این ور میز یا اون ور میز
روزی که آرزو کردم فروشنده کتاب شوم

این ور میز یا اون ور میز

نویسنده : hoorieh

از بچگی کلی آرزو داشتم. هر وقت می‌رفتم نمایشگاه بین المللی، دلم می‌خواست جای غرفه‌دارها باشم. نمی‌دانم؛ فکر می‌کردم حس خوبی دارد، حس غرور دارد. زمین تا آسمون فرق دارد جای کسی که این ور میز است با کسی که آن ور میز است.

بالاخره آرزویم برآورده شد. در نمایشگاه کتاب امسال (92) من هم یکی از غرفه دارها بودم. خوب بود؛ تقریبا حس متفاوتی داشتم اما آن موقع بود که فهمیدم وقتی که به عنوان خریدار وارد نمایشگاه می‌شوی کلی آزادی داری. می‌توانی همه جا را بروی و ببینی اما من فقط در غرفه خودم بودم.

در هر صورت از برآورده شدن آرزویم ناراحت نیستم

ولی تجربه خوبی برایم شد .

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
r_riahi
r_riahi
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
منم اونور میزو دوست دارمــ:ــــ(ــــ
j_mousavi
j_mousavi
٩٢/١١/٢٣
١
٠
کتاب فروشی حس خوبی است
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
آرزوی قشنگی داشتین :)
mohii-2
mohii-2
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
تجربش نکردم ببینم حس خوبیهیا نه!
hach_zanboori
hach_zanboori
٩٢/١١/٢٣
٠
٠
عاشق کتاب و کتاب فروشی و کتاب خریدن و کتاب گرفتن و کتاب کادو دادنمممممممممم هورااااااااااااا
s_kiani
s_kiani
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
کلا فروشندگی باحاله…خییییییییییییلی!!
m-ghorbani
m-ghorbani
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
فروشندگی...خب...من همینطور گشت زنی به نظرم جالب تره:)))
S.Asadzadeh
S.Asadzadeh
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
هر تجربه ای میتونه خیلی جالب باشه ...
عاشق فسنجان
عاشق فسنجان
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
منم اونور ميزرودوست دارم.....كاش به ارزوم برسم.....ممنون..زيبابود
a_mardesade
a_mardesade
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
غرفه دار بودن سخته باید جواب سوالات مردم را بدی؟ و اطلاعات غلط ندی ............ من هم یک بار غرفه دار بودم تو نمایشگاه .......حس جالبی بود
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اميدوارم نشستن پشت ميز هاي بهتري رو هم تجربه کنين:)
v-qavam
v-qavam
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
منم يه بار غرفه اشتن رو تجربه کردم توي اوج سوز و سرما نبش چهارراه:)
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
اینم تفاوتشه دیگه
a_tayebii
a_tayebii
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
هر کاری یه خوبی یه بدی داره
korosh
korosh
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
کتاب فروشی !! هوممممممممم !! کار خوبی نیس سود نداره :))))))
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
:-)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/١١/٢٤
٠
٠
انشالله موفق باشین :)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
چه جالب منم دوست دارم اونور میزو
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/١١/٢٥
٠
٠
ایشاا.. موفق باشی همیشه :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
کلا فکر می کنم فضای فروشندگیشو دوس می دارید دیگه درسته ؟؟؟؟ :))
f_nietzsche
f_nietzsche
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
سلام شما اگه پشت میز دستگاه قضا میشستی چیکار میکردی...!!!
علیرضا
علیرضا
٩٢/١١/٢٦
٠
٠
خوبه که به آرزوتون رسیدید :))
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/١٢/١٧
٠
٠
منم میخامممم :)
H_fateme
H_fateme
٩٣/٠١/٢٩
٠
٠
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
خاطرات باهم بودن

ساعت یازده

٩٥/١١/٣٠
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات