به شکم نهنگ سیخ نزنید!
تصاویر لحظه انفجار شکم نهنگ

به شکم نهنگ سیخ نزنید!

نویسنده : لبخند انار

-

-
-

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
tanin
tanin
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
:|چی وحشتناک
دختر خاصــ
دختر خاصــ
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
هدفشون چی بوده واقعا از این کار؟؟!
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٥/١٣
١
٠
خوبه اینو نزدن 18+!! ..... واسه چی نهنگ بیچاره رو ترکوندن؟؟
Em Ad
Em Ad
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
پوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووففففففففففففففففففففففف !!! چرا آخه؟؟
t_gh
t_gh
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
واقعا چراااا؟؟؟ممنون
فاطمه خانووم
فاطمه خانووم
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
وااای قلبم .... اینا خونه؟؟؟؟
هاچم من
هاچم من
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
نه شربت آلبالوئه! :دی
p_golpari
p_golpari
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
آخی !! حالا هدفش چی بوده!!!1
پری سا
پری سا
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
وااااای...یا علی....
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
سلام: بیچاره نهنگ.متشکرم
Farzane_v
Farzane_v
٩٣/٠٥/١٣
٠
٠
اوه.........ممنون
z_zakhar
z_zakhar
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
و باز هم یک جیمی اسکی باز دیگر...آقا من بهت افتخار میکنم اسکیت خیلی خوب بود..ممنان
mohammad_A
mohammad_A
٩٣/٠٥/١٤
٠
٠
با با نهنگ بیچاره...عاشق شده...بعدش شکست عشقی خورده...افسرده شده...غمباد گرفته...به قصدخودکشی پریده تو ساحل...بعدش یه بیکار زده غمبادشو که تو دل خونش گیر کرده ترکونده...همین
پربازدیدتریـــن ها
وقتی خیالش همراهت بود

ترسناک تر از نبودنت...

٩٦/١٠/٢٣
ساده می گویم...

یک «من» وسط زندگی‌ام گم شده است

٩٦/١٠/٢٧
دارید کم کم پیر می شوید

شما حواس تان نبوده

٩٦/١٠/٢٥
می توانستم راه بهتری را انتخاب کنم

جنگ و درخت انجیر

٩٦/١٠/٢٤
عشق نفس زندگی‌ست

جوانی فدای عاشقی

٩٦/١٠/٢٦
اندر احوالات تام کروز

تو چرا پیر نمیشی لعنتی؟

٩٦/١٠/٢٨
کوچ پاییزی؛ از رستوران به دفتر مهندسی

دیگر گارسون نیستم!

٩٦/١٠/٢٥
برای سانچی

نفرین این سرزمین تمامی ندارد

٩٦/١٠/٢٧
برای روز مبادا

همین یک لاخ موی مشکی!

٩٦/١٠/٢٧
می‌پرسد ماجرا چه بود؟

مردان دریا

٩٦/١٠/٢٦
و چون می‌گذرد غمی نیست

به گذر ثانیه ها محتاجم

٩٦/١٠/٢٤
هرگاه خواستمش...

خدا را باید بی نهایت عاشق بود

٩٦/١٠/٢٣
بهترین و بدترین اتفاق های زندگی

فراموشی

٩٦/١٠/٢٧
کمی پیدا شو...

گمشده

٩٦/١٠/٢٨
پیر شدن...

از روزگار رفته حکایت

٩٦/١٠/٢٨
اندازه‌اش؟ حجم‌اش؟

می‌شود آن داستان اصلی‌ات را بگویی؟

٩٦/١٠/٣٠
تظاهر کردن

ما مجبور نیستیم

٩٦/١٠/٣٠
روزمره هایم...

داستان کار در اسنپ

٩٦/١٠/٣٠
عجیب غرق رویایت شدم

یک نفر هست که باید همیشه باشد

٩٦/١٠/٣٠