بی‌راه و بی‌پایه نیست. اگر مدام به یک مسئله ناخوشایند فکر کنید، ناخودآگاه بستری را برای رخ دادن آن فراهم می‌کنید.

 

+ گمانم خراب شدن روابط عاطفی، بی‌ارتباط با این مسئله نباشد...

بله همینطور است. وقتی فکر و ذکر شما، از دست دادن همسر یا درگیر شدن با او باشد، ناخودآگاه ممکن است شرایطی را برای رخ دادن این درگیری را فراهم کنید. البته نباید از ابراز علاقه‌های افراطی نیز گذشت. جمله «دوستت دارم»، عاقلانه‌تر از جملاتی مانند «بی‌تو می‌میرم» یا «تو تمام زندگی‌ام هستی» است. استفاده از جملات یا رفتارهایی افراطی در روابط، فرد مقابل را دچار همین واهمه از دست دادن می‌کند. نوعی حساسیت بیش از حد.

ترس از دست دادن 

 

+ به نظر می‌رسد ترس از دست دادن یا فکر کردن به پایان خوشی‌ها، امری طبیعی است. پس چرا با آن مخالفیم؟

این ترس بطور کلی آسیب‌زننده نیست. اما مثالی می‌زنم. فرض کنید شما همواره می‌ترسیدید که مادر خود را که از نظر عاطفی به او بسیار وابسته‌اید را از دست بدهید. مرگ امری بدیهی‌ست. حال اگر مادرتان بر اثر یک اتفاق یا حادثه فوت کند، ضربه روحی و روانی، به مراتب شدیدتر و مخرب‌تر است و می‌تواند شما را نابود کند. در اصل این ترس، شما را آسیب‌پذیر می‌کند.

 

+ راهکار خاصی برای کم کردن آسیب‌های این قبیل وقایع و از بین بردن این ترس وجود دارد؟

 البته. چند راهکار کلی برای مقابله با این موضوع گفته می‌شود. برای کسانی که دچار وابستگی شدید هستند، گسترش سطح روابط بهترین کار است. داشتن دوستان زیاد، به فرد کمک می‌کند که تکیه‌گاهی وسیع‌تر برای مواقع روبه‌رو شدن با مصائب و مشکلات داشته باشد. در کنار این، بهتر است کارهای حال‌خوب کن را برای خودمان بیشتر و تفریحات و لذت‌های مختلفی برای خودمان پیدا کنیم.  

دومین راهکار، افزایش مثبت‌اندیشی است. بهتر است بیمِ از دست دادن دیگران و پایان خوشی ها را کمتر و کمتر کنیم. در مسائل مرتبط با روابط همسران، این امر بسیار حیاتی‌ست. بدبینی و هجوم افکار منفی، همواره مضر است و می‌تواند به تیره شدن روابط بینجامد. بهتر است دید خود را روشن و مثبت کنیم و به قضا و حکمت پروردگار ایمان داشته باشیم. امیدوار باشیم و از امیدوار بودن خود، لذت ببریم.

برچسب ها
ترس از دست دادن
افکار منفی
از دست دادن
مجتبی حورایی
نظرات کاربران
کد امنیتی
Atefe_K
Atefe_K
٩٦/١٢/٠٥
٠
٠
خوب بود..ولی همیشه ترس از دست دادن یا تموم شدن اون اتفاق نیست..یوقتایی ناخوداگاه غمت میگیره!ک بخاطر این مسائلم نیس:|..تشکر
یاسین ناطقی
یاسین ناطقی
٩٦/١٢/٠٥
٠
٠
سلام بر شما :) آره کلا من مادرم از همین دسته س. تو اوج شادی یهو میره تو فاز غم :) ایشون بیشتر به ناپایدار بودن خوشی ها فکر میکنه و ترس خاصی نداره به نظرم. این هم طبیعیه گمونم. مرسی که خوندید
b_noori
b_noori
٩٦/١٢/٠٦
٠
٠
ولی من هیچ وقت همچین حسی رو تجربه نکردم همیشه سعی کردم فقط لذت ببرم از اون لحظه ای که وجود داره، به گذشته یا آینده اش خیلی فکر نکردم. اینطوری خیلی بهتره. به نظرم آدم هایی که زیادی فکر میکنن این طوری باشن. همسر منم همین طوره یه دفعه میبینم که رفته تو یه فکر و من در میان جمع و دلم جای دیگر است... اذیت میکنه آدمو این حال
m_rahsepar
m_rahsepar
٩٦/١٢/٠٦
٠
٠
چه حس عجیبی!واقعا ملیون ها نفر این حسود دارن؟
پربازدیدتریـــن ها