فقر فرهنگی...
تصاویر تلخ از یک خانواده معتاد

فقر فرهنگی...

نویسنده : firuze

این تصاویر تلخ و تکان دهنده از یک خانواده معتاد است که همه اعضای این خانواده از کودک خردسال تا مادربزرگ کهنسال، همه به تریاک معتاد هستند و کشیدن تریاک برای آنان تفریحی همچون نوشیدن چای است!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
جادوگر
جادوگر
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی آموزنده بود . من بعضی مراحل رو بلد نبودم حالا یاد گرفتم
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
( آیکونه چیشمان خوردو شده از تعجب )
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
نیگا تو رو خدا ما برا آینده بچه هامون چیا تو ذهنمونه اینارو نیگا!!!
hoorieh
hoorieh
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
چه وحشتناک
Vania
Vania
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
وحشتناکه!!!!!!!!!!!!!!!! آینده ی این بچه ها چی بشه خدا میدونه..توی هیچکدوم عکسا مادری نبود..نمیدونم شاید نتیجه نبود مادره شایدم....
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:| what the hell :| shit
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ریلکس : 0
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
میخوام جفت پا برم تو صورت این نفهما اونیییییییییی :|
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:(
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
این عکسارو به هر کی نشون بدی دهنش وا میمونه بعد تمام صورتش از ناراحتی تو هم میره یعنی چی این ؟ خدایا خودت ...
M_At
M_At
٩٢/٠٩/١٢
٠
٠
رفت:(
Mahnaz_72
Mahnaz_72
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
چقدر بد ...خوب اون بچه ها چه گناهی دارن ؟؟که از حالا معتاد شدن
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
واقعنیه اینا ینی؟؟؟؟؟؟ :!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خدایا این دله سر خوشو از ما نگیر خخخخخخ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
وای ادم یک جوری میشه ...:(
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
...هیچی ندارم بگم.جز اینکه متاسفم برا اینجور از خانواده ها!!!!!!!!!!!!
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:(((
mahshid
mahshid
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
هنی واقها این جور خانواده هایی وجود دارن.............؟؟؟؟؟؟؟؟/// وای ....بدبخت اون بچه ....
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:(((((((( !!!!!!!!!!...یا خدا...خدا شفاشون بده...چرا اینطورین اینا؟؟؟؟؟ :(((((
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
اینطور که معلومه برای یک وبسایت خارجی هم هست این عکس ها. واقعا فقر و فرهنگ ضعیف خیلی مهلکه... خیلی...!
2nyadideh
2nyadideh
٩٢/٠٩/٢٧
٠
٠
(0_0) اصرار نكنين.... جلومو نگيرين.... بذارين من برم بميرم.... چهچيزايي كه آدم نميبينه....
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
تبلیغات
تبلیغات