کوچ کلاغ‌های سیاه
تعبیر تمام دلتنگی من

کوچ کلاغ‌های سیاه

نویسنده : mahnaz_ai

شب؛ تعبیر تمام دلتنگی من، شعر رنگین سیاه سرد من. سقف سیاه شبِ من به اندازه رویای دست نیافتنی کودکی در خواب بلند است. سایه من در پرتو نورهای فانی، سیاهی شب را بیشتر به رخم می‌کشند. مهتاب در دل آسمان، کوچ کلاغ‌های سیاه را در دل سیاهی شب رمز آلود می‌کند.

فقط غرش وهم آلود پرنده سفید که تکرار وار مسیر هر شبش را اوج می‌گیرد، گاه و بی‌گاه در امتداد مسیر خود تاریکی شب را همچون افتادن سنگی در آب لرزان می‌کند.

 

من به شب می‌اندیشم. به فاصله فانوس‌های دریایی آسمان که راهشان را گم کرده‌اند. به دلِ تنگ چشمه پایین کوه، که هجوم دردانه‌های بی‌روح درخت یخ زده دلش را می‌لرزاند.

شب مرگ تدریجی فصل‌های بی‌پایانه فانی من است. برای من امروز، روز است و فردا، شب بی‌پایان است. ترس از شب، امروز را از من گرفته است. دلم برای امروز تنگ شده. حتی پرندگان پر آوازه روز، جای خالی فانوس‌های گم شده شب را حس نکردند.

 

آفتاب در تلافی بی‌فروغی پسین شب، انگار می‌خواست گندم‌زار خوشه‌های طلایی رنگش را به رخ بکشد. پرنده‌ها هم هستند. درخت‌ها هم همینطور. حتی چشمه پایین کوه. اما انگار غرش پرنده سفید به گوش نمی‌رسد. کسی به آفتاب خیره نمی‌شود، امتداد مسیر پرنده‌ها در بین ابرهای گرسنه بلعیده می‌شود.

روز، فارغم از حس عجیب شب اما شب‌ها سیاهی دل آسمان پرنفوذتر ازآفتاب است، تمام وسعت دنیای کوچکم را پر می‌کند. من می‌مانم شب و خواب‌های بی‌انتها.

امروزم گذشت

امشب فرداست

امروز، فردایی دیگر، ‌داستانی دیگر است.

شاید فردا کوچ کلاغ‌های سیاه، آسمان امروز را نقشی از سیاهی ببندد

کسی نمی‌داند...

شاید امروز مهتاب بود که زیر هجوم ابرهای تشنه سیراب‌شان می‌کرد و پنهان بود در نقش آفتاب و شاید آفتاب به مهمانی شب من آمده.

چه سیاه پرنوری امشبم را روشن کرده. امشب حس می‌کنم آسمان آفتابی است...

(دل نوشته خودم)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
خیلی زیبا بود مرسی
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون عزیزم خوشحالم کردی نظر دادی:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
امشب حس می‌کنم آسمان آفتابی است...چه جالب نوشته بودین ممنون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون عزیزم
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
سلام ... جالب بود موفق باشيد
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
خوبخ بلاخره نظرتون نسبت به این نوشته مثبت بود:) خاکبرداری نمیخاد
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
سلام ... بقول دوستي در سايتي ديگر (روشناوند حوصله نداشته اين حرفها حاليش نيست)
سهره
سهره
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
امروز، فردایی دیگر، ‌داستانی دیگر است. واقعا زیبا بود..مهناز نویسنده ی خوبی هستی..
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
واقعا؟؟؟؟مرسی عزیزم خیلی بهم انرژی دای
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
شبیه مادربزرگم شده ام که گفت :حالش خوب است و کمی بعد مُرد ...*:)
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٤
١
٠
ممنون..........بسیار متن زیبایی بود:)))))))
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
خواهش مرسی نظر میدی واسه نوشته هام خیلی بهم انرژی مثبت میدی:)
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٢٦
١
٠
خواهش میشه:)))))
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
زیبا بود به دل نشست مررسی
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
خواهش عزیزم
maede
maede
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
"چه سیاه پرنوری امشبم را روشن کرده"پارادوکس جالبی بود!
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون:)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
امروزم گذشت امشب فرداست لاییییییییییییییک
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ممنون رویا جون
Niva
Niva
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
چقدر تچبیه و آرایه.... ممنون
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
٠
ینی بده؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٢٥
١
٠
خیلی قشنگ بود...امشب حس می‌کنم آسمان آفتابی است...ممنون :)
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٢٥
٠
١
خواهش مرسی :)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
مرکز مشاوره دکتر گل آبی

فعلاً خیالتان راحت باشد

٩٦/٠٣/٣١
تبلیغات
تبلیغات