خودی بود
خبر از توحش گرگ...

خودی بود

نویسنده : Murphinist

قبل از رسیدن من

گله را دریده بود

سگ گله

خبر از

توحش گرگ می‌داد

گوسفندها تکه تکه

بزها قیمه قیمه

و سگ

خبر از آشنایی گرگ

می‌داد

شبان ما

گرگ ما

دریده بود و رفته بود

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
هعییییییییییییی روزگار *:(
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
دلت پره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
دلت پره باجی...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
درد رو از هر طرف که بخونی درد است ... آدم از درد های کوچک است که می نالد ، ضربه سنگین که باشد ، لال میشوی ... با همه ی این ها زندگی بازم قشنگه *:)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
گرگ شد ، برّه ای که نوازشش میکردم *:(
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
بله دیگه ... یالان دنیا ده...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
دنیا قشنگه خیلی خیلی زیاد با همه ی سختی هاش باز هم معرکه است *:) اما بعضی از مردمش بد هستند *:( تنها ترسم از اون دنیا اینه که مردم این دنیا هم می آیند اون دنیا ...
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
شعر زیبایی بود.........بسیار ممنون:))))))
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
خواهش می کنیم... نوش جان...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
داداش علی زیبا بود ؟؟؟؟ البته آره زیبا که بود ولی خیلی غمناک بود *:(
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
:))
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
:| :O :|
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
چی بگم والا...
ahiane
ahiane
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
حالم حال گرگیست که خدا توبه اش را پذیرفته ولی مردمان می گویند،توبه گرگ مرگ است.
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
پس خدا شما را پیشاپیش بیامرزد...
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
سلام من رو هم به اون وری ها برسون ...
admincheh
admincheh
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
سگ گله خبر از توحش گرگ می داد..
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
بله خیلی وحشی بوده لا کردار
saiideh70
saiideh70
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
عجب فضایی داشت!
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
فضاش سه بعدیه ... نه؟؟؟
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
جالب بود،ممنونم خان
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
خواهش میشود...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
هههههیییییی....و سگ خبر از آشنایی گرگ می‌داد....ممنون
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
بله ... بله...
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٧
١
٠
سلام ... گرگ ما گرسنه بوده
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
١
٠
چه جورم...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
دستتون درد نکنه قشنگ بود :-D
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
قابل نداشت...
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
نچ نچ نچ .... مرسی زیبا بود همی
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
همی ممنانیم برارجان...
mahnaz_ai
mahnaz_ai
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
جالب بود این مثه زخم خوردن از اونایی که اصن توقعشو نداریم
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
١
٠
دقیقا باجی... از یه کسایی زخم می خوری که نگو....
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٠٨
٠
٠
ممنونم خوب بود:)
khan
khan
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
خواهش می کنم... فقط می بخشیدها مگه اینجا بویی چیزی میاد بینی تونو گرفتین؟؟؟؟
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٠٩
٠
٠
بینیمو نگرفتم دستم رو صورتمه:)
khan
khan
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
آآآآ شرمنده باجی...
پربازدیدتریـــن ها
به تو ظلم کردم...

من به تو بدهکارم

٩٦/٠٩/١٩
من و پنجره به انتظار نشسته‌ایم تو را

کاش باز شود پنجره ای به ماه

٩٦/٠٩/١٨
آرامش کتابخانه

یک جای دنج

٩٦/٠٩/١٩
شعری سروده خودم

قلب اجاره ای

٩٦/٠٩/١٨
حال خوب یعنی...

صدای زنگوله ی کبوتر ها

٩٦/٠٩/٢٢
خلق و خوی ترک ناشدنی

عطرهایی که الکل شدند

٩٦/٠٩/٢٣
مدفون شده در آلودگی‌‌های شهر بزرگم

گرمای شب های سرد

٩٦/٠٩/١٨
و تنها تو مرا دوایی

بخوانش دلتنگتم…

٩٦/٠٩/٢٠
در آستانه سی سالگی

میم من را خوب بشناس

٩٦/٠٩/١٩
دلم می‌خواهد تسلیمش باشم

مهرت به دلم نشسته

٩٦/٠٩/٢٠
هبوط

پیدایش انسان

٩٦/٠٩/٢١
شعری سروده خودم

غرور

٩٦/٠٩/٢١
دلم می‌سوزد...

چگونه کتاب نخوانیم و آن را جار نزنیم!

٩٦/٠٩/٢٥

جنگل سپید

٩٦/٠٩/٢٢
بالا رفتن از آن دل و جرات می‌خواست

دیوارها

٩٦/٠٩/٢٣
شعری سروده خودم

گرمای عشق

٩٦/٠٩/٢٣
در این شب های پاییزی

تنهایی و درد

٩٦/٠٩/٢٥
تبلیغات