با پول هایتان کشتی نسازید!
از رونمایی کشتی قرآنی مطلا خوشحال باشیم؟

با پول هایتان کشتی نسازید!

نویسنده : نیلوفر نیک بنیاد

هنوز از شوک خبر غرق شدن نفتکش سانچی بیرون نیامده بودیم که یک کشتی خبرساز دیگر، شوکه‌مان کرد. اگر اهل گشت‌وگذار در فضاهای مجازی باشید حتماً در جریان اخبار و حاشیه‌های این کشتی هستید، اما برای کسانی که ممکن است هنوز چیزی در این باره نشنیده باشند باید بگویم که چند روز قبل در آستان مقدس حضرت معصومه (س) از یک کشتی قرآنی مطلا (کشتی طلایی با طول سه و عرض یک متر که روی آن آیات قرآن حکاکی شده است) رونمایی شد و آتشی در شبکه‌های اجتماعی به‌پا کرد که بیا و ببین. آن هم با حضور جمعی از مسئولین و روحانیون عالی‌رتبه‌ی کشور! انواع بحث‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی و هنری در مورد آن انجام شد و انواع درگیری‌های لفظی و غیرلفظی بین موافقین و مخالفین آن درگرفت. 

بعد از تمام این بحث‌ها اعلام کردند قرآن مطلا با هزینه‌ی شخصی سازنده ساخته شده است. شاید شما هم بگویید حق با او بوده و هرکس می‌تواند پولش را هرطور دلش می‌خواهد مصرف کند اما این پاسخ وقتی به درد می‌خورد که نوع پول خرج کردن ما تاثیری بر دیگران نگذارد. تا جایی که در خاطرم هست در قانون مدنی کشور هم ماده‌ای داریم که می‌گوید مالکیت شخصی تا وقتی محترم است که به حریم دیگران لطمه‌ای نزند. با توجه به این ماده یا حتی بدون توجه به آن (و صرفاٌ با توجه به عقل شخصی) هنوز هم فکر می‌کنید به ما ربطی ندارد دیگران پول‌هایشان را چطور خرج کنند؟

کشتی طلا

 

بعد از درگرفتن بحث‌های مجازی، سیدعلی‌اصغر موسویان، هنرمند سازنده، در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌های رسمی کشور اعلام کرد که این اثر هنری برخلاف تصور مردم از طلا ساخته نشده. بلکه از چوب و مس است و تنها بخشی از آن روکش طلا شده تا آسیب‌پذیری‌اش کم شود. این «بخشی» که به آن اشاره کردیم، چیزی در حدود 40 میلیون تومان هزینه داشته است و این بیست و ششمین اثر قرآنی اوست و می‌گوید تابه‌حال از هیچ نهادی کمک‌هزینه‌ای برای کارهایش نگرفته.

در این‌جا چند سؤال پیش می‌آید و آن هم اینکه آیا بیست‌وپنج اثر قبلی ایشان به اندازه‌ی کافی تاثیرگذار بود که اقدام به ساخت بیست‌وششمین اثر کند؟ آیا در راه اسلام و برای ترویج قرآن استفاده‌ی بهتری از این پول نمی‌شد کرد؟ 

کشتی قرآنی

 

منظورم از استفاده‌ی بهتر، ریشه‌کن کردن فقر، ایجاد چند میلیون شغل، ساخت مسکن و کارهای این‌چنین نیست. منظورم کارهای خیلی عینی‌تری است که هدفشان هم با هدف سازنده یکی باشد و کمکی به ترویج فرهنگ اسلامی بکند. مثلاً سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی کتاب. بگذارید یک مثال بزنم: نتایج برخی جشنواره‌های چند سال اخیر (مانند جام باشگاه‌های کتاب‌خوانی) مشخص کرده است که کتاب‌های مذهبی بیشترین طرفدار را در بین کودکان و نوجوانان دارند (نتیجه‌ای که شنوندگان را هم غافلگیر کرد!) اما حقیقت تلخ این‌جاست که باوجود تولید و انتشار میلیون‌ها کتاب مذهبی در سال، هیچ تنوعی در این کتاب‌ها دیده نمی‌شود. تمام آثار منتشر شده‌ی مذهبی همچنان بر کلیشه‌های قدیمی پافشاری می‌کنند و همین باعث می‌شود به مرور زمان از میزان محبوبیت آن‌ها کم شود. بگذارید مثال دیگری بزنم. چند نفر از مسئولین نهادهای مرتبط با کتاب کودک در پی سفر به برخی کشورهای اروپایی مانند اتریش به این نتیجه رسیدند که یکی از مشکلات پدر و مادرهای مسلمان در کشورهای اروپایی عدم وجود کتاب‌هایی است که با اعتقادات پیروان اسلام تطبیق داشته باشد. یعنی با برنامه‌ریزی درست و مصرف هزینه‌هایی که هرسال صرف تجملاتی کردن دین می‌شود، نه تنها می‌توان تاثیر ملی گذاشت بلکه در خارج از مرز هم می‌توان تاثیرگذار بود.

اینجا پای یک شخص یا حتی یک جامعه وسط نیست. پای اسلام وسط است و در چنین وضعی این‌که ما پولمان را چطور مصرف کنیم، فقط مربوط به خودمان نیست! تجملاتی کردن اسلام و قرآن، نه‌تنها کمکی به ترویج آن نمی‌کند که ضربه‌زننده هم هست. در بین درگیری‌های مجازی این روزها جمله‌ای بود که خیلی فکرم را به خودش مشغول کرد. حدیثی منتسب به رسول اکرم با این مضمون: «زمانی می‌رسد که از قرآن جز شکل ظاهری آن و از اسلام جز نام آن باقی نمی‌ماند و آنان خود را به نام اسلام مسما می‌نمایند، درحالی‌که از آن بسیار دورند.» دیگر تصمیم با خودتان است. می‌توانید با پول‌هایتان کشتی، هواپیما و قطار طلایی بسازید یا درعوض بروید و برای ترویج واقعی قرآن –تأکید می‌کنم «واقعی»- کار دیگری بکنید.

برچسب ها
کشتی مطلا
قرآن مطلا
قرآن از طلا
کتابت قرآن روی طلا
قرآن روی کشتی طلا
نظرات کاربران
کد امنیتی
محدثه عارفی
محدثه عارفی
٩٦/١١/٠١
١
٠
حرف حق!
hoda
hoda
٩٦/١١/٠١
٦
٠
از این کار نمی خوام دفاع کنم چون به نظرم حالا که چی بیایم قرآن طلا درست کنیم؟ نه کسی میتونه بخونه نه خیرش به کسی میرسه. اما در مورد این جمله که گفتید:"مالکیت شخصی تا وقتی محترم است که به حریم دیگران لطمه‌ای نزند. با توجه به این ماده یا حتی بدون توجه به آن (و صرفاٌ با توجه به عقل شخصی) هنوز هم فکر می‌کنید به ما ربطی ندارد دیگران پول‌هایشان را چطور خرج کنند؟" سوالی داشتم.بسیاری از دوستان که شاید خود شما هم همینطور باشید اعتقاد دارن که پوشش هرکس به خودش مربوطه در حالا که بسیاری از پوشش ها واقعا تاثیر بدی روی سلامت جامعه میزاره.با منطق اون جمله ای که توی متن گفتید آیا میشه نتیجه گرفت پوشش هرفرد به خودش تنها مربوط نیست؟
ژاله
ژاله
٩٦/١١/٠١
٣
١
با شما موافقم. شاید کار ایشون خیلی عاقلانه نبوده، و می تونستند به اشکال بهتری برای دین و اعتثاداتمون هزینه کنند. اما واقعیت اینه که تو جامعهء ما خرج هایی خیلی بیشتر از این برای موارد خیلی غیرضروری، بعضا احمقانه و بلکه حتی مبتذل و منحرف کننده، هزینه میشه. و اگر کوچکترین اعتراضی بشه، با پاسخ هم معنای چاردیواری اختیاری، رو به رو می شویم. از هزینه های میلیونی برای تجملات خانه و مراسم ها و جشن ها و اتومبیل های لوکس گرفته، تا هزینه های آنچنانی برای خرید و نگهداری حیوانات خانگی... چرا کسی به آنها معترض نمیشود؟ چون ادعای دین و ایمان ندارند. چون ادعا ندارند، و ظاهر مذهبی ندارند، هیچ اشکالی هم ندارد که اسراف و خرجهای بیخودی کنند!
notareal
notareal
٩٦/١١/٠٢
٠
٠
هدا گرامی درود. در راستای نوشته سال ۹۲ (زن = مرد) آی ام یه بار که نه بل یه هَندِرد بار با شما اگریِ اگری «عمرن.» خردی نیز اونور اگری ام تا آنجا که زن> مرد. بیشتر نوشته های خوب و دیدگاه خوب جیم مالِ همین از مرد بهترونِ. اگرچه هراز گاهی چگامه های «الکی » نیز می نویسند، باز در آن هم یک «دولَکی » نیز یافت شود. گل پسرها و مردهای خوب را نمی گویم، شما یک خردی دیگر پیش بیایید بمانند دختر ها و زن ها می شوید. // پوزش چهار سال دیر آمدم، «دوزاری » ام کژ نبود، «پین زاری » داشتم به کار می بردم - «آره، » من نیز یک مردم، گرچه پیش خودمان بماند.
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١١/٠٢
٠
١
ممنون که خوندین و نظر دادین. اتفاقا من از اون گروهی هستم که اعتقاد دارن پوشش هرکس فقط به خودش مربوط نیست. یعنی از نظر من پوشش هم مثل هر چیز دیگه ای تا وقتی به خود آدم مربوطه که تاثیر منفی نداشته باشه. حالا اینکه تاثیر منفی چی هست، از نظر افراد مختلف معنای متفاوتی داره. اما در مورد خونه های لوکس و حیوانات خانگی و چیزهایی که دوست دیگه مون مثال زدن قضیه فرق داره. درسته که هم خونه ی لوکس و هم کشتی مطلا رو با هزینه شخصی تهیه میکنن ولی کسی خونه گرون قیمت رو به هدف ترویج یه فرهنگ خاص نمی خره و گروهی از مسئولین مملکت هم برای رونماییش نمیرن. تا حالا هم نشده مثلا برای خرید یه کالای گرون قیمت هزاران خبر از خریدار اون کالا توی شبکه های مختلف پخش کنن. ولی این کشتی قضیه اش فرق داره. اگر ایشون هم یه کشتی (حتی خیلی گرون قیمت تر از این) می ساختن برای خودشون و توی خونه شون میذاشتن طبیعتا هیچ کس اعتراضی نداشت.
notareal
notareal
٩٦/١١/٠١
١
٠
«تا آسیب‌پذیری‌اش کم شود. » واژه گان خداوند هیچ کَس اش «آسیب » نتواند. آیا، ای «هنرمند» دیده ای سال خورده مرد، زن، و یا کودکی واژگون ورای ستل (سطل ) زباله، تا که شاید «هنر » کرده مباداشان گرسنه راهیِ بهشت گردند. // زر از بهر خوردن بود ای پدر . . . ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر >< که با دوستان و عزیزان خورند . . . زر از سنگ خارا برون آورند >< زر اندر کف مرد دنیاپرست . . . هنوز ای برادر به سنگ اندرست («شیخ » سعدی شیرازی، موهبت پروردگار از آن او باد ). سپاس گزارم از نوشتار آدم گونه و دادمندتان.
AsedHamid
AsedHamid
٩٦/١١/٠٢
١
٠
مطلب دلچسبی بود :)
محمدعلی علمی
محمدعلی علمی
٩٦/١١/٠٣
٢
٠
عرض سلام و ادب به نظرم نوشته شما یکی از بهترین مطالبی بود که این چند وقت در این مورد خوندم اما از اونجا که فکر میکنم ایشون به طور خاص، و به عنوان یه هنرمند دوست دارن علاوه بر مالشون با هنرشون هم تاثیر گذار باشن، اگر علاوه بر نقدهایی که کردید (که به نظرم درست هم بودن) و جایگزین هایی از قبیل سرمایه گذاری های مالی در حوزه کتاب و... که اشاره کردید، به هنر و راه های تاثیر گذاری از این طریق هم می‌پرداختید (مثلا چگونگی پر رنگ کردن تاثیرگذاری هنر خطاطی و...) این نوشته خوب، خوب‌تر می‌شد
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١١/٠٣
١
١
ممنونم از شما و نظر خوبتون. هرچند من در حوزه هنر خیلی تخصص ندارم اما سعی میکنم دفعه های بعد حتما مطالعه کنم و در این مواردی که فرمودین هم اگر نکته ای به ذهنم رسید بنویسم:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٦/١١/٠٤
١
٠
سلام خانم نیک بنیاد ممنونم از مطلب شما به هر حال روزی باید جواب بدیم که وقتی می تونستیم با پولمون از مرگ یک مسلمون جلوگیری کنیم چرا باهاش قرآن طلایی ساختیم .
n_nikbonyad
n_nikbonyad
٩٦/١١/٠٤
٠
٠
بله درسته
notareal
notareal
٩٦/١١/٠٤
١
٠
بامدادان خوش، خ. نیک بنیاد. «تاثیر منفی نداشته باشه، » و، «حالا اینکه تاثیر منفی چی هست، » که گزاره دومی همان راستا، که همه و همه ی داوری ها در هوا آویخته (معلق ) کند. پاسخ، از دید این مهرورز، در جای دیگری ست، با فرنایش (ادای احترام،) شاید، شما نیز دانید کجا. در این اندیشه ام که درون مایه و بافت مان گزاره دوم، از دل نگرانی خود شما، که در بی آلایشی (صداقت ) گزاره دوم آمده، نشان دارد - که گویدمان پاسخ پرسش را بسنده نیست. که گوید، به گفته انگلیسی زبان ها، گاری بر پیش و اسب بر پشت آن بسته ایم (همه واژگونه باشد.)
پربازدیدتریـــن ها