ظرفیت چهار نفر!
ماجرای گیر کردن در آسانسور

ظرفیت چهار نفر!

نویسنده : r_detective

آقا چشم‌تان روز بد نبیند! من و چند تا از دوست‌ها رفتیم یک دانشگاه. این دانشگاه یک آسانسور داشت که ظرفیتش چهار نفر بود. ما هفت نفر، شش تای‌مان سوار شدیم...

گفتم آقا نکنید این کار را؛ گیر می‌کنید. گوش نکردند که نکردند. دکمه طبقه چهارم را زدند.

من از پله‌ها رفتم به طبقه چهارم که رسیدم دیدم یک سر و صدایی از آسانسور می‌آید. می‌دانید چی شده بود؟ آسانسور در یک متر آخر گیر کرده بود! حالا تا زنگ بزنیم که مسئول تعمیر بیاید، بیست دقیقه، نیم ساعتی، این‌ها گیر کرده بودند.

جالبی این‌جاست که دوتای‌شان زنگ زده بودند به نامزدهای‌شان که من گیر کردم در آسانسور هر لحظه ممکن است...

من را می‌گویی از خنده روده بر شده بودم! بله...یک همچین دوست‌هایی داریم ما.

راستی اگر در آسانسور گیر کنید، چه‌کار می‌کنید؟!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خخخ منم تا حالا گیر کردم اما تنها نبود م با همسر عزیز وعمو م بود هیچی زنگ زدیم به خدماتش مهندسشم راهنمایی کرد وتقریبا قبل از اومدنش درست شد باید یه بار کل برقا قطع بشه و بعد از یکی دو دقیقه دوباره وصل بشه معمولا با این حرکت راه میوفته
آسمانه
آسمانه
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
بستگی داره که دختر بودن زنگ زدن نامزدشون که یک کار طبیعیه! ولی اگر پسر بودن جا داره بخندیم حسابی:)) زنگ خطر اسانسور رو میزنم وایمیستم بیان نجاتم بدن:))
faride
faride
٩٢/٠٩/١٢
٠
١
واقعا گل گفتی.ولی خب پسر بودن :))))))))
r_detective
r_detective
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
پسر بودن!!!:)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
اخ اخ منم یه بار با خالم گیر کردیم تو اسانسور برج التون ولی همون چند دقیقه چون زیاد بودیم اکسیژن کم اورده بودیم
r_detective
r_detective
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
اتفاقا دوستامم داشتن نفس کم میاوردن!
r_reihoon
r_reihoon
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
زنگ میزنم 125 :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
خخخخخخخخخخخخ .. چی سوژه خنده ای بوده خخخخخخخخخ .. گیر بیوفتم ؟؟؟؟ نمیدونم !!!
s_a
s_a
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
نه خدا رو شکر گیر نکردممممممممممم!!!!!!!!!! یه مدت میترسیدم، تنهایی نمیرفتم تو آسانسور! الان تازه خوب شدم! :| ////// جدا پسرا زنگ زدن نامزدشوووووووووووووووون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
نه نشده ...هیچی زنگ میزنم به یکی بیاد نجاتم بده....شایدم همونجا نشستم تا خفه شم(:.....دوستاتون چه جالب بودنااااااااا(:
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخ...خداییش خیلی باحال میشه....پس از این به بعد همیشه بالای ظرفیت سوار میشیم :))))...ممنون
maede
maede
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
بابا آسانسور دانشگاه شما چه سوسوله!!!از اون سوسول تر اونایی که سریع زنگیدن به نامزداشون!!! :)))))من تو دانشگاه امتحان کردم بهم ثابت شده از پله برم زودتر میرسم! :| اگه یه بار گیر کنم با گوشیم زنگ میزنم آتشنشانی بیاد!:)))))))))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
سکته :)))
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
:)))))))))) دریچه بالاش رو باز می کنی و اون یه متر رو از کابلش می ری بالا!
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخخ..دانشگاه ماهم اسانسور داشت باظرفیت 4نفر نکنه رفتی انجا؟ هیچی می شینم منتظر یکی بیاد نجاتم بده دیگه..الببته اون زنگ اسانسورم میزنم بفهمن گیر کردم اون تو
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
میترسم...خخخ
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
سلام ... هر وقت گير كردم تلفن همراهم را در آوردم و اينترنت كاملا وقتم را پر كرده و وقتي هم كه باطري اين گوشي تمام شد با گوشي ديگرم احوال مادر و خواهر و برادرانم را مي‌پرسم. يك بار هم اينقدر مشغول اين دو كار شده بودم كه اصلا يادم رفت زنگ بزنم بيان بيرونم بياورند
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
پس حسابی خوش گذشته
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخ چ ریلکس ! :))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
:دی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
امیدوارم گیر نکن چون توی فضای بسته نمیتونم نفس بکشم
faeze
faeze
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
وای خیلی سخته تو آسانسور گیر کنی:|آدم خفه میشه:|
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خدا نکنه گیر کنم
ghazale
ghazale
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خخخخخخخ بنده خداها ترسیدن :))))))))))))) ولی قشنگ بود خخخ :)))))) فیلم زیاد دیده بودن (^_^) ولی جدا منم میترسم از گیر کردن تو آسانسور ولی ن در این حد ! اصولا زنگ خطر می طنیم :)
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
راستش خیلییییی به این مسئله فک میکنم... موندم یه روز اگه تو آسانسور گیر کردم...کسیم خونه نبود....که بدونه من رفتم بیرون... بد تازه تو آسانسورم که گوشیم کلا آنتنش میره... باید چیکار کنم واقا؟ ینی میمیرم؟ خیلی میترسم......از آسانسور واقا میترسم :(((
bahareh22
bahareh22
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
وای نه خیلی وحشت انگیز ناکه...
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
اتفاقا عراق که بودیم اونجا تند تند برق میره 2-3 باری تو آسانسور برق رفت ما هم مث بچه های خوب وامیستادیم تا برق بیاد :دی
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٣
٠
٠
خدا نکنه..........مرسی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤