کلماتی که تنها مشهدی ها به کار می برند
طنز

کلماتی که تنها مشهدی ها به کار می برند

نویسنده : sepehr-g

یک شب در محفل ِ مشهدی‌ها و غیرمشهدی‌ها بودیم، لیست بعضی کلمات را که تنها مشهدی‌ها به‌کار می‌برند جمع کردیم. یک فرق این کلمات با کلماتِ بقیه‌یِ شهرها این است که مشهدی‌ها هیچ‌کدام معمولا نمی‌دانند که این کلمات را فقط آن‌ها به‌کار می‌برند و دوم این که این کلمات بسیار مصطلح هستند. اگر شما کلمه‌های دیگری سراغ دارید و یا این که در شهری دیگر زندگی می‌کنید و از این کلمات استفاده می‌کنید لطفا در نظرات بنویسید.

 

نارنجک : نان خامه‌ای

اِشکاف : کمد

یاد داشتن : بلد بودن

سَرکُن : مدادتراش

میلان : کوچه

مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مدادفشاری

سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی

پَلَخمون : یک وسیله‌ی وای شکل از چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب کرد. ( برای زدنِ گنجشک)!

چُمبه : اصطلاح کوچه بازاری برای فرد چاق

چُغُک : گنجشک ( البته این کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)

چلغوز : یک نوع آجیل شبیهِ بادام (فکر کنم بیشتر جاها به پشگل ِ مرغ می‌گویند چلغوز)!

کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز : کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز

و ِی کردن (برنج) : درشت شدن بعد از پختن (برنج)

کلپاسه : مارمولک

دِلَنگون : آویزان

جیر دادن : جِر زدن

پاچال : جایی که مغازه‌دار پشت آن با مشتری سروکار دارد، دخل ( این کلمه فکر کنم در خیلی 

از شهرهای دیگر هم استفاده می‌شود)

توشله : تیله

اَلِفش : نوچ

شمال : باد ( قدیمی)

چُخت : سقف ( خیلی قدیمی)

کاغذباد : بادبادک، کایت

سرپایی : دمپایی

سر ِ نوشابه : در ِ نوشابه

یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی (عامیانه)

ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه

کُلاج : کسی که چشمش چپ است

موساکوتقی : قُمری

آق‌میرزا: شوهرخواهر

زلفی ِ در: شب‌بند ِ در(قدیمی)

وَرچُپّـِه: برعکس

مکُش مرگِ ما: اعیانی، شیک

ناخن‌جـِلـِّه: مشگون

قوجمه: انگور دانه شده (فوق العاده قدیمی)

پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس

حولی: حیاط

قِلِه، قِلِه‌گی: روستا، روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)

چـِغـَل: زبر، ضخیم

کـَغ: کال، نرسیده

ز ِنج : چسبناک

لُکِّه : چیز جمع و جور و مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده ( مثلا از سرما)

لتِّه :تکه پارچه،کهنه پارچه

لوخ: حصیر آفتابگیر پشت پنجره

خُردو : کوچک

شِرشِره : کاغذکشی

غُر، غُردَبه : یک چیزی که صدمه دیده و تو رفته

تارت و پارت : پخش و پلا

سوبالا، سوپایین (چراغ ماشین) : نوربالا، نورپایین

نوردِوون : نردبان

لاخ (مو) : تار 

پاتروم : سرپیچ لامپ

سوسه‌لنگ : دم‌جنبانک

اندر (مادر اندر، برادر اندر، .... ): مادر ناتنی، برادر ناتنی

لَخِه : کهنه پاره

کیس : کیک

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
fanaz
fanaz
٩١/٠٩/٢٢
٠
٢
واقعا؟!!
زهره
زهره
٩١/٠٩/٢٢
٣
٠
ولی فکر کنم بعضی اصطلاحاتش در زبان مشهدی حذف شده خیلی وقت که مشهدی ها بعضی اصطلاحات و نمی گن . بعضی هاش هم برای من جدید بود .
f.qabel
f.qabel
٩١/٠٩/٢٢
٢
٠
یعنی ایول....خیلی باحال بود.اون بلد بودن و رو ما خودمون از نزدیک درکش کردیم.اون غرو دبه و لته و ناسوس و کلا همه اش خیلی جالب بود.
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٩/٢٢
٢
٠
یعنی فقط مشهدی ها اینارو میگن؟چه جالب!بعضیاش برام عجیب بود:))
h_taghizadeh
h_taghizadeh
٩١/٠٩/٢٢
٣
٠
خدایییش لهجه جالبی داریم!!!!!
m_sepehri
m_sepehri
٩١/٠٩/٢٣
١
٠
لهجه داریم پر بار از جهت کلمات در حد تیم ملی !
bye
bye
٩١/٠٩/٢٦
٠
٠
وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای چه لهجه ای که داریم آخه ؟؟؟؟!!!! بعد راستی یک سوال ؟؟؟ چرا افراد شهرهای دیگه از مشهدی ها خوششون نمیاد ؟؟؟ یعنی زیاد راحت نیستن( البته جسارت نشه به بقیه مشهدی ها ی عزیز!!! چون من کاسبم با اینطور افراد زیاد رو به رو میشم ) به نظر من که مشهدی ها آخر مرام هستن مخصوصا خودم :D
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨