کاش  مردم گلاب و نور به هم هدیه دهند
شام غریبان...

کاش مردم گلاب و نور به هم هدیه دهند

نویسنده : Raaahil

روز عاشورای حسینی تمام مسیرهای اطراف میدان وصال هاشمیه را بسته بودند. ابتدا تعزیه خوانی و بعد از پذیرایی و ناهار مراسم خیمه سوزان را اجرا کردند و سپس در میان خیابان، نماز مغرب و عشا به صورت جماعت اقامه شد. بعد از نماز آقایی در میان جمعیت شمع توزیع می‌کرد و همه مردم از شمع و لیوان یک بار مصرف استفاده می‌کردند و آماده مراسم شام غریبان می‌شدند.

تقریبا هر انسانی با هرسنی، هر فرهنگی و هر حجابی درجمع دیده می‌شد. جالب این بود که در میدان وصال که غالب اوقات شلوغ و ترافیکی است، آن شب همه مردم فارغ از هرگونه قانون و ضوابطی میان میدان راه می‌رفتند، می‌نشستند و یا حتی با شمع‌های‌شان وسط خیابا ن عکس می گرفتند!

 

نکته جالب‌تر این بود که آقایی روی همه گلاب می‌پاشید و هم چنین مردم از هم نور می‌گرفتند. یعنی نمی‌دانم اولین نفر شمعش را چگونه روشن کرد اما بعد از او همه از شعله شمع او شمع‌های‌شان را روشن کردند و این که همه بدون مضایقه و با کمال میل اجازه می‌دادند که میان مراسم برای شمع خاموش شده‌ات از شمع آن‌ها شعله بگیری.

با خودم فکر می‌کردم کاش همه ایام سال مردم کشورمان گلاب و نور به یک دیگر هدیه دهند. چه برکتی دارد، عاشورای امام حسین(ع)، که همه طور آدمی را کنار هم جمع می‌کند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
shiezadeh
shiezadeh
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
تماشای مردمی ک شمع توی دست هاشون بود توی تاریکی شب واقعا زیبا بود . از اون صحنه های تاپی ک هیچوقت از یاد آدم نمیرن! :) من امسال اولین سالی بود ک توی مراسم شرکت می کردم ، خیلی باشکوه و زیبا بود ....
ati200
ati200
٩٢/٠٩/١٠
١
٠
کاش همه ایام سال مردم کشورمان گلاب و نور به یک دیگر هدیه دهند. اونم تو این دوره هییییییییییی
آسمانه
آسمانه
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
کاش همیشه همین طور بودیم..ممنون به خاطر این مطلب خوبت:)عزاداریهای محرمیت قبول
m.barf
m.barf
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
Shabe bashokuhi bud.ba khaterate safar karbala baraye bachehaye Elam. Koli ashk rikhtam..
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
تعبیر قشنگی داشتید :)
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
آره خییییییلی قشنگ بود *:)
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
مراسم شام غریبانو خیلی دوست دارم خیلی آرامش بخشه....ممنون
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
منم دیدم مراسمو
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
هعییییییییی راحیل تو دعا کن بعضی از مردم این دوره زمونه ، آدم رو دور نزنن ، هدیه شون پیشکش *:)
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/١٠
٠
٠
منم اونجا بودم هم تاسوعا هم عاشورا هر کی نبود خیلی از دست دا د
ali007
ali007
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
ممنون بخاطر مطلب زیباتون!!!!!!!!!!!!!!!!!
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
خیلی قشنگ بود...اون شب ها واقعا قشنگ بود....ممنون :)
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٩/١١
٠
٠
حیف ... امسال اولین سالی بود که مراسم شام غریبان رو از دست دادم،حیف...
m-n-sonei
m-n-sonei
٩٢/١١/١٠
١
٠
اول سلام .دوم امیدوارم حال خانواده محترم خوب باشد .سوم منمنون از بادکنک های جشن تولد.چهارم شما به جای اینکه هوای فامیل را داشته باشید باید از او قلط املایی بگیرید صد رحمت به غریبه.پنجم اینکه حتما می خوای بگی غلط رو قلت نوشتم .ششم اینکه سلام برسانید و دلتان بوسوزد و جلز ولز کند(لهجه مشهدی) چون ما میریم جشن جیم. ششم خداحافظ
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
سلام من برعکس شما هنگام نوشتن هیچ چیز یادم نمیاد ولی وقتی در عالم رویا هستم آنقدر ذهنم پر هست که شاید چندین کتاب بشود نوشت
M-N-SONEI
M-N-SONEI
٩٢/١١/٢٩
٠
٠
سلام من برعکس شما هنگام نوشتن هیچ چیز یادم نمیاد ولی وقتی در عالم رویا هستم آنقدر ذهنم پر هست که شاید چندین کتاب بشود نوشت
مهلا(باران)
مهلا(باران)
٩٣/٠٥/٠٢
٠
٠
تولد تولد تولدت نآرنجی ، نآرنجی ، نآرنجی ، تولدت نــــــــــــــــــآرنجی *:) رآحیـــــــــل ِ خیلی خیلی خیلی عزیزم ، تولدت مبـــآرک *:)
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
می روم شهر را بی خاطره قدم بزنم

دختری قید موهای خود را زد

٩٥/١٢/٠٧
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
حس تلخ تنهایی

گاه می توان خوب نبود

٩٥/١٢/٠٦
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
بخشندگی و دل بزرگی

عارضه های میانسالگی

٩٥/١٢/٠٧
کاش به خودمان بیاییم

پیش به سوی نابودی

٩٥/١٢/٠٨
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
من هم یکی از آن 99 نفر هستم!

مجلس تحریم یا مجلس ترحیم؟

٩٥/١٢/٠٧
شعری سروده خودم

تهدید نکن

٩٥/١٢/٠٤
تبلیغات
تبلیغات