گفتگوی من  و شیخ الشیوخ
یا پیر بنال که سراپا گوشم...

گفتگوی من و شیخ الشیوخ

نویسنده : سلما

چندی پیش که غمین بودم و افسرده و زار و نزار و در عالم خیالات همی سیر می‌کردم و از دنیا فارغ شده بودم، پیری دانا را در خواب بدیدم در هیبت شیخی! بدو گفتم السلام علیک یا شیخ. جواب بشنیدم و علیکم السلام یا سلمای وبلاگ نویس (آوازه ما به کجاها که نرسیده)

در نگاهش مهربانی موج می‌زد و در کلامش سعادت (حالا این‌ها را از کجا فهمیدیم؟ مگر نمی‌دانید ما چشم بصیرت

داریم)! و از وجناتش هیبت و وقار می‌ریخت هموجور!

فرصت را مغتنم شمرده و بدو گفتم: یا شیخ؟ جواب بداد بلی یا سلما!

بگفتم مشکلی دارم که گمان برم جوابش نزد شماست. اگر امکان دارد مرا پند دهید و آگاه کنید تا به سوی رستگاری همی رهنمون شوم.

بگفت: سلما یا (یا سلما) اول به سوالات ما پاسخ ده تا ببینیم که گره کارت اندر کجاست تا بلکم بفهمیم باید با دندان باز کنیم یا نیاز به ابزار آلات دیگری نیز هست برای گشودنش.

 

بدو گفتم یا شیخ هر چه گویی جواب دهم در نهایت صداقت و راستی .

بگفت: آیا تنت رنجور ومریض است یا سالمی؟ گفتم سالم هستم.

بگفت: شویت را دوست نمی‌داری؟ گفتم می‌دارم... (خوب چه کنم چاره دیگری هم دارم؟)

بگفت: فرزندی نداری و از این جهت ناراحتی؟ بگفتمش: خیر یا شیخ داریم آن هم از نوع حشمت فردوس پسندش.

گفت زیبا نیستی؟ گفتم به گواهی دیگران بلی هستم (آیکون اعتماد به سقف بلکم بالاتر)

بپرسید: تحصیلات نداری؟ گفتم اندک علمی در دانشگاه بیاموخته‌ام. (البته اگر علمی پیدا شود اندر دانشگاه‌های

ما)

 

بعد از گفت و شنود این سخنان، شیخ صورتش گر بگرفت و ابروانش میان هم گره بیفتاد و از چشمانش خون همی ببارید و بگفت: سلمایا؛ اگر مرگ می‌خواهی برو و از داروخانه سیانور بگیر که حل مشکلت فقط بدان امکان پذیر است چرا که آن چشم‌های بابا قوری‌ات داشته‌هایت را نمی‌بیند.

بگفتمش یا شیخ الرئیس؛ اولا خشانت چخه، دویما این چه سخن است که می‌گویی؟ درست است که شویی دارم، که دوستش می‌دارم و یادش با خاطر من همی آمیخته و عشقش در دلم بسی لانه کرده ولی آگاه باش که شوی‌مان در پاره‌ای از زمان، کفش‌های میخ‌دار به پا کرده و روی نرو ما پیاده روی می‌کند. خاطر ما را افسرده و روح ما را آزرده و احساسات‌مان را له می‌کند.

شیخ بگفت نرو دیگر چیست؟ بگفتمش: یا شیخ بدین درجه رسیدی ندانی نرو چیست؟ کلاس زبان می‌رفتی بد نبود!

بگفت سلمای نادان (اه چه شیخ بی‌ادبی) اولا آن زمان امکانات نبود و کلاس زبان برگزار نمی‌شد. دوما اندر چنته‌ام پند‌هایی دارم که اگر بشنوی و با گوش جان نیوش کنی به تو همی قول دهم که همسرت همچون مومی شود اندر دستان تو.

گفتمش یا شیخ بنال که سراپا گوشم!

چشم غره‌ای به من رفت و بگفت: اِ هِ کی! می‌خواهی پستت طولانی شود و خواننده‌هایت دیگر حوصله نکنند بخوانند. فعلا این پست را ثبت کن، باقی بماند برای پست بعد.

و این داستان همچنان ادامه دارد...

 

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
سهره
سهره
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
جالب ناک بود///////////
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
مرسی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خخخخ ..تشکر زیبا بود :))))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خواهش میکنم
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخ مرسی خندیدیم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خوبه که دلتون شاد شده
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
٢
٠
سلام ... جالب بود متشكرم و موفق باشيد
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
١
٠
وای تو رو خدا آقای ر وشناوند برای همه پست ها همینو مییگد ..بالاخره بای دی نظر متفاوتی هم داشته باشین یا نه؟
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
٢
٠
سلام ... در مورد سلام که شرمنده هستم به هیچ عنوان کم نخواهد شد / متشکرم--- هم که ایرادی نمیبینم اگر هست بفرمایید / و موفق باشید --- ارزویست که برای دوستان دارم /// اماااااا از این گونه موارد هم داریم که جالب بود ، عالیست ، منبع را ذکر نکرده اید ، و در مواردی هم که اطلاعات داشته باشم بیش از ۵ خط مینویسم /// فقط بعضی اوقات از مطالبی اصلا خوشم نمیاد نمیدونم چکار باید بکنم ایا نظر واقعی خودم را بدهم که با توجه به جوان بودن کاربران این سایت بسیار ضعیف و فقط در حد خودی نشان دادن جواب می دهند و از طرفی این سایت امکان اینکه متوجه شوم چه پاسخی را داده اند را تا حالا نداشت مجبور بودم کلیشه ای بنویسم / ولی .... متشکرم موفق باشید از انتقاد خوب شما سپاسگزارم
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
سلام ... سعي مي‌كنم تعداد خخخخخ را افزايش دهم خخخخخخخخخخخ شايد بهتر باشد
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
١
٠
سلام ممنونم اقای روشناوند ....من در سلام و موفق باشید و اینا ایرادی نمیبینم ...من تمام مطالبی که می ذار منوشته خودم هست .منبع چی رو باید ذکر کنم ؟ دوما ما اومدیم اینجا بنویسم نوشته هامون سطحش ارتقا پیدا کنه اگه قرار باشه نوشته هامون بهبود پیدا کنه باید دیگرا ننظرشونو بگن مثل اینکه اگه اینجا اینو مینوشتی بهتر بود یا این جمله رو می گفتی ....خلاصه بازم ممنون
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام ... متشكرم از جوابيه ارسالي شما بزرگوار /// اگر درست متوجه شده باشم اجازه نقد نوشته‌هاي شما را داريم پس من هم منتظر نقد شديدا چالشي حداقل نوشته‌هاي خودم را دارم .//// در مورد منبع --- درست است كه من يا لچه‌هاي جيم مي‌دانند نوشته از ان شما است ولي اين سايت در دنيا قابل رويت است شايد يكي از خاننده‌هاي آنطرف آب خواست شعر يك نفر را بخواند حداقل بداند دنبال چه كسي باشد.
b-bahmani
b-bahmani
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخ خوب بود!:)))))))))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خیلی با حال بود :))) حتما ادامه بدید :))) ممنونم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون آقا علیرضا ..مسافرت خوش گذشت ....تو وبلاگتون نوشته بودید.... قسمت دوم در دست احداثه
یلدا جون
یلدا جون
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
قشنگ بود. مرسی
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
چشات قشنگ میبینه ..خواهش میکنم
mo_so
mo_so
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
شیخ بیچاره حق دارد تنها عربی می داند
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
مگه همه شیخ ها فقط عربی میدانند؟؟؟/این متن که به فارسی سلیس بود
mo_so
mo_so
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
فارسی قدیم.این شیخ احیانا حکیم نیست؟
ati200
ati200
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
شیخم راه کارشو نمی دونسته..پیچوندت .خخخخخخخخخ
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
نه منتظر قسمت های بعدی و راهکارای شیخ باشید البته متاهل ها
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
دستتون درد نکنه سلما خانوم...یعنی ما مجردا بریم دنبال کارمون و منتظر نباشیم دیگه:)))))))))))
ali007
ali007
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خخخخخخخ!!!!!!خیلی جالب و خنده دار بود......ممنون:)
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خواهش میکنم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خواهش میشه
m_shekofte
m_shekofte
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
این مطلب های خوب چه جوری به ذهنتون می رسه
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
مرسی عزیزم ....نمیدونم والا...آخر شب موقع خواب تراوش میکنه
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
چ ربطی دارد؟؟؟؟؟؟
سلما
سلما
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
این برای اقای روشناوند بود
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خیلی جالب بود حتما منتظر بقیش میمونم :))))
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
ممنون
نوشا
نوشا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
جالب بود
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠١
٠
٠
خیلی ممنون منتظر راهکارهای شیخ هستم البته
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
بله در دست احداثه
javad agha
javad agha
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
آورین بسی خندیدیم خخخخ
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
خوشحالم ک خندیدید
آسمانه
آسمانه
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون خانم سلما! ما که مجرد همی مانده ایم و راهکارهای متاهلی شیخناو شیوخنا به در د ما نمیخورد!:)
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
کمی آینده نگر باشید خانوم آسمانه خوب ...بدر د اینده تان ک میخورد
a-pooryousof
a-pooryousof
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
با ادامه مطلب با هم نظر ميدم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
منظورتون قسمت دومشه
morteza_t.kh
morteza_t.kh
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام نوشته جالبی بود
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
سلام ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
جالب بود...خخخخ...ممنونم :)
رویا خانوم
رویا خانوم
٩٢/٠٩/٠٣
٠
٠
خخخخخخخخخخخخخخ سلمااااااااااااا :)))))))))))))) سلما یاااااااااااااا
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤