من؛ از جنس آدمم
عشق رخ حوا ...

من؛ از جنس آدمم

نویسنده : ghazanfar

یاد آن روز بخیر

که من از شاخه سرسبز درختان بهشت

سیب ممنوعه پر وسوسه‌ای دزدیدم

 به زمین افتادم

 و تو بودی که در آن تنهایی

 شانه زخمی پُردرد مرا

 بوسیدی..

 ای فدای سر تو باغ و درختان بهشت

 گویی انگار که در قعر جهنم بودم

 لحظه‌ای را که غم چیدن یک سیب درشت

 توی چشمان پر از عاطفه‌ات می‌دیدم

 باشد این راز میان من و معشوق و خدا

 که من آن سیب

ز عشق رخ حوا چیدم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Paeez
Paeez
٩٢/٠٩/١٨
١
٠
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم/هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد..یاد این شعر فاضل افتادم!
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٨
١
٠
کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم ... کفش های ماه را به پا کرده ام دوباره عازم توام ... تا بوی زلف یار در آبادی من است هر لب که خنده ای کند از شادی من است زندگی با توست زندگی همین حالاست... زندگی همین حالاست...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
خیلی عالی بود آقای غضنفر ..مرسی از شما
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
که من آن سیب ز عشق رخ حوا چیدم... بعله یه همچین عشق هایی ما داشتیم .:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
که من آن سیب ز عشق رخ حوا چیدم...قشنگ بود...ممنون :)
M_BARF
M_BARF
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
خیلی قشنگ بود مرسی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
ممنون زیبا بود
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
لایک
mina1369
mina1369
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
سلاام... باشد این راز میان من و معشوق و خدا که من آن سیب ز عشق رخ حوا چیدم... خيلي زيبا بود...سپاس...
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
بله...از همون اول این عشق کار دست ادم داده.......
سحر بانو
سحر بانو
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
عاااااالی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم .... *:) خیییییییییلی قشنگ بود ، ممنون *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
دخترک سیب را کند و از بهشت اخراج شد ، کاش می شد من سیبی را می چیدم و از این دنیا اخراج می شدم ...
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٩
٠
٠
زیبا بود....
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٢١
٠
٠
نچ نچ نچ :دی
لیلی
لیلی
٩٥/٠٥/١٤
٠
٠
خوبه.مرسی:)
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
تبلیغات
تبلیغات