من و او در یک کادر جا نشدیم
دنیا چه طور آن‌قدر کوچکی

من و او در یک کادر جا نشدیم

نویسنده : مهلا(باران)

می‌دانی خدا؛ در دنیایت گاهی اوقات آدم‌ها به یک جایی می‌رسند که دل‌شان می‌خواهد داد بزنند و بگویند: بس است دیگر؛ نمی‌کشم !می‌دانی من الان به آن‌جا رسیدم، خوش به حالت که خدایی و نمی‌توانی تجربه‌اش کنی، صدای خرد شدنم را حس می‌کنم.

اما عرضه فریاد زدن را ندارم، شاید اگر داد بزنم سریع بیایی ولی مثل آدمی شدم که می‌خواهد داد بزند ولی انگار یکی جلوی دهنش را گرفته. برایت نوشتم چون نتوانستم داد بزنم .

 

آدم از دردهای کوچک است که می‌نالد، ضربه سنگین که باشد لال می‌شوی. حس بدی دارم، تنهایی شکستن با وجود این‌که می‌دانم خیلی‌ها دوستم دارند، خیلی بد است .

این‌که فقط به خاطر اطرافیانم تحمل کنم و باز هم مثل همیشه در جواب سلام‌شان بگویم خوبم و بزنم زیر خنده و تمام دردهایم را پشت لبخندی که درد می‌کند پنهان کنم. در دنیایت ماسک خنده، بدجوری چسبیده به من خدا...

دوباره نم نم باران، بغضش را با تمام وجودم حس می‌کنم، از آن بغض‌هایی که اگر بشکند ویران می‌کند، خوش به حالت آسمان همیشه ابری من، که گه‌گاه بغض می‌کنی و گه‌گاه ویران! دل من تا ابد بغضی دارد که یارای شکستن ندارد .

 

سرم با دیگران گرم است اما دلم با او، نمی‌دانم چرا این دل برای سوم شخص مفردی بی‌نهایت تنگ است و می‌تپد؟

خدای مهربان من، می‌دانم باید تنها باشم و تنها بمانم تا تو را بفهمم اما می‌شود فقط همین لحظه و خیلی اتفاقی به فکرم بیافتد؟ ابعادت چند در چند است دنیا؟ آن‌قدر بزرگی که هر روز آدم‌های تکراری را هزار بار می‌بینم اما چه طور آن‌قدر کوچکی که بودن من و او در کنار هم در کادر تو جا نشد؟

چه خوش خیال است، فاصله را می‌گویم به گمانش مرا از تو جدا کرده، نمی‌داند تو جایت امن امن است همین‌جا در قلبم.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چه خوش خیال است، فاصله را می‌گویم به گمانش مرا از تو جدا کرده، نمی‌داند تو جایت امن امن است همین‌جا در قلبم. هعععععععععععععععععععععععععععععععییی دریا اولین عشق مرا بردی /دنیا دم به دم مرا تو آزردی................. مرسی عزیزم خیلی قشنگ بود.منو برد به اون روزا.....................!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چه تجارت ناشیانه ای بود ، آن همه نازی که من از تو خریدم .... *:) ممنون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
اوه اوه جوونهای جیم یکی یکی دارن پر پر میشن مهلا نبینم اینطور عاشقانه های درد ناک بنویسی قربونت برم سرم با دیگران گرم است اما دلم با او، نمی‌دانم چرا این دل برای سوم شخص مفردی بی‌نهایت تنگ است و می‌تپد؟ولی خیلی قشنگ نوشتی آفرین
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خواهش میشه زهرای عزییییییزم *:) نه دستانش را آردی میکرد و نه صدایش را کلفت ، از کجا به گرگ بودنش شک میکردم ؟؟؟
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چه خوش خیال است، فاصله را می‌گویم به گمانش مرا از تو جدا کرده، نمی‌داند تو جایت امن امن است همین‌جا در قلبم. خیلی عالی بود مرسی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
به سلامتی خودم *:) چراشو نپرس اشکت در میاد ... ممنونم *:)
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
به سلامتیت
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
سرم با دیگران گرم است اما دلم با او، نمی‌دانم چرا این دل برای سوم شخص مفردی بی‌نهایت تنگ است .... :(( سر صبی اشکمو درآوردی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
نه اینکه زانو زده باشم ، نه ! من هنوز همان مهلای صبور و استوارم فقط تنهایی ، تنهایی را بر دوش کشیدن کمی سنگین است ... خواهش میشه *:)
mina1369
mina1369
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
سلاام مهلا جاان.... هميشه سعي كن در اوج نااميدي فقط ب خدا توكل كني...نااميد مانع بزرگي در زندگيست ك منشاء همه ي شكست ها و عدم موفقيت هاست!... هميشه شاد و موفق باشي عزيزم...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
ممنونم مینا جان ، خدا که همیشه هست اگه نبود که من حتی فرصت دیدنش(سوم شخص مفرد) رو هم نداشتم ... *:)
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خیلی زیبا نوشتی عزیزم..حرف دل منم هست............
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
زندگی یعنی دلخوش بودن به چیزهای الکی ، دل من سخت نگیر ! ممنونم شکوفه ی گیلاس .*:)
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
پایان خیلی زیبایی داشت این متن...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
یک پایان تلخ بهتر از یک تلخی ِ بی پایان است ...
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
السلام عليكم / بسم الله الرحمان الرحيم / وقتي آدرينالين در بدن افزايش مي‌يلبد درد معني ندارد
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
صدق الله العلی العظیم..!!!!خخخخخخ
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
درد را از هر طرف که بخوانی درد است ... چی نکته ی علمی باحالی ، با تشکرات فراوان *:)
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
صلوات ..
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
سلام ... : ati200 عزيز دعوا كه نكرده ايم
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
١
٠
خخخخ
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٢٠
١
٠
مگه بعد دعوا صلوات می فرستن.........بعد صدق الله هم می فرستن...والا
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
سلام ... براي اتمام دعوا صلوات مي‌فرستند
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
تکبیییییییییییییییییر *:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٢
٠
٠
سلام .... خانم : مهلا(باران) مگر نماز جمعه رفتيم
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
زیبا بود
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون .*:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
متن بسیار زیبا یی بود..........ممنونم مهلا بانو:))))))))))
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خواهش میشه *:) باااااااااب اسفنجی *:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
:)))))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خب فکر میکنم 14 سال ... :| زود نی واسه این حرفا؟! / البته بازم سن و سال مهم نیس و اولویت با رشد عقلانی و فهم و درکه . درهرصورت مرسی متن خوب و سرشار از احساسی بود ...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
نه نه اونجوریا که شما فکر میکنین نیست .... خواهش میشه *:)
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
چه خوش خیال است، فاصله را می‌گویم به گمانش مرا از تو جدا کرده، نمی‌داند تو جایت امن امن است همین‌جا در قلبم.
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
قلب مال من است ، در سینه ی من است اما برای دیگری می تپد ...
Paeez
Paeez
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
به لطف عشق فاصله ها پاک می ماند مخواه فاصله ها را مخواه بردارم!:)این هم یک تضاد با اون جمله آخر!مهلا مرسی بابت تبریک تولدم:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
ممنونم پاییز عزیییزم *:) خواهش میکنم ، کاری نکردم با ارزوی بهترین ها ...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
سرم با دیگران گرم است اما دلم با او....قشنگ بود...ممنون :)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٠
٠
٠
خواهش میکنم به متن های داداش محمد که نمیرسه *:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
چقدر متن قشنگی بود :)) خیلی ممنونم :)
خواهر
خواهر
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
مهلا سلام درباره اون موضوعی که با هم حرف زدیم اگه اون نظری که برات گذاشته شده(14سال برای این حرفها...)رو بخونی دلیل اینکه من بهت گفتم دقت بیشتری داشته باش رو میفهمی .همه که نمیدونن تو درباره چی و کی مینویسی یا اصلا صرف قشنگ بودن متن اون رو انتخاب کردی ،برات دردسر میشه!!! به عنوان خواهر باید بهت میگفتم مثل هزار بار قبلی.. گفته بودم که تمام نوشته های تو رو میخونم!! اینم از اثباتش!! برایnامین بار دقت کن!فکر کن و بعد موضوع انتخاب کن!این صد بار!تو نوشتنت هم حواست باشه که چه جور باید بنویسی این دویست بار!!
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٢
٠
٠
من عادت دارم به اینجوری نوشتن ، این همه کاربر دیگه ، مگه اون ها چه جوری می نویسند؟؟؟ بعدش هم من تو مطلبام از همه نوع موضوعی دارم ، چرا باید برام مهم باشه که بقیه چی فک میکنند ؟؟؟؟ لطفا بقیه ی مطلب هام رو هم ببین ، بعد اینجوری بگو ...هزاربار گفتی و من هم هزار بار میگم : تو آفریده شدی برای درس و صنعتی شریف رفتن اما من برای انشا نوشتن ، جان ما اینقدر الکی گیر نده وقتی میدونی این نوشته ام هم مثل همه ی نوشته هام بی مخاطبه (گنبد کاووس....هار هااار هااااااار *:) ) ! عطیه خانم من فعلا تنها تفریحم "جیم عزیزم" شده ، چون باید عین چی بخونم ، کاری نکن حالم از جیم هم بهم بخوره ... من نگار و صدف و فهیم و کیمیا رو دارم چرا باید به کس دیگه ای فک کنم ؟؟؟ من آدم رکی هستم خودت این رو میدونی و دارم با رکی تموم میگم من به هیچ کس دیگه غیر از اینا فک نمی کنم *:) ممنون که به فکرمی ،اما بعضی وقت ها حسّاسیت های الکی ، اوضاع رو عوض میکنه !!! واستا بقیه مطلب هام نوشته بشه ، یکی اش برا خداست ، چند تای دیگه هم طنزه و بقیه اش هم برا گندکاووس و بروبچ ِ ... اونقدر بزرگ هستم که بفهمم دارم چه میکنم ، من دلم برای آدم دیگه ای جا نداره ، بفهم خواهر گل من *:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٢
٠
٠
سلام .... : مهلا(باران) خدا به شما صبر دهد .
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٤
٠
٠
سلام:دلنشین وغمناک، ممنونم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤