دارد غریبی تو نفس گیر می‌شود...
منتظر بودن سخت است

دارد غریبی تو نفس گیر می‌شود...

نویسنده : saheb zaman

می‌گفت بیا بنشینیم و چند دقیقه‌ای به همین دو حدیث که از فرطِ تکرار، برای‌مان رنگِ کهنگی گرفته‌اند بیش‌تر فکر کنیم. همین حدیث «اَفضَلُ الاَعمالِ اِنتظارُ الفَرَج» را که همه شنیده‌اند و نقل و نباتِ سخنرانانِ منبرهای‌مان شده است، بگذاریم کنار این حدیث «اَفضَلُ الاَعمالِ اَهمَزُها» _ بافضیلت‌ترین کارها، سخت‌ترین آن است_ و فکر کنیم که چگونه می‌توانیم بین این دو حدیث را جمع کنیم.

 

می‌گفت این سختی کشیدنی که با فضیلت‌ترینِ کارها شده است را نه توی حالِ خوشِ معنوی و وقتِ دعا و مناجات‌هایِ عاشقانه‌ات با حضرتِ خالق و نه تویِ سجاده و جا نماز و مهر و چفیه و ... می‌توانی پیدا کنی. حتی میانِ تمامِ اشک‌هایی که از سرِ دردِ بی‌صاحبی و غربت و دوری از امام‌ت می‌ریزی هم این سختی پیدا نمی‌شود. همه این العجل گفتن‌ها و دعاها و ندبه‌ها و نَشکوُا غَیبَةَ وَلیِّنا و تمام حال‌های خوشی که نصیبت می‌شود همه و همه به کنار، تا مردِ میدان نشوی و پا به میدانِ عمل کردن نگذاری و انتظارت را از میانِ آرامشِ سجاده و دعا، به التهاب و دغدغه ایستادن و دویدن و جنگیدن برایِ امام‌ت نکشانی، طعمِ سختی کشیدن را نخواهی فهمید و تا سختیِ غربتِ امام‌ت را به جان نخری، منتظر نخواهی بود ...

 

می‌گفت من به این دعاهایِ کوچک و کم قانع نمی‌شوم. این‌که تمامِ سهمِ من از حضرتش تنها گوشه چشمی باشد و نیم نگاهی و فقط یک نظر و ... مالِ آدم‌هایِ بی‌ظرفیت و فوق‌العاده کم خواه است که وسعتِ گشادگیِ دست‌هایِ روزی دهندهِ حضرتِ خالق را نفهمیده‌اند. می‌گفت من هر وقت که دعا می‌کنم از خدا علمداریِ ولی‌اش را طلب می‌کنم .... مثل ِ عبّاسِ علمدار ....

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
شاهدخت
شاهدخت
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
عالی بود......
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
سلام ... متشكرم و به نوعي استفاده كرديم / ولي نوشته ايد «پا به میدانِ عمل کردن نگذاری و انتظارت را از میانِ آرامشِ سجاده و دعا، به التهاب و دغدغه ایستادن و دویدن و جنگیدن برایِ امام‌ت نکشانی، طعمِ سختی کشیدن را نخواهی فهمید و تا سختیِ غربتِ امام‌ت را به جان نخری، منتظر نخواهی بود ...» مبشود بفرماييد يعني چه ؟
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
یعنی "به عمل کار برآید به سخندانی نیست..."
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
سلام ... متشکرم که پاسخ دادید موفق باشید
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
مثل همیشه دلمون دریایی شد ..تشکر ...ما کی میخوایم خوب بشیم ؟ :((((((((((((((
z_urbanity
z_urbanity
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
منتظر نداریم.. 313 تا منتظرِ واقعی تو این کره زمین نداریم... 313 تا فقط... نیست! :(
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٢٩
٠
٠
همیشه مطلبتون درمورد امام زمان شب جمعه میومد امروز یه روز زودتر اومد......ممنون
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست؟چه درخواست سختی برای منی که مثلا جرات استقامت و یک نهی از منکر و امر به معروف ساده ات را ندارم،علمدارت که نباشم ،سرباز که باشم آقا جان...مرسی اللهم عجل لولیک الفرج
saheb zaman
saheb zaman
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
با تشکر از وبلاگ بی نظیر http://boghzhayekal.blogfa.com/
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
تا مردِ میدان نشوی... ،انشاالله که بتونیم مرد میدان شویم... انشاالله که خود آقا کمک مان کند بشویم آنچه باید بشویم. ممنونم خیلی مطلب مهمی بود.
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
بسیار عالی بود.....ممنون............اللهم العجل الولیک الفرج
Vania
Vania
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
درخواست و دعای بزرگیه..لیاقت میخواد که ما نداریم:(((..دلمون خوشه فقط وقتی میان باشیم و همراهشون باشیم نه خدایی نکرده مقابلشون. اللهم عجل لولیک الفرج
Vania
Vania
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ولی موافقم نمیشه فقط سر به سجاده گذاشت و ادعای منتظر بودن داشت
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
بسیار عالی ممنون
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
اللهم عجل لولیک الفرج...ممنون از شما :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨