چند بار حرم آمده‌ام اما ندیدمت...

چند بار حرم آمده‌ام اما ندیدمت...

نویسنده : شاهدخت
* یا امام رضا صد بار صدایت کردم گفتم: مامان و بابا برایم عروسکی که موهای فرفری داره را بخرند. تو کاری کن آن‌ها پول‌دار شوند. آن‌ها پول دارند ولی عروسک خوشگل برایم نمی‌خرند.
ریحانه / 6ساله
 * سلام. امام رضا به ما پول بده تا هرجا که دوست داشتیم بریم خونه بگیریم. کاری کن دوچرخه برایم بخرند.
  ابوالفضل / 7ساله
* سلام امام رضا جان. من تو را خیلی خیلی دوست دارم.
تا حالا چندبار آمدم به حرم مطهرت و تو را زیارت کرده‌ام. و از تو خواستم آن پسر کوچولویی که خونه‌شون سر کوچه مون است را شفا بدی تا زود پاهاش خوب شه تا بتونه با من بازی کنه.
مهسا / 5 ساله
* من امام رضا را خیلی دوست دارم چون که بیشتر دعاهای من را تابحال برآورده کرده.
محمدصادق / 11 ساله
* به نام خدا. امام رضا من در دنیا فقط سه تا آرزو دارم :
که پدرم سیگار نکشد
و مادر و پدرم دعوا نکنند
و راستی سلام ببخشید
و مادرم و پدرم و برادرم و خودم در پناه خدا سالم باشیم.
آرش / 12 ساله
 
* دوست دارم بهش بگویم که همه مریض‌ها را شفا بده ؛ دیگر کسی توی بیمارستان نباشد.
ای کاش همه کسانی که به جنگ رفتن و شیمیایی شدن خوب شوند. ای کاش مامانم راضی شود که خواهر یا برادر برایم بدنیا بیاورد و سالم باشد و این‌که دختر عمه من خوب شود و عمه من دیگر لال نباشد که همش به این دکتر و آن دکتر برود، پرنده‌ام و لاک پشتم هم خوب شوند.
پرنیان / 10 ساله
* سلام امام رضا دلم برات تنگ شده می‌خوام ببینمت اما نمیشه. چند بار حرم آمده‌ام اما ندیدمت. امیدوارم آرزهایم را برآورده کنی.
مونا / 9 ساله
برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/٠٩/٢٠
٠
١
چه احساسات پاکی دارن .کاشکی ما هم این جوری بودیم با قلب هایی به این پاکی
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢١
٠
٠
خیلی قشنگ بود فاطمه جون...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣