اعتیادم اوج گرفته
شعری سروده خودم

اعتیادم اوج گرفته

نویسنده : y-naeemi

من زخمی‌ام

مجروح

افتاده در کنج اتاقی

با سرنگی در دستانم

حالا اعتیادم اوج گرفته

تو را به رگم تزریق می‌کنم

و باز عشقت در رگ‌هایم جاریست

و هیچ‌گاه لخته نمی‌شود

می‌بینی؟

زخم‌هایی که می‌زنی

همیشه تازه است ...

 و آن‌قدر بی‌اراده‌ام

که ترکت نمی‌کنم !

(یاسین نعیمی امینی / مجموعه شعر پارانویای شبانه)

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٠
٣
٠
یاسمین سه بار بگو : ساناز سادات سعادتی (فداش شم که دلم براش اندازه ی یه میکروب شده !) اگه گفتی : شاناژ شادت شعادتی یعنی راسی راسی معتادی *:)
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٩/١٠
٢
٠
زخم‌هایی که می‌زنی/همیشه تازه است ...و آن‌قدر بی‌اراده‌ام/که ترکت نمی‌کنم ! چقدر اینجارو دوس داشتم :)) مرسی
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
زیاد با شعر های نوی عشقولانه حال نمیکنم نظر شخصیمه ها !!!!
آسمانه
آسمانه
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
شعرت قشنگ بود ولی عشاق بیشتر دوست دارند!
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
نه خیر بنده عاشق نیستم و دوس داشتم
h_nim82
h_nim82
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
ممنون... ولی بی اراده بودن :((( .....
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
واه واه چه جلافتا عشق مثل مواد چه توصیفی به به : )
faeze
faeze
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
ممنون:)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
مجموعه شعر پارانویای شبانه....اسم جالبیه...ممنون
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
ایول عاااالی بود ... موفق باشی ...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
ممنون خيلي زيبا
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
انقدر بی اراده ام که ترکت نمیکنم... :| سکوت میکنم ...
mina1369
mina1369
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
سلاام...ممنون...زيبا بود...
admin
admin
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
میگم یاسین جان این شعرهات رو اگر کسی بخونه فکر کنم آخرش به خودکشی برسه
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
یا خدا چی عشق خیطی!!!!! خدا قسمت نکنه خخخخخخخخ:))))))))))))))))))))))))))
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ممنون شعر زیبایی بود.
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
زیبا بود....امیدوارم شعرای بیشتری ازتون ببینیم...ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:خخخخخ آقا ببخشید نمیدون چرا خندم گرفت ! چه شعری بود ولی :دی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات