در میان یک دعوای خانوادگی!
همیشه مورد اعتماد بودن هم خوب نیست

در میان یک دعوای خانوادگی!

نویسنده : سیده نعیمه زینبی

انگار هر چه اتفاقات ناگوار است باید همین حوالی اتفاق بیفتد! جایی نزدیک من  یا نزدیک نزدیکان من!

انگار دنیا شده است یک قیف که همان اولش سرش گشاد است و جای همه راحت است .کم‌کم که سرازیر می‌شوی تا به جایی که باید بروی، به لوله قیف نزدیک‌تر می‌شوی و فشارها بیشتر می‌شود!

انگار من بدجوری در دامنه قیف افتاده‌ام که این جور فشار زیاد است !حسابش را بکن در خانه نشسته‌ای که یک دفعه یک اس.ام.اس برایت می‌آید که: سلام لطفا این قضیه رو جدی بگیر! فقط می‌خواهم بترسانمش!

و تو که در حال و هوای روز جمعه آرامت هستی. می‌گویی بنده خدا اشتباه فرستاده است! و به دوست جان فرستنده پیامک تذکر می‌دهی !

و او بلافاصله زنگ می‌زند: می‌گوید خانم وکیل، من می‌خواهم ازش طلاق بگیرم، خسته شدم از این زندگی و بعد از کلی دری و بری که تو را به هنگ کامل می‌برد، قطع می‌کند.

 

هنوز در همان شوک اولیه هستی که گوشیت دوباره زنگ می‌خورد، از یک شماره ناشناس! جواب می‌دهی؛ آقایی شروع به حرف زدن می‌کند و متهم می‌کندت به این‌که در زندگیم دخالت کرده‌ای و تهدیت کند و حسابی با الفاظ رکیک از خجالتت در می‌آید و ...

حتی به اندازه لحظه‌ای مجال صحبت کردن و دفاع کردن از خودت را به تو نمی‌دهد و به ناچار از نشنیدن حرف‌های رکیک قطع می‌کنی و او بارها و بارها زنگ می‌زند و هر دفعه این داستان تکرار می‌شود! ادعای شکایت کردن می‌کند و از تو آدرس خانه‌ات را می‌خواهد!

نمی دانی چه شده است؟ چه اتفاقی افتاده است؟ ترسیده‌ای؟ دلهره داری؟ نمی‌دانی باید چه کار کنی؟ به این تهدیدها گوش کنی یا نه؟ هزار سوال بی‌جواب در ذهنت که حالا خیال می‌کنی دیگر کار نمی‌کند، می‌آید و می‌رود بی هیچ پاسخی!  بی چاره تو که باید تهدید به آبروریزی شوی بدون هیچ اطلاعی .

 

تنها کاری که به ذهنت می‌رسد، زنگ می‌زنی به نزدیکترین دوستت و ماجرا را می‌گویی. آن نزدیک‌ترین دوست من بودم .

دوستم می‌دانست که دوستش کاری از دستش بر نمی‌آید جز آرام کردن او! وحرف زدن ولی باید آرام می‌شد تا تصمیم می‌گرفت.

آن مردی که شاید تا ساعتی قبل همه او را به چشم یک ادم منطقی می‌دیدند و ظاهر موجهی داشت! حالا تبدیل شده بود به یک آدم بی‌ادب و عصبانی و غیر منطقیکه خواسته یا ناخواسته رفتارهای زشت از او سر می‌زد!

قرار شد دوست جانم جوابش را ندهد و اصل ماجرا را که از همسر این آقا جویا شد! دعوای خانوادگی بود و خانم محترم در وسط دعوا نرخ را هم تعیین می‌کنند و با دوست من که معتمدترین دوستش بوده، تماس می‌گیرد و آن برنامه را به صورت یک طرفه می‌چیند! دوستم بی‌خبر از همه جا مانده وسط یک دعوای خانوادگی! آن شب بخیر گذشت و ما تصمیم گرفتیم اقدامی نکنیم ولی حداقل چند نتیجه داشت :

همیشه مورد اعتماد بودن هم خوب نیست

خشم انسان را کور و کر می‌کند و عقل را زایل می‌کند!

مسائل خانوادگی‌تان را خودتان حل کنید نه با گرفتارکردن دیگران

آبروی آن خانم پیش دوستم رفت! آبروی آدم چیزی نیست که برای کم نیاوردن از بین برود! کوتاه آمدن هم گاهی خوب است! خصوصا در دعوای زناشویی !

===================

پ.ن: دوست من هنوز که هنوز است از یادآوری آن فریادها و الفاظ زشت ناراحت می‌شود و باورش نمی‌شود! به معنای واقعی کلمه ترسیده بود! 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_a
s_a
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
چه وحشتنااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اصلا در مغزم نمی گنجه!!!!!!!! حق داره دوستت که بترسهههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
حرفی ندارم بزنم !! ینی حرف حقت جواب نداره :)
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
تجربه سختی بوده ام اگه خوب درس بگیره ارزششو داشته ممنون که به ما هم یادآور شدین
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
چه کار مسخره ای کرده اون خانوم....طفلی دوستتون
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
چی بگم وا... ولی زیبا و بشاش بود...
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
گذشت واقعا خوبه.دلیلی نداره بقیه بفهمن تو زندگی خصوصیت چی میگذره.درکت میکنم.منم یه بار تو همچین وضی گیر کردم.اعصاب خورد کنه :|
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی سخته وسط دعوایی باشی که بهت ربطی نداشته باشه ناخداگاه ازت قضاوت میخوان و ...خلاصه وحشتناکه مسایل خانوادگی رو باید توی خانواده وبا بزرگبر های خانواده حل کرد
mina1369
mina1369
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
سلاام...معمولا در دعواهاي زناشويي اين گونه مسائل اتفاق مي افته...مهم اينه كه از براي انسان درس بشه تا منبعد درست تصميم گيري كنه و در مواقع خشم كاري رو انجام نده...شاد و سلاامت باشين...
admin
admin
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
مورد اعتماد بودن همیشه خوب است. اصلا یک صفت پسندیده است. ولی آدم خودش باید بداند کجای کار است. گاهی اقدام درست مساوی « سکوت و اقدام نکردن» است
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خشم انسان را کور و کر می‌کند و عقل را زایل می‌کند!گاهی دیگه اون آدمی که درموردش فکر می کردی واقعن به اون طرز فکر اولت برنم گرده و این خودش نوعی بی اعتمادی
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
موافقم.
hoorieh
hoorieh
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
راست میگی ها ...........
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
شرایط سختی بوده !!!!!!!!! خدا هیچ کیو تو آمپاس نذاره ...
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ایشالله!!!!!!!!!!!
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
١
٠
موافقم..................سپاس:)
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١١
٢
٠
سلام ... مشكل قيف دنيا را ميشود با چپه كردن قيف حل كرد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣