جای خالی‌ام احساس نخواهد شد!
برای نسل بعد از من...

جای خالی‌ام احساس نخواهد شد!

نویسنده : sam.ariyaee

صدایی هم چون باران، کوچه‌ای خاکی، مردمانی سخت کوش، دستانی ترک خورده .

باز من صدای تو را می‌شنوم همین جا میان دو نخل خشکیده کنار کوچه ...

ایستاده‌ام، تنها نگاهت می‌کنم، تو خودش هستی، اندکی جلو می‌روم، انگاری سراب دیده‌ام. بوسه بر خاک می‌زنم، چند قطره اشک مرا تا آسمان می‌برد، باز بوی پیراهن پدر بزرگ می‌آید، سال‌هاست که تنها فکر و خیال بودنت آرامم می‌کند ...

باز هم باران می‌آید و خاکی که مرا سال‌هاست بلعیده. نسل بعد از من یادی از من نخواهند کرد، آخ چگونه زیستید که سالیان سال پس از  مرگتان هنوز جای خالی قدم‌های‌تان احساس می‌شود .

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
خیلی متن زیبایی بود و احساسی.........ممنون:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
برادرم نسل شما که خوبه ما چی بگیم زیبا بود ممنون
masomeh.62
masomeh.62
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
جالب بود ......... ممنون
faeze
faeze
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
نسل بعد از من یادی از من نخواهند کرد...هعیییییی..ممنون.
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
شما هم تازگیا همش غمگین مینوسین چرا خوب؟....ولی بازم ممنون
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
واقعا خوب زندگی کردن هم هنره!انقدر خوب که بعد رفتن نامت و یادت به نیکی باقی بمونه...بسیار زیبا بود/سپاس:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
کوتاه اما پر احساس...مرسی..:)
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
سلام ... متشكرم و موفق باشيد
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
احساس وابستگی عجیبی به این دیالگتون میکنم آقای پدر :)))
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
سلام ... من ماندم پدر هستم يا پدر بزرگ بايد به راي بگذارم . خخخخخخ
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
عالی بود ایییییول:-)
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/٠٣
١
٠
يادها همواره در ذهن ها مرور ميشوند فقط بايد بفهميم چگونه زندگي كنيم تا ذهنيت خوبي از ما در اذهان ايجاد شود...!
f_etemadi
f_etemadi
٩٢/٠٩/٠٣
١
٠
زيبا بود
BeinG_a_GirL
BeinG_a_GirL
٩٢/٠٩/٠٣
١
٠
بدون جلب توجه متفاوت باش تا واسه نسل های بعدیت یادت همیشه جاوید بمونه ..
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
سپاس خوب بود :)
par!sa
par!sa
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
ما هم میتونیم واسه نسل بعدی موندگار باشیم... سخته ولی ممکنه... تشکر:)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
باز هم باران می‌آید...ممنونم.
neyosha
neyosha
٩٢/٠٩/٠٤
٠
٠
تــــــشکر میشود:)
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٧
٠
٠
قشنگ بود....ممنون از شما :)
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات