دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد
جامعه امروزی ما...

دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد

نویسنده : neyosha

شب بود و حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت زیادی است که به خانه نمی‌آید. او به شهر رفته و در آن‌جا شلوارهای جین و تی شرت‌های تنگ می‌پوشد.

او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات، جلوی آینه به موهایش ژل می‌زند. موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او موهای خود را گلد کرده!

دیروز حسنک با کبری چت می‌کرد. کبری گفت: تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند، چون او با بترس چت می‌کرد.

بترس همیشه پای کامپیوترش در حال چت کردن بود. یک روز بترس پای کامپیوترش در حال چت کردن بود که که سد سوراخ شده بود و انگشت او هم درد می‌کرد چون زیادی چت می‌کرد. او نمی‌دانست که تا چند لحظه دیگر می‌شکند و از این رو در حال چت کردن غرق شد.

 

برای دفن او، کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود. اما کوه ریزش کرد. ریز علی که دید کوه ریزش کرده ولی حوصله نداشت. ریز علی سردش بود و دلش نمی‌خواست لباس هایش را در آورد. ریز علی چراغ قوه داشت ولی حوصله نداشت.

قطار به سنگ‌ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند. اما ریز علی بدون توجه به خانه رفت.

 

خانه مثل همیشه سوت وکور بود. چند سالی است که کوکب خانم همسر ریز علی مهمان ناخوانده ندارد. حتی مهمان خوانده هم ندارد. او اصلا مهمان ندارد. او پول ندارد که تا شکم مهمان‌ها را سیر کند. او در خانه تخم و مرغ و نان و پنیر دارد ولی گوشت ندارد، آخرین باری که گوشت قرمز خرید، چوپان دروغگو به او گوشت الاغ فروخت!

چوپان دروغگو دیگر گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد. به همین دلیل است که در کتاب‌های دبستان نام آن داستان‌های قشنگ وجود ندارد.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
hosein
hosein
٩٢/٠٩/١٤
٢
٠
بگی نگی خوب بود.باید بیشتر تلاش کنی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
١
١
چشم......ممنونم از نظرتون:)
t.m
t.m
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
واقن ... :(
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
:(((((((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
...دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد! من هم موندم چرا این داستان های قشنگ رو حذف کردن!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
خیلی داستانای قشنگی بود حیف که حذف کردند.....متشکرم از نظرتون:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
منم هم
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
مرسی از انتخابت...از این داستان دکتر انوشه خیلی خوشم میاد.واقعا جامعه ما همین طور شده که ایشون گفتن............وحیف اون داستانهای قشنگ واقعا دوسشون داشتم همه شون رو ..حیف
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
بله...حیــــــــــــــــــــف.......ممنونم از نظرت:)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
مرسی :))) نوستالوژیک بود واسه من که !!! من موندم بچه های الان با این کتاب خونوک 2 روز دیگه چه خاطره ای خواهند داشت!!!!!خخخخخ
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
اره واقعا..:).........متشکرم از نظرتون:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
"خونوک " این تیکرو خوب اومدین
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
ممنون تکراری بود ولی : )
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
سلام ... ادمين حتما پاسخ مي‌دهد خخخخخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
سلام ... لايك
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
خواهش میکنم.......ببخشید اگه تکراری بود:)
fahime72
fahime72
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
ممنون بامزه بود:) واقعا چرا اون داستانای قشنگ از کتابا حذف شده؟؟؟؟:(
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟........ممنونم از نظرت:)
hamid_kh
hamid_kh
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
:))) این واسه یاد آوری خاطرات ... :((( این واسه روز های بچگیمون که حیف زود تموم شد!!!
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
بله خیلی زوتر از زود..........ممنونم از نظرتون:)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
چقد جالب گفته بودی....ممنون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
١
خواهش میکنم مهتاب جون:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
امان از دست این چوپان دروغگو ها.....جالب بود...ممنون :)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
خواهش میکنم:)
sh_freeboy
sh_freeboy
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
دمت گرم نیوشا واقعا جالب بود مخصوصا خط آخرش.............مرسی
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنونم که خوندید:)
سهره
سهره
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
جالب بود
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٠٤
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتی:)
h_zahra
h_zahra
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
ممنون جالب بود
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/١٨
٠
٠
خواهش میکنم:))
a_arabpour
a_arabpour
٩٢/١٠/١٩
٠
٠
واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من درس چوپان دروغگو رو15 بار نوشتم
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٢٠
٠
٠
خخخ 15 بار؟ جریمه شده بودین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ممنونم از نظرتون
Ehsan313
Ehsan313
٩٢/١٠/٢٦
١
٠
ممنون از نقل قولتون این داستان رو اولین بار از دکتر انوشه شنیدم تو این جور کارا یه نقل قول هم از طرف بزنید ضرر نداره بازم خسته نباشید
neyosha
neyosha
٩٢/١٠/٣٠
١
٠
چشم.....ممنونم از نظرتون:)
H_fateme
H_fateme
٩٢/١٢/٠٧
٠
٠
ممنون زيبا بود
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
خواهش:))
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٦
٠
٠
سلام:خیلی جالب بود متشکرم
neyosha
neyosha
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
خواهش...منون ک خوندید:)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
سلامت باشید.
b_nia
b_nia
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
نمره از20 18است
neyosha
neyosha
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
:))
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤