حسرت از کودکی تا پیری!

حسرت از کودکی تا پیری!

نویسنده : پری سا

 آدم‌ها همیشه در حسرت‌اند..... سنش فرقی نمی‌کند..... چه بچه باشد...چه پیر... بچه در حسرت چیزهایی که دلش می‌خواهد و بهشان نمیرسد بزرگ می‌شود..... پیر، در حسرت چیزهایی که می‌خواسته و بهشان نرسیده می‌میرد.

حالا فرقی نمی‌کند که خواسته‌شان بزرگ باشد یا خیلی کوچک.... همین که برای بدست آوردنش تلاش نمی‌کنند....... یا اگر می‌کنند کم است، برایشان می‌شود حسرت!

یک حسرت بزرگ و دست نیافتنی... حتی اگه خیلی کوچک باشد و فاصله‌ای با آن نداشته باشند.... حتی اگر در دسترس‌شان باشد و با چند قدم بهش برسند.....

همین که در ذهن‌شان بزرگ جلوه‌اش بدهند برای نرسیدن کافیست...کافیست برای یک عمر عذاب... یک عمر غم و غصه و ناراحتی..... یک عمر حسرت!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
حسرت نمی خورم.
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
حسرت نمی خوریم ما جیمی ها.
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/١٦
٠
٠
بله واقعا حسرت از کودکی تا پیری
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات