دیدن تو تلخِ تلخ بود
تلخ‌تر از قهوه

دیدن تو تلخِ تلخ بود

نویسنده : s_mohsen

برف سنگینی بود. انگار شیشه‌ها هم سردشان بود. موسیقی لایت فضای اتاق را پر کرده بود.

فنجان قهوه‌ام را برداشتم. کنار پنجره ایستادم. از این بالا چقدر کوچک به نظر می‌رسیدی!

هنوز هم دلم با تو بود.

اما...

اما دستانت میان دستان دیگری، قهوه‌ام را سر کشیدم. تلخ تلخ بود.

قهوه اصلا !

دیدن تو تلخِ تلخ بود.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
vere nice
Mohammad Ghandehari
Mohammad Ghandehari
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
ولی قهوه تلخ خوشمزه هستا!!! :)))))))))))))
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٠
١
٠
سلام ... بهتره قهوه را نوش جان كنيد زياد فال نگيريد كه كسي را هم داخلش نبينيد . كلا خخخخخخخ
mohii-2
mohii-2
٩٢/٠٩/٢٠
١
٠
مرسی ولی من فال نمی گیرم!)))):
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام ... جدي نبود
باران
باران
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
اخیییییییییییییییی ای جانم چقدر خوجل بود
mohii-2
mohii-2
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
مرسییییی.
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
زیبا بود. :)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
هععععععععععععیییییییییییییییی :(
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
:-) خیلی جالب بود
mohii-2
mohii-2
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
خواهش می شود((((((
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
دیدن یار که هیچوقت تلخ نمیشه همیشه شیرینه!
mohii-2
mohii-2
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
نه وقتی دستش تو دست کسی دیگست...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
گاهی آنقدر دلتنگت می شوم که حاضرم ببینمت حتی با دیگری ...
سایه
سایه
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
اخیییییییییی.........
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
کلا این قهوه هم ماجراهایی داره برای خودش
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
موافقم : )
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
زیبا بود...............مچکر:((
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
مرسی
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
مررررسی خیلی زیبا بود...مخصوصا آخرش /سپاس:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
ممنون دوست عزیز بعضی اوقات چشیدن مزه های تلخ جزئی از سرنوشته
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
هعععععععععععععععععععععععی
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
عالي بود....مخصوصا قسمتي كه لب پنجره ايستادم...فضاشو دوس داشتم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
قشنگ و کوتاه بود....ممنون از شما :)
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
تلخ تلخ تلخ ....هییییییییییییییییییییییییییییی تشکر
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
سپاس زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
رفتن معمولا تلخه...
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
بد نبود
hamid_f
hamid_f
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
شوخی کردم خیلی قشنگ بود
mohii-2
mohii-2
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
خواهش میکنم!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨