چند صفحه‌اي با عطر شهدا
معرفي مجموعه كتاب‌هاي ياد و خاطرات شهدا

چند صفحه‌اي با عطر شهدا

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل
اینک شوکران
مجموعه کتاب‌های «اینک شوکران» درباره مردانی است که بعد از جنگ چند سال درد جانبازی را تحمل کردن و بعد به شهادت رسیدند، مردانی که زخم‌های سال‌های جنگ، بهانه‌اي شد برای نماندشان.
* «اینک شوکران يك» به بيان خاطرات شهید منوچهر مدق به روایت همسرش مي پردازد، شهید مدق بعد از جنگ جانباز 70 درصد بود و در سال 1379 در بیمارستان ساسان به درجه رفیع شهادت نایل گشت. قسمتي از اين كتاب به شرح زير است،منوچهر بسیار صبور و مهربان بود. با تمام دردی که داشت هیچ وقت اعتراض نمی کرد. «سوره یاسین» و «الرحمن» و «زیارت عاشورا» را خیلی دوست داشت. عاشق آسمان بود و بیشتر وقت‌ها نمازش را در پشت بام خانه می‌خواند. همیشه می‌گفت: «من آن‌قدر عاشق پروردگار هستم که نمی‌خواهم به این راحتی شهید شوم.»
ديگر جلدهاي اين كتاب به بيان خاطرات شهید مصطفی طالبی، خاطرات شهید ایوب بلندی، شهید علی محمد رنجبر و شهيد سعيد جان بزرگي به روایت همسران‌شان مي‌پردازد. در ادامه قسمتي از كتاب اينك شوكران سه را مي‌خوانيد.
«کار مامان شده بود گوش تیز کردن. صدای بق بق یاکریم‌ها را که می‌شنید و بی‌سروصدا از روی پنجره پرشان می‌داد. وانتی‌ها که می‌رسیدن سر کوچه، قبل از این‌که توی بلندگوهای‌شان داد بکشند، مامان خودش را به آن‌ها می‌رساند، می‌گفت مریض داریم و می‌فرستادشان چند کوشه بالاتر. برای بچه‌های محل هم علامت گذاشته بود. وقتی مامان دستمال را از پنجره آویزان می‌کرد، بچه‌ها می‌فهمیدند حال ایوب خوب است و می‌توانند بازی کنند.»
نیمه پنهان ماه
مجموعه کتاب‌های «نیمه پنهان ماه» درباره خاطرات شهدای 8 سال دفاع مقدس به روایت از همسران شهدا می‌باشد از جمله شهید چمران، شهید همت، شهید حمید باکری، شهید مهدی باکری و شهید زین الدین. در كتاب شهيد همت، ابتدا همسر شهید خاطرات ازدواج خود را تعریف می‌کند که بسیار جالب است.
آسمان
مجموعه کتاب‌های «آسمان» روایت زندگي شهدای خلبان به قلم همسران شهید می‌باشد که شامل 4 مجموعه می‌باشد، خاطرات شهید بابایی، شهید فکوری، شهید دوران و شهید یاسینی. به شما توصیه می‌کنم که حتما این مجموعه را مطالعه کنید.
 یادگاران
مجموعه کتاب‌های «یادگاران» شامل خاطرات كوتاه از شهدا می‌باشد و براي مواقعي كه حال و حوصله مطالعه طولاني را نداريد بسيار مناسب است و می‌توان این مجموعه را در مسیر و یا در اتوبوس مطالعه کرد.
در ادامه قسمتي از اين كتاب در مورد شهيد همت را با هم مطالعه مي‌كنيم؛ «همسر شهيد همت: چه قدر دوست داشتم امام عقدمان کند. تنها خواهشم همین بود. شهيد همت: هر چیز دیگه بخواهید دریغ نمی‌کنم. فقط خواهش می‌کنم از من نخواهید لحظه‌ای از عمر این مرد را صرف خود کنم. من نمی‌توانم سر پل صراط جواب بدم.»
برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
a-abolfazli
a-abolfazli
٩١/٠٧/٠٥
٨
٠
رنده کردن یاد و خاطرات شهدا کمتر از شهادت نیست
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٢٠
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨