غم سلطان کربلا
شعری زیبا در رثای سیدالشهداء(ع)

غم سلطان کربلا

نویسنده : sayedala-tagh

حبیب الله قاآنی شیرازی (م ۱۲۰۸) قطعه شعر بلندی در تشریح واقعه عاشورا دارد، که با تصویرسازی زیبایی ضمن بیان واقعه، پلیدی دشمنان ملعون اباعبدالله الحسین(ع) را نیز نشان داده است.

 

بارد چه؟ خون! که؟ دیده، چه سان؟ روز و شب! چرا؟

از غم، کدام غم؟ غم سلطان کربلا!

نامش چه بود؟ حسین! ز نسل که؟ از علی!

مامش که بود؟ فاطمه! جدش که؟ مصطفی‏

چون شد؟ شهید شد! به کجا؟ دشت ماریه

کی؟ عاشر محرم! پنهان؟ نه، بر ملا

شب کشته شد؟ نه، روز، چه هنگام؟ وقت ظهر

شد از گلو بریده سرش؟ نی نی، از قفا!

سیراب کشته شد؟ نه! کسی آبش نداد؟ داد!

که؟ شمر، از چه چشمه! از سر چشمه فنا!

مظلوم شد شهید؟ بلی! جرم داشت؟ نه!

کارش چه بود؟ هدایت! یارش که بود؟ خدا

این ظلم را که کرد؟ یزید! این یزید کیست؟

ز اولاد هند، از چه کس؟ از نطفه زنا

خود کرد این عمل؟ نه، فرستاد نامه‏ای

نزد که؟ نزد زاده مرجانه دغا

ابن زیاد، زاده مرجانه بود؟ نعم

از گفته یزید تخلف نمود؟ لا!

این نابکار کشت‏ حسین را به دست‏خویش؟

نه، او روانه کرد سپه سوی کربلا

میر سپه که بود؟ عمر سعد! او برید

حلق عزیز فاطمه؟ نه، شمر بی‏حیا

خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟

کرد، از چه پس برید؟ نپذیرفت از او قضا

بهر چه؟ بهر آن‌که شود خلق را شفیع

شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکا

کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی، دو تن

دیگر که؟ نه برادر! دیگر که؟ اقربا

دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت، آن که بود؟

سجاد! چون بود او؟ به غم و رنج، مبتلا

ماند او به کربلای پدر؟ نی، به شام رفت

با عز و احتشام؟ نه، با ذلت و عنا!

تنها؟ نه با زنان حرم، نامشان چه بود؟

زینب، سکینه، فاطمه، کلثوم بینوا

بر تن لباس داشت؟ بلی، گرد روزگار

بر سر عمامه داشت؟ بلی، چوب اشقیا

بیمار بود؟ بلی! چه دوا داشت؟ اشک چشم

بعد از دوا غذاش چه بود؟ خون دل غذا

کس بود همدمش؟ بلی اطفال بی‏پدر

دیگر که بود؟ تب، که نمی‏گشت از او جدا

از زینت زنان چه به جا مانده بود؟ دو چیز

طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا!

گبر این ستم کند؟ نه! یهود و مجوس؟ نه

هندو؟ نه! بت پرست؟ نه! فریاد از این جفا

«قاآنی‏» است قایل این شعرها؟ بلی

خواهد چه؟ رحمت. از که؟ ز حق! کی؟ صف جزا

 

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون بسیار زیبا بود:))))))))
Vania
Vania
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون از شما
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
شعر خوبی بود . سپاس فراوان از شما
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
تشکرمیشود:)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
))))))):....ممنون....سبک جالبی داشت
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
سلام ... متشكرم منبع را هم ميفرموديد عالي مي شد
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
واقعا شعر خوبی بود در وصف واقعه کربلا
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
ممنون شعر از قاا نی بود آیا؟
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
خیلی قشنگ بود...ممنون از شما و شاعر گرام...ممنون :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٣/٠١/١٥
٠
٠
سلام: بسیار شعر خوبی بود.ازانتخابتون متشکرم
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات