ما رایتُ الّا جمیلا
سوای تمامیِ تِزهای روشنفکری

ما رایتُ الّا جمیلا

نویسنده : F_SaLar HaSsan

سوای تمامیِ تِزهای روشنفکری، سوای همه عقده‌هایی که این روزها سیراب می‌شود، سوای بوی گوشت و حلیم و دود، سوای صدای سنج و تبل و فریادهای در بلندگو، سوای همه این‌ها، حسین مظلومانه دفن می‌شود چه در صحرای سوزان کربلا و چه در عمق افکار ما...

پیراهن سیاه و زنجیر را به همان صندوق زرد رنگ اتاق انباری می‌سپارم! تو مراقب حسینم باش! ما فراموشکارتر ازین حرف‌هاییم که حس‌های خوب یادمان بماند. حسین می‌رود و از فردا دوباره کمر می‌بندیم به داستان‌های دیو و دلبری! دوباره هرزه می‌شویم. دوباره کینه می‌کاریم و یادمان می‌رود که همه این‌ها برای چه بود؟! این اشک و ماتم‌ها و خستگی‌ها و از همه مهم‌تر این وقت گذاشتن‌ها برای چه بود؟! برای تلمذ شله مشدی؟! یا آبگوشت ظهر عاشورا؟!

 

چیزی گم نشده! همه چیز سر جایش است! حتی رذالت ما... خودمان گمش کردیم. اگر حسین(ع) واقعا حسین باشد زندگی برای خیلی‌های‌مان دشوار می‌شود. مقرون به صرفه‌تر است که زیر «سِین سِین سِین» کردن‌ها شیرکاکائوها و نذری و لخت کردن‌ها و قمه زدن‌ها دفنش کنیم.

ولی لابه لای همین‌ها، هنوز هم جا برای شکر بسیار است. خودمانیم! اگر همین روزهای عزاداری نمی‌بود، عمر من یکی که به همین مفت هم نمی‌ارزید! ولی سوای همه این واژه‌ها، به قول زینب(س): جز زیبایی ندیدم!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s_gonah
s_gonah
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
کاش می توانستیم معنی عزاداری را بفهمیم حد اقل نمی گزاریم دوروز از رختن خونش بگزرد صفر تمام شد همه دوباره کینه ورزی و غیبت ولی کاش همه زیبایی بود و ما کلا زیبایی می دیدیم
ارغنون
ارغنون
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
عالی بود ... عالـی ..
سهره
سهره
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
هعییییییییی!
ali007
ali007
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
مرسی...........
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
امیدوارم با رفتن این محرم ، این اتفاق های همیشگی دوباره تکرار نشه *:( ...هعییییییییی
h-hidarpoor
h-hidarpoor
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
بله واقعا "یا حسین" گفتن برای مان آسان است و "با حسین" بودن چقدر سخت... خدا قوت
f_ghasemi
f_ghasemi
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
هیییییییییییییی مرسی
M_BARF
M_BARF
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
ممنونم تشکرات فراوان.........و البته کاملا موافقم
h_nim82
h_nim82
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
امیدوارم خداوند هیچگاه نگاهش را از ما نگیرد ... ممنونم
باران
باران
٩٢/١٠/١٠
٠
٠
جالب قابل تامل .... ممنون
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/١٠/١١
٠
٠
واقعا دلنشين بود خسته نباشين
r_roshnavand
r_roshnavand
٩٢/١٠/١١
٠
٠
سلام ... حسين ع در قلب است براي شيعه فراموش شدني نيست . همانگونه كه كه خون در بدن ما جاري است حسين بر افكار ما جاري است .
aleffarhad
aleffarhad
٩٢/١٢/٠٩
٠
٠
نمیدانم به جنگ مذهب رفته ای یا قدرت . آنچه تصویر کرده ای مذهبیست در گرو قدرت ! تنها یک بازار مکاره است برای تبدیل سرمایه اقتصادی به اجتماعی ! چه کیفی می کند وقتی میگویند حاج آقا خدا قبول کنه !ودر پایان از زینب گفته ای . ناخداگاه دلم ریش میشود وقتی استواریش سر نوشت را به سخره میگیرد. دختر علی بودن یعنی همین .
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات