اعتراف...
شعری سروده خودم

اعتراف...

نویسنده : saiideh70

کجای این شب،

ایستاده‌ای که تب خیالت،

مثل آتش،

تنم را،

شعله‌ور ساخته....

 

پشت کدامین ابر دلواپسی،

پنهان شده‌ای که چشمانم،

از حرارت نگاهت،

تاب ایستادن،

ندارد.

 

با کدام قطره دلتنگ،

همسفر شده‌ای که دیگر،

تر نمی‌کنی،

کویر دستانم را

 

تا به کی؟

باید اعتراف کنم که روزهایم،

پر شده از بغض‌هایی که،

شب از خواب‌هایم دزده.

 

باشد !

اعتراف می‌کنم،

من،

فقط،

کمی دلم،

تنگ است...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
بسیار زیبا بید :)
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
سلام ... دلتنگي زيبايي بود
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
این بیشتر یه اعترافه
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
بسار زیبا بود........ممنون:)))))))))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
خیلی شعرهاتون قشنگ شدن :) البته قشنگ بودن :)
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
ممنون لطف دارین
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
این روزها سیر سیرم از بس بغض هایم را قورت داده ام *:(
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
:(
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
ممون زیبا بود....ولی به خدا من نمیتونم شعرها و نوشته های عاشقانه رو درک کنم و بفهمم//
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
شاید باید کمی عمیق تر بهش نگاه کنید
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
چه ناز.....این شعرتو از بقیه اشعارت بیشتر دوست داشتم سعیده جان....ممنون
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
لطف داری عزیزم
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
اعتراف به دلتنگیت قشنگ بود ممنون :-)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
منم دلم تنگه :(
admin
admin
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
آفرین به این ذوق هنری و نوشته های زیبایی که شما می نویسید. ممنون .. بخصوص آخرش خیلی زیبا تموم شد. میگم این الان نیمایی بود سبکش؟
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
راستشو بخواین خودمم نمی دونم
toosi
toosi
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
تشبیه هات رو دوست دارم!
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
خودمم دوس داشتم
M_At
M_At
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
چه اعتراف شیرینی!
ahiane
ahiane
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
این روزها ابر کوچکی در گلویم هوای باریدن ندارد!خدایا...میشود مرا بغل کنی...
ایران
ایران
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
اعتراف نکن!وقتش بشه ازت تعتراف میگیرن!
maede
maede
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
"من فقط کمی دلم تنگ است"قشنگ مینویسی.
bahareh22
bahareh22
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
زیبا بود:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
قشنگ بود....ممنون :)
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
بسیار زیبا ..سپاس از شما
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
قشنگ بود.تشکر:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨