ریحانه های خاندان آل الله
هیئت مجازی نینوا

ریحانه های خاندان آل الله

نویسنده : سایت جیم

مداحی‌های هیئت برای امروز :

1- مانده به جانم داغ این دو گل / محمود کریمی

2-  ببار ای بارون ببار/ محمود کریمی

3- ببین دل زار زینب / محمود کریمی

4-  عزیز فاطمه، واویلا / محمود کریمی

 

* برای دانلود: در مرورگرهای فایرفاکس و گوگل کروم روی هر کدام از مداحی‌ها کلیک راست کرده و گزینه  Save link as..  را انتخاب کنید.

 

***

2nyadideh

حماسه جاودانه

 

 بيعت نكردي! همه مي‌دانستند فقط خداي يگانه را ميپرسي! رفتي وگودال قتلگاه تو را از زمينيان گرفت! رفتي تا زشتي دنيارا فرا نگيرد! آخر،كربلا، مناي تو واهل بيتت شد!

مرگ با لذت را بهتر از زندگي با ذلت ميدانستي و اين چنين با قيام‌ات مدرس هميشگي تاريخ شدي، با رفتارت درس آزادي به دنيا دادي و با افكارت بذر همت را در جهان افشاندي.

تاريخ روايت گر جور وجفاي روزگار برتو و اهل بيتت هست. ذو الجناحت كه بي تو به خيمه ها برگشت، دلها از تپيدن افتاد.

بعد تو، خيمه هايت را به آتش كشيدند، دختران کوچکت را تازیانه زدند، زنان و خواهرانت را به اسارت بردند و شهر به شهر گرداندند...

امامم! زينبت با سخنراني‌ها وافشاگرهايش، لذت پيروزي نظامي را در ذائقه‌ي يزيد و ابن زياد، چون زهر، تلخ ساخت! فرزندت امام سجاد(ع) جلوي تحريف تاريخ را گرفت! بازماندگانت به دنيا نشان دادند، اسارت، هرگز به معناى تسليم شدن و فراموش كردن انگيزه و هدف نيست.

شهادت مظلومانه تو و يارانت در كربلا، خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن ‏حماسه در طول تاريخ جاودانه ماند.

 

***

 

ati200

داستان اسارت

عصر روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجری، عمر بن سعد اهل بیت امام حسین(ع) را به سمت کوفه حرکت داد. پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران وفادار آن حضرت، عصر عاشورا سر مقدس امام به کوفه فرستاده شد.

عمر بن سعد یازدهم محرم دستور داد که سرهای سایر شهیدان را شست و شو داده و در میان سرکردگان سپاه خویش تقسیم کنند تا بواسطه آنها از عبیدالله پاداش بگیرند.

وی بر کشته های لشکریان خود نماز خواند و آنها را دفن کردند، ولی بدنهای بی سر شهیدان را در آن بیابان رها کرد. سپس دستور داد زنان، کودکان و بازماندگان واقعه عاشورا را بعنوان اسیر به همراه خود به کوفه ببرند.

هنگام خروج آنان از سرزمین کربلا، به خواسته اسیران و یا به دستور عمر بن سعد جهت تازه کردن داغ اسیران و عزیز از دست دادگان، آنان را از کنار پیکرهای شهیدان عبور دادند. لحظه وداع بازماندگان با بدنهای بی سر شهدا، محشری بود.

عصر روز یازدهم اهل بیت(علیهم السلام) به سمت کوفه حرکت و شبانه به کوفه رسیدند و آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى کوفه نگه داشتند. روز دوازدهم محرم آنان را وارد شهر بزرگ کوفه کرده و جمعیت فراوانی به دیدن اسیران آمدند. برخی اظهار خوشحالی و شادمانی کرده و برخی دیگر در مظلومیت اهل بیت(ع) و در عزای سید شهیدان، می گریستند و ضجه می زدند.

 

***

m-nik110

تو را نیز عاشورایی است

 

ورق اول

* دختر یعنی گل ریحان. شاید هم لطیفتر از گل ریحان. که گاهی لطافت گل هم در پیشگاه وجودش حرفی ندارد برای گفتن. دختر یعنی رحمت خانه پدر. دختر یعنی وجودی که پر از دردانگی است.

* وقتی به دنیا آمدی خانه علی پر شد از نورت. تو دردانه بنی هاشم بودی. یکدانه دختر علی. یکدانه خواهر حسنین و عزیز دل همه اهل خانه. زبان صحبت با تو جز محبت نبود! که همه محبت عالم وام دار از خاندان شماست.

* عرب جاهلیت چه میفهمد دختر را؟زبان دختر را؟چه میفهمد روح لطیفش را؟چه میفهمد جنس وجودش را؟او فقط یک زبان دارد. تازیانه!و تازیانه را چه به زبان صحبت با دخت علی؟

زینب جان! برخیز از پای این بدن شرحه شرحه! برخیز و باقی دختران و زنان را با زبان خودت راهی خیمه ها کن. برخیز تا زبان عرب جاهلیت بر وجود لطیفشان زخم نزده. برخیز عقیله بنی هاشم

 

ورق دوم

* وای که اگر نگاهی بر این وجود لطیف بلغزد. وای که اگر نگاهی بر این ریحانه عالم سنگینی کند. میچلاند دلش را. وحشتی پر میکند وجودش را. دلش بیقرار ذره ای امنیت میشود. دلش یک مرد میخواهد تا وجودش را تکیه دهد به او. این نگاها انگار میخواهند پا بگذارند بر حریم وجودش!! و چه کسی میفهمد وجود لطیفش را که زیر نگاه میشکند!؟

* کاروان زنان و دختران را میان کوچه‌های شام و کوفه می‌چرخانند. مردم به تماشا آمده اند. به تماشای اسیران خارجی! و نگاه‌ها چه میخواهد از وجود لطیف ریحانه های خاندان رسول الله؟! این عرب جاهلیت چه میفهمد سنگینی نگاه بر دل دختر را؟؟

* شاید هم میفهمد و کاروان کوچک تو را از شلوغ ترین دروازه شهر می‌آورد. اما تو خم به ابرو نیاور زینب .تو زمام دار کربلای حسینی! بایستد زینب! این شهر و نگاه‌ها تمام میشوند!

 

ورق سوم

* حس غریبی است میان پدر و دختر. جنسش با همه حسهای این عالم فرق دارد.که دختر بی پدر هیچ است عالمی ندارد. روح لطیف دختر بند وجود مردی است که حکم استوار ترین کوه زندگی اش را دارد. پدر برای دختر بیشتر از پدر است! شاید همه دنیایش باشد! شاید هم در همه دنیایش نگنجد! پدر را فقط دختر میفهمد و دختر را فقط پدر. بل اگر دختری از این خاندان باشد. دختری که در تلاقی آغوشها پایش به زمین نرسیده است! دختری که همه عمر سه ساله اش در بابا خلاصه میشود

* سر به خون نشسته میان طشت را برای آرام شدن دلش آورده اند یا برای گرفتن جانش؟ سر پدر نشان دختر میدهند این قوم! این امت دیگر از کجا امده اند!؟و همه روزهای این سفر یک طرف و این خرابه یک طرف! غم همه کربلا یک طرف و غم این دردانه سه ساله یک طرف. اینبار حسینی نیست تا سینه اش تسلای اشکهایت باشد. زینب. تو تسلاگر این کاروانی. چشمها همه به توست! تو نباید مویه کنی. نباید ضجه بزنی. رقیه بی بابا عالمی نداشت! صبر داشته باش زینب تا مدینه چیزی نمانده است. قبر رسول الله درست عین سینه حسین می‌ماند! اشکهایت را برای جدت ببر!

 

ورق چهارم

* آرامش از وجود همه ریحانه‌های زمین وام میگیرد. دختر پر است از آرامش. روح او انگار گره خورده است با همه آرام های زمین. حتی دریا هم آرامشش را از اینها وام گرفته است.

همین روح آرام است که ریحانه های زمین را لایق والاترین مقام عالم میکند. و چه چیزی والاتر از مقام مادر است؟ بل آرامشی که از خاندان شما بیاید رنگش جنسش وجودش با همه بهانه های عالم برای آرام شدن فرق دارد. اصلن خانوم نام شما خود آرامش است. خود بهانه آرام شدن دلهاست! کافیست زیر لب بگویی یا زینب...

* حال که دستهای سجاد را بر شتر بی جهاز زنجیر کرده‌اند تو باید آرامش جانش شوی زینب. حال که برادر علی اکبرش را می اورد کنار خیمه ها تو باید تسلایش باشی، حال که عباس بی تابی میکند از تشنگی بچه ها تو باید دل عباس را در اغوش بگیری. حال که پایه های زمین توان این درد را ندارد تو باید آرامش را بریزی بر جانش. امروز تو باید زنان و دختران را ارام کنی! صبور باش زینب علی!

 

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
از همه ی نویسنده ها تشکر میکنم..امشبم استفاده کردیم...یا حسین(ع)
admin
admin
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
از دوستانی که در این مدت لطف کردند و مجلس عزاداری آقا ابا عبدالله رو با مطالبشون گرم کردند تشکر می کنم. خدا از همه قبول کنه ...
m-nik110
m-nik110
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ما هم از شما متشکریم که چنین فرجه ای را بوجود آوردید!و زمینه را محیا کردید!!تشکر!
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
تشکر از شما که این برنامه رو ترتیب دادین تا به اموخته های من افزوده بشه...سپاس از همه
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
سلام از شما وسایت جیم هم ممنون که این فرصتو دادید تا هم کمی مطالعه مان را در مورد عاشورا بیشتر کنیم و هم اجری در این کار خیر داشته باشیم ممنون
admin
admin
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
یک تشکر ویژه هم از خانم 2nyadideh و خانم s_v66 باید بکنم که برای هر شب مطلب فرستادند.
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
ماهم واسه هرشب فرستادیم..جز 2شب..
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
مرسی
raaahil
raaahil
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
متشکرم.قبول باشه
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون
mahdie.f
mahdie.f
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون......بسیار زیبا بود:(((((((
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
سلام ... متشكرم و آرزوي موفقيت براي تمامي دوستاني كه مطلب مفيدي را به اشتراك كذاشته‌اند
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
عالی بود ممنون ...
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
ممنون خیلی زیبا بود...مداحی ها هم عالی بودن...ممنون :(
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
سپاس از همه دوستان والتماس دعا
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
واقعن حضرت زینب رو اونقدر که باید نشناختیم..چند خط از خطبه اشون تو دربار یزید رو شنیدم واقعن صبر-ایمان-عزت و........تو تک تک کلماتشون مشخص بود.به قول دکتر خویی حضرت زینب س بعد از عاشورا تکیه گاه عاطفی امام سجاد ع شدن و حضور ایشون و رفتار و صحبت هاشون چقدر برای همه اسیران مایه آرامش بوده و بعد از اون همه مصیبت که دیدن در برابر یزید و دشمنان ایستادگی کردن و واقعن لحظه ای نشکستن و با سخنانشون یزیدو خوار و ذلیل و کوچیک کردن.خیلی ممنون از همه دوستان بابت کار قشنگی که این11شب انجام دادن و هیئت مجازی نینوا رو گذاشتن.اجرتون با امام حسین ع.
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
من هم سپاسگذارم
سلما بانو
سلما بانو
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
از بقیه دوستان هم سپاسگزارم التماس دعااز همگی
javad agha
javad agha
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
ما هم که نبودیم وگر نه خیلی دوست داشتم مطلب بفرستم
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
واقعا مطالب فوق العاده بود..مخصوصا مطلب مریم جووون...ممنون از همگی..:)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨