قلب یخی
شعری سروده خودم

قلب یخی

نویسنده : saiideh70

باید ترسید،

از بهاری که گل‌هایش،

باغ را فراموش می‌کنند و ذهن‌شان،

پر می‌شود از یاد گلدان....

باید ترسید،

از تابستانی که شعله‌های نگاهش،

می‌سوزاند،

قلب ترک خورده،

خاک را....

باید ترسید،

از پاییز،

پاییزی که نفس‌های سردش،

خواب آرام برگ‌ها را،

بر هم می‌زند ...

آری،

من می‌ترسم،

از زمستانی که آدم برفی‌ام را،

می‌سپارد به خنده‌های خورشید و یادش می‌رود،

آدم برفی‌ها،

قلب‌شان،

یخیست....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
عالی بود مرسی الهی ادم برفی بیچاره دلم براش سوخت که اب میشه و هیچی ازش نمیمونه...
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ایکون یه لبخند تلخ!
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
قشنگ بود
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
یعنی فوق العاده بود ممنون خیلی خوشم اومد
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خواهش میکنم قابلی نداشت!
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
آخی الهیییییی.....زمستونش قشنگتر بود(:...مرسی
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ما گلامونو زمستو میذاریم تو گلدون میاریم تو اتاق.بهار دوباره برشون میگردونیم باغچه که یادشون نره.
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
افرین به شما
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
برعکس فکر میکنم همین نفس سرد پاییز برای برگا مث نسیم بهاریه.منتها این بار برا اینه که بخوابوندشون تا بهار که میاد دوباره سرحال تر از قبل پاشن از خواب
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
اما هیچ وقت به اون برگی که میمیره فکر کردین؟ درسته بهار که میشه درخت از دوباره برگ میکنه اما برگای قبلی چی؟
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
آخیییییییییی آدم برفی دلم سوخت براش..ولی خب برمیگرده به اصلش به همون آب و آسمون.تا زمستون بعدی دوباره برگرده.. ولی خب در کل جالب بود..ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ولی اون ادم برفی منه من دلم نمی خواد برگرده به اصلش
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
من می‌ترسم، از زمستانی که آدم برفی‌ام را، می‌سپارد به خنده‌های خورشید و یادش می‌رود، سپاس زیبا بود همی
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
منم خودم این تیکشو خیلی دوس داشتم
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
فوق العاده
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
سپاس
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی زییا وخوب
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی زییا وخوب
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
شعر زیبایی بود...........مچکر:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خوشحالم که خوشتون اومد
mahshid
mahshid
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
عالی و زیبا
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
مرسی مهشید جان
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
سلام ... زيبابود موفق باشيد
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
آدم ها دوست دارن بارون بیاد اما وقتی بارون میاد هر کدوم چتری بالی سرشون میگیرن ، پس باید از دوست داشتن آدم ها ترسید *:(
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
عین همیشه عالی و غیر قابل توصیف ، سعیده ی عزیزم *:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
لطف داری گلم:)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی هم زیبا...تشکر:)
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
زیبا بود ولی اینقدر نترس من پیشتم :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
از زمستانی که آدم برفی‌ام را می‌سپارد به خنده‌های خورشید...ممنون زیبا بود :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
قشنگ بود :) خیلی ممنونم.
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات