فرشته
چرا به زمین آمدی؟

فرشته

نویسنده : y-naeemi

روزهای نبودنت

تنها نیستم

حتی در این اتاق

هرشب

خدا از پشت پنجره سرک می‌کشد

در می‌زند

در آغوشم می‌گیرد

بعد می‌آید

می‌نشیند گوشه اتاق

دست در جیبش می‌کند

دفتر خاطراتش را باز می‌کند

ورق می‌زند

ورق

ورق

ورق

مکث می‌کند

اشک امانش نمی‌دهد

با حسرت می‌اندیشد

روزی که تو را آفرید

چرا به زمین فرستاد؟

(یاسین نعیمی امینی / مجموعه شعر پارانویای شبانه)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
ممنون....زیبا بود
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
راستش زیاد تو شعرو اینا وارد نمیشم .. نظر کارشناسانرو دوستان بدن.. سپاس
وصال
وصال
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
این چه مفهومی داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا مگه حسرت میخوره ؟؟؟؟؟؟؟
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٩/١٦
١
٠
فرشته اومدی از دور چه خوبه حال و احوالت میگن تن خسته راهی غباره رو پر وبالت
mr.hamed
mr.hamed
٩٢/٠٩/١٦
٠
٠
:|
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
با تشکر :-)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
بعضیا اشتباهی آدم شدن.ذاتشون فرشتس
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
سلام ... :|:|
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
به زمين فرستاد ولي راه سمت خودشو نبست بلكه گفت هر وقت دلگير شدي باز بيا پيش خودم...
سهره
سهره
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
خیلی ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
ممنون و مچکر.......زیبا بود:))))))))
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١٧
٠
٠
شعر قشنگی بود :)....ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١٨
٠
٠
بکار بردن حسرت و این جور لقب ها اصلا جالب نیست! بعنی اصلا مشکل دار میشه.
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨