بگذار منتظر بمانند
شعري از حسين پناهي

بگذار منتظر بمانند

نویسنده : پری سا
می‌دانی؟
یه وقت‌هایی باید روی یه تیکه کاغذ بنویسی تعطیل است و بچسبانی
پشت شیشه افکارت...
باید به خودت استراحت بدهی و دراز بکشی......
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بیخیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که پشت شیشه ذهنت صف کشیده‌اند...
آن وقت با خودت بگویی«بگذار منتظر بمانند»
حسین پناهی
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/٢٢
١
٠
زیباست.اما من وقتی نمیخوام به چیزی فکر کنم و می خوابم،در اکثر اوقات خواب اون افکارو می بینم.جل الخالق!
زهره
زهره
٩١/٠٩/٢٢
٠
٠
چقدر احساساتی بود . خدایش بیامرزد ...
mahshid2
mahshid2
٩١/٠٩/٢٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود
saiideh70
saiideh70
٩١/٠٩/٢٢
٠
٠
اخ چقد دلم میخواد
parisa
parisa
٩١/١٠/٢٠
٠
٠
ممنون واسه همه نظرا..........
جنجال
جنجال
٩٢/٠١/١٣
٠
٠
من از حسین پناهی خیلی خوشم میاد ...متنتم خیلی خوشم امد واسه خودم کپیش کردم...
nikta_21
nikta_21
٩٢/٠١/٢٤
٠
٠
عاشق حسین پناهی و قیافهء فروتنش ام.
پربازدیدتریـــن ها
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠
مراقب دل ها

یک استکان یاد خدا

٩٦/١١/٠١
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
من مرده ام

لالایی هق هق ها

٩٦/١١/٠١
ادب و مهربانی را فراموش نکنیم

تو يا شما؟ مسئله اين است!

٩٦/١١/٠١