هر روز در تلوزیون گفتند این‌قدر شیعه کشته شده
جمعه ای دیگر در راه است

هر روز در تلوزیون گفتند این‌قدر شیعه کشته شده

نویسنده : یه آدم

هرجمعه با خودمان می‌گوییم، جمعه ای دیگر در راه است، حتما این جمعه آقای‌مان ظهور می‌کند ولی وقتی صبح جمعه از خواب بیدار می‌شویم و می‌بینیم هیچ خبری نیست، با دلی آکنده از درد، باز هم زندگی یکنواخت‌مان را ادامه می‌دهیم.

پس کی می‌آیی؟ کی تمام می‌شود این همه بدحجابی، کشتار و فقر؟ آقا جان دل‌مان گرفته از این دنیا و نامردی‌هایش. به جای صدای فریاد شهید مهدی باکری، صدای موسیقی‌های غربی از همه جا به گوش می‌ر‌سد.

به خدا دیگر خسته شدیم که هر روز در تلوزیون گفتند این‌قدر شیعه کشته شده. تا کی این چیزها را ببینیم و دم نزنیم؟

باشد صبر می‌کنیم، صبر می‌کنیم و می‌نشینیم به امید جمعه‌ای که روز سرنوشت‌مان است، جمعه‌ای که امیدوارم به زودی بیاید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٤
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج *:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
به امید جمعه ای که بیایی : )
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٩/٢٥
٠
١
تا حالا واقعا از خودتون پرسیدن چرا دیگر ادیان و مخصوصا سنی ها شیعیان رو میکشن؟ چرا با اینکه شیعیان کاری به کار اونا ندارن اونها انقدر از شیعیان متنفرن و ازشون بدشون میاد؟ بگذریم...(نه پرسیدین و نه جواب درستش رو میدونین)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
بیا دو باره پاک کن زجاده ها غبار را///////به عاشقان نوید ده رسیدن بهار را!////////تمام لحظه های من فدای یک نگاه تو//////بیا و پاک کن زدل حدیث انتظار را!
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
کاری نکردیم و منتظر آمدنش:(
Niva
Niva
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
چاید ما خودمان هستیم که زهور را به تاخیر می اندازیم :) بعد دعا میکنیم برای فرج :)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
با وانیا موافقم :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
...
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
از امام زمان چه میدانیم و برای ظهورش چه کرده ایم؟......
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
دعامی کنیم برای فرج..اما خب اصلا لایق دعاکردن هستیم..
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
به امید جمعه اومدنش...الهم عجل لولیک الفرج...ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٦
٠
٠
اللهم عجل الولیک الفرج............
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٢
٠
٠
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات