شب یازدهم محرم؛غارت و اسارت
شب یازدهم محرم | شام غریبان و اسارت

شب یازدهم محرم؛غارت و اسارت

نویسنده : سید مصطفی موسوی اصل

شب یازدهم محرم | شام غریبان و اسارت

سال 61 ه.ق عصر روز دهم محرم لشكر یزید بعد از این كه امام حسین (علیه‌السلام) را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند.

آن نامردان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین (علیه‌السلام) روی آوردند و اثاث و لباس ها و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاك با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در كشمكش بود و عاقبت آن لعنت شدگان الهی جامه را از او می‌ربودند.

اسارت اهل بیت امام حسین(ع)

شب یازدهم محرم را اسرای اهل‌بیت در یك خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند، چه شب سختی را بعد از یك روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و  داشته‌اند.

اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند. و آن بزرگواران را از كنار پیكر امام حسین (علیه‌السلام) گذراندند، وقتی نگاه اهل‌بیت به كشته‌ها افتاد فریاد كشیدند و بر سر صورت خود زدند.

در عصر عاشورا عمر سعد سر مبارك امام حسین(علیه السلام) را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به كوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع كرده، كه هفتاد دو سر بود) و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به كوفه فرستاد.)

سپس كشته‌های خودشان را جمع كرده و دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدكوب شده امام حسین (علیه‌السلام) و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان كربلا بود تا این كه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمایی امام سجاد (علیه‌السلام) دفن شدند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور حركت از كربلا به سوی كوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین (علیه‌السلام) را بر شتران بی‌جهاز سوار كرده و این امانت‌های نبوت را چون اسیران كفّار در سخت‌ترین مصائب و غم و غصه كوچ می‌دهند.

در هنگام حركت از كربلا عمر سعد دستور داد كه اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌كنم لحظه‌ای را كه زینب دختر فاطمه (سلام‌الله علیها) را از كنار كشته بر خاك افتاده برادرش حسین عبور دادند كه از سوز دل می‌نالید و امام سجاد (ع) می‌فرماید: من به شهدا نگریستم كه روی خاك افتاده و كسی آنها را دفن نكرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت كه نزدیك بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد كه بی‌تابی نكنم.

بعد از این كه روز یازدهم محرم اسرا را از كربلا به سوی كوفه حركت دادند به خاطر نزدیكی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر كوفه نمودند..

در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد علیه امام حسین(ع) و خارجی معرفی كردن آن حضرت، مردم كوفه از این پیروزی خوشحال می‌شوند و جهت دیدن اسرا به كوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می کردند، ولی با خطابه‌هایی كه امام سجاد (علیه‌السلام) و حضرت زینب(سلام‌الله علیها) و سایرین از اسرا ایراد می‌كنند و خودشان را به كوفیان و مردم می‌شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین (علیه‌السلام) اذعان می‌كنند شادی كوفیان را به عزا تبدیل می‌كنند.

در طول مدتی كه در كوفه و در میان مردم به عنوان اسیر جنگی حركت می‌كردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در كجاوه‌ها جا داده شده بودند و آنان كه خیال می‌كردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌كردند، عده‌ای هم از نسب اسرا سؤال می‌كردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد كه حاكم كوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین(ع) است، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارك می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌كرد و كشته شدن امام حسین (علیه‌السلام) را خواست خدا قلمداد می‌‌نمود.

 ولی با جواب‌هایی كه از جانب حضرت زینب و امام سجاد (علیهما‌السلام) می‌شنید بیشتر رسوا می‌شد.

بعدازتو غم به سینه ی لیلا پناه برد

مجنون دل شکسته به صحرا پناه برد

برخیزای پناه حرم ، گوشواره ای

با دلهره به زینب کبری پناه برد

 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام ... متشكرم /// در مطلب آمده --- در روز 12 محرم «شهدا ... توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمایی امام سجاد (علیه‌السلام) دفن شدند.» و «بعد از این كه روز یازدهم محرم اسرا را از كربلا به سوی كوفه حركت دادند به خاطر نزدیكی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر كوفه نمودند.» ميدانيم فاصله كربلا تا كوفه با خودرو حدود دو ساعت است چطور امام سجاد روز 11 محرم با اسرا حركت كرده‌اند و روز 12 محرم شهدا با راهنمايي ايشان دفن گرديده‌است .//// ممنون مي‌شوم راهنمايي فرماييد
sm-mousavi
sm-mousavi
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
ابتدا برای خودم هم خیلی سوال بود، بعد که از یکی از روحانیون در سفر کربلا پرسیدم، گفتند: این از اسرار ائمه است و طی الارض بوده...
اتنا
اتنا
٩٢/٠٨/٢٣
١
٠
بعدازتو غم به سینه ی لیلا پناه برد مجنون دل شکسته به صحرا پناه برد برخیزای پناه حرم ، گوشواره ای با دلهره به زینب کبری پناه برد
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
در دشت عطش ، لاله صفت سوخت حسین (ع) تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع) بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است درسی که زخون ، به خلق آموخت حسین (ع)/علم امامت و صلاح دین باعث شد که این همه رنج رو متحمل بشن از علی اصغر(ع) شش ماهه تا امام حسین(ع)/استادم میگفت:جابربن عبدالله انصاری به امام حسین گفتند:ای مولا نرو! چرا که این مردم تو را خواهند کشت! و در جواب امام حسین گفتند: مگر پیامبر به تو نگفته است که بر امر امام خویش اطاعت کنی! اماحسین خوب میدونست قراره چی بشه ولی فقط به خاطر امتش و مسلمان های نسل های بعد که ما باشیم این فداکاری و ایثار گری که واقعا عظمتش در زبون نمیگنجه رو انجام دادن.خیلی از یارانشون رو ازدست دادن/آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع) از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع) از بهر سرودن یکی قطعة سرخ هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع)/واقعا حضرت زینب و امام سجاد با سخنرانی هاشون حقیقت کربلا و عاشــــــــورا رو زنده نگه داشتن و به همه انتقال دادن و چه قدر براشون دردناک بوده که حقیقتی به این بزرگی رو به مردم عرب که جاهل بودن بفهمانند/کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود/ قسمت دردناکش این بوده که حتی خود اون ملعون هم میدونسته کارش اشتباهه ولی با این وجود امام حسین رو به شهادت میرسونه /تیغ از رخ او ز ترس ، گریان گردید مرگ از نگهش به خویش لرزان گردید آوخ ، چه سیه کاری و ننگی ابدی از مرگ حسین (ع) ، سهم انسان گردید/چه رنجی کشیدن زنها و بچه ها در کربلا از مادر علی اصغر تا حضرت زینب واقعا دلم میگیره /در خیمه یکی در آتش تب می سوخت مانند ستاره در دل شب می سوخت وقتی که به خیمه ها هجوم آوردند ای کاش دلی به حال زینب می سوخت/همیشه دوست داشتم تو اون زمان بودم و میتونستم تو سپاه امام حسین باشم میشد برم خودم برای بچه ها آب بیارم ای کاش میشد این از آرزوهای همیشگیم بوده آخه من حضرت عباس(ع) رو خیلی ویژه دوست دارم و وقتی به این موضوع که چه طوری به شهادت رسیدن و قبل شهادت چی گفتن فک میکنم دلم آتیش میگیره/کاش بوديم آن زمان کاري کنيم از تو و طفلان تو ياري کنيم کاش ما هم کربلايي مي شديم در رکاب تو فدايي مي شديم/- و تو شکستی و ” راستی ” درست شد و از روانه ی خون تو بنیاد ستم سست شد./ واقعا هر روز عاشورا و هر جایی از زمین کربـــــلا ست/ممنون جناب موسوی
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
عاشورا ؛ روز سوگواری انبیاء و صالحان مصیبت عاشورا آنقدر بزرگ و سوزناک است که چه قبل از رخ دادن آن و چه بعد از آن، انبیاء و صالحان و نیکوکاران به یاد آن گریسته و سوگواری کرده‏ اند. از امام باقر(ع) روایت شده است که: ام سلمه بر پیامبر وارد شد و دید که حسین بر سینه رسول‏الله نشسته است و آن حضرت هم می‏گرید. پیامبر(ص) با دیدن ام سلمه فرمود: «ای ام سلمه! اینک این جبرئیل است که به من خبر می‏دهد که این فرزند کشته خواهد شد...» امام ‏صادق(ع) فرمود: «و اما يوم عاشورا فيوم اصيب فيه الحسين(ع‏) صريعاً بين اصحابه واصحابه حوله صرعى عراة‏» یعنی: «عاشورا روزى است كه حسين(ع) در ميان يارانش كشته برزمين افتاد، و ياران او نيز پيرامون او به خاك افتادند در حالی که از جور دشمنان، عريان بودند». امام رضا(ع) فرمود: «من ‏كان عاشورا يوم مصيبته و بكائه جعل الله عز و جل يوم القيامة يوم فرحه و سروره‏» یعنی: «هركس را كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريه باشد،خداوند قيامت را روز شادى او قرارمی‏دهد».
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
خدا عذابشون رو زیاد کنه عجب افراد نامردو کثیفی بودن!! واقعا نام انسان نهادن بر خاندان یزیدی کار اشتباهیست... یا حسین جان تا ابد رهروی شماییم.......
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
لعنت خدا بر عمر سعد و ابن زیاد...علاوه بر اینکه همون روزا شکست خورده ها و خوار شده های واقعی دشمنان امام حسین ع بودن..شکر خدا 1400ساله که همین باور ادامه داره و خواهد داشت...چقدر قشنگ که حضرت زینب با صبوری و سخنان ارزشمندشون کاری کردن که شادی مردم کوفه به عزا تبدیل بشه و دشمنا رسوا بشن.
Paeez
Paeez
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
اللهم العن هم جمیعا..
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
اگه تو اون روزای بعد از عاشورا حضرت زینب نبودن چی میشد؟؟؟.../اللهم العنهم جمیعا/متشکر آقای موسوی :(
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
مستر موسوی قشنگ بود......مچکر
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
با دلهره به زینب کبری پناه برد...ممنون سید جان...التماس دعا :((
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣