امان از رفیق ناباب
ماجرای اعتیاد به گوشی

امان از رفیق ناباب

نویسنده : آرشام ایرانی

یک دوستی‌ داشتم، تعریف می‌کرد علت اعتیادش را به گوشی. می‌گفت ازدواج که کرد بار و بندیل را جمع کرد رفت شهر همسرش، در شهر جدید تقریبا تنها بود (متاسفانه به دلایلی از بیان اسم شهر معذورم).

حیوانکی خانمش را خیلی‌ دوست داشت، ولی‌ خانمش معمولا سرش به خانواده خودش گرم بود و بی‌خیال از این‌که این تنهایی‌ چه می‌کند. حیوانی دوستم هم اهل رفیق بازی‌ و ... نبود. این شد که کم‌کم گوشی موبایلش شد تنها وسیله سرگرمی‌اش  Mp3پلیر، دیکشنری، وسیله بازی و...

می‌گفت بعدا کم‌کم خانمش شروع کرد به غر زدن که تو معتادی، تو باید با گوشی‌ات ازدواج می‌کردی و...

ولی‌ هیچ‌کسی‌ از خودش نپرسیده بود آن موقع که این تنها بود، ما کجا بودیم.

جالب این بود که این دوست ما وقتی‌ در یک جمع دوستانه بود به هیچ عنوان به گوشی‌اش دست نمی‌زد ولی‌ می‌گفت خیلی‌ جاها گوشی‌اش بایستی در دستش باشد، چون تنهاست.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
masomeh.62
masomeh.62
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
آخییییییییییی طفلی............ :(
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
یاد ضرب المثل از ماست که بر ماست افتادم.....
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٥
١
٠
واقعا حکایت تنهایی آدمها امروز همین است ....
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
این گوشی های همراه هم شریک زندگین دیگه همه جوره باید تحمل کرد : )
آبان
آبان
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
واقعا چی بد آدم تنهایی بکشه و تنهایی اش رو با موبایل بخواد پر کنه :(
mina1369
mina1369
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
سلاام... متاسفانه حكايت ايشون زبان حال خيلي از خانواده ها است!... طلااق تنها جدا شدن نيست...بلكه از جدا شدن بدتر طلااق عاطفي هست ك امروزه گريبان گير خيلي از خانواده ها شده!... متاسفانه خيلي ها دچار روزمرگي شدن!... خدايا تنها ب تو پناه!...
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
من خیلیا رو دیدم که تو جمع خونواده و دوستاشونم گوشی دستشونه این که چیزی نیست
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
چقد بده واقعا......کاش بدونیم واسه چی ازدواج میکنیم و هدفمون چیه):
sorme
sorme
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
بنده خدا!!!
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
امان از دست این گوشیا من که ندارم :)
Paeez
Paeez
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
غفلت کردن خانومشون و ایشون هم به نوعی سوختن و ساختن ، خب کاری کردن که همسرشون بفهمه این تنها بودنشو؟
maede
maede
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
کلن امروز به خاطر اینکه کارای زیادی میشه یا یک موبایل انجام داد آدم ناخودآگاه به گوشیش وابسته میشه!ولی دوستتون هم راه خوبی واسه پر کردن تنهاییش انتخاب نکرده خب!یعنی نمیتونست یه دوست واسه خودش پیدا کنه!
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
امان از این بی توجهی ها
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
من گفتم الان اخرش چــــــــی میشه!!!
faride
faride
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
اخرش این شد که پس فردا که ازدواج کردی به همسرت توجه کنی که اونم معتاد گوشی نشه:)
Elahe.n
Elahe.n
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
وا؟!!!!!!
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
سلام ... دست شما درد نكند مستقيم ميگفتي رضا روشناوند ديگه. خخخخخخخ سلام برسانيد به اين دوست گرامي البته من از ترس همسرم گوشي رو زير بالشتم مي‌گذارم
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
یعنی الان واقعا با شما بودن؟؟؟ ;-)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
طفلی الهییییییییییی *:) همش که نه ولی بیشتر تقصیر بی توجهی های همسرش بوده ....
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
چه تنها .....
mo_so
mo_so
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
همدم تنهایی در این روزها شده موبایل و اینترنت
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
ای بابا بنده ی خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا :)))))))))))
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
واقعا گوشی چیز خوبیه
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
آررررررررررره :-)
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
اخه گناهکی:((((((
mah_mahdizadeh
mah_mahdizadeh
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
بیچاره چقدر زن بی ادبی که وقتی بخاطر اون امده یک شهر دیگه بهش توجه نمیکرده ولی معمولا دختر ها مجبورن برن شهری که شوهرشون هست نه اینجوری ....تعجب کردم....مرسی ...
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/٠٥
٠
٠
البته خلاف اين گاهي توجه ومحبت زيادم اثري نداره !
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
چی میگی تووووووووووووووو؟:)))))))))))
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
تقصیر خودش هم هست خب ! چرا با خانومش درست حسابی صحبت نکرده
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠٦
٠
٠
اخی بیچاره!!!!!!!!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
گوشی خوبه :)))))...اعتیادشم بدک نیست :))))...ممنون
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦