بهشت نه زیر پای مادر است؛ نه در دستان پدر!
تقدیم به دو واژه مقدس

بهشت نه زیر پای مادر است؛ نه در دستان پدر!

نویسنده : Z_M

مادر واژه‌ای مقدس است. مادر بهشتی است درون جهنم؛ مادر درد می‌کشد، مادر عذاب می‌کشد، مادر گریه می‌کند و...

اما حتی زمانی که عصبانیست نمی‌تواند بهشت درونش را پنهان کند.

پدر واژه‌ای متبرک است. پدرکار می‌کند، پدر خسته می‌شود، پدر غصه می‌خورد و...

اما هیچ‌گاه کسی متوجه دردهایش، غصه‌هایش، خستگی‌اش و حتی اشک‌هایش نمی‌شود .

می‌گویند بهشت زیر پای مادران و در دستان خسته پدر است اما این‌طور نیست! بهشت در دستان پر مهر مادر که با محبت بر سرت می‌کشد است، بهشت در همان دست‌هایی است که نیمه شب پتو کنار رفته‌ات را رویت می‌کشد، بهشت در جای پای مردیست که با خستگی می‌رود تا نکند روزی رسد که فرزندش سر سوزنی رنج که چه عرض کنم، ناراحتی داشته باشد یا حسرت بخورد، بهشت در جای پای مردی است که با وجود این‌که خودش گاهی احساس نیاز به یک تکیه گاه می‌کند با هر مشقتی که شده می‌ایستد تا خانواده‌اش به او تکیه کنند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٣
٣
٠
واقعا عالی بود.... امید وارم قدر این دوتا فرشته ی آسمونی رو بدونیم :((((
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
lممنون من هم امید وارم
حاج احسان
حاج احسان
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
واقعا زیبا بود...! ب سلامتی همه پدرها و مادرها!
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ممنون . به سلامتی!!!!
m_razmi
m_razmi
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
مطلب خوبی بود.اما از ان بهتر تیتری بود که انتخاب کردی.واقعا جذب کننده بود.
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
مچکرم
nika
nika
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
واقعا زیبا بودممنون امیدوارم تمام پدرومادر ها 1000000000000000سال عمر کنن
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ان شاالله
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی عالیییییییییییییییییی کاملا درست بود.ممنونم :)
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
بهشت شانس دیدن روی ماه پدرو مادره وقتی هر صبح این شانسو داشته باشی ببینیشون..
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
دقیقا!!!!!!!!!!!!!!!
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ بود..مرسی
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
مرسی
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
ممنون:))))))))))))
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
:) (*-_-*)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی قشنگ نوشتید،خیلی ممنونم همینطور هم هست...
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
خواهش میکنم ممنون
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
خیلی خوب بود.........متشکرم:)
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
من هم متشکرم
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
بله دقیقا همینطوره...بهشت دست پدر و مادر فداکار ماست......
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
دستی متبرک
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
بهشت وجود خود پدر و مادره...خیلی ممنون
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
دقیقا . از شما هم ممنونم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
ممنون زیبا بود مچکرم
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
من هم از شما ممنونم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
از وقتی مادر شدم فهمیدم مادر بودن یعنی چی !
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
باید حس قشنگی باشه چون بچه هاتون هرچه قدر هم اذیتتون کنن مطمئن باشین عاشقتونن
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
سلام ... متشكرم اين اولين باري است كه در اينگونه سايتها مطلبي را ديدم كه پدر را در كنار مادر ديده‌اند . زيبا بود متشكرم
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ممنون
fahime72
fahime72
٩٢/٠٩/١٤
٠
٠
واقعا! ممنون
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
خواهش میکنم
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٤
١
٠
خیلی خوب بود....زنده باد تمامی پدر ها و تمامی مادر ها....ممنون :)
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
زنده باد
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٥
٠
٠
خیلی زیبا بود.............اما حیف که ما قدرشون رو نمیدونیم!!!!!!!!
Z_M
Z_M
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ممنون. واقعا حیف
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات