امان نامه همه به دست توست
من هنوز در سوگ کربلا می سوزم...

امان نامه همه به دست توست

نویسنده : M_Mosafer

در سوگ تو، فراتی از گریه بر دیدهام جاری است. بیا و تصویر بلند ماه رخسار خویش را بر فرات جانم بینداز که دستانم از دامانت بریده است. تو، حکایت دستان بریده را می‌دانی.

گناهانم، آب چشمه حیات را به روی جانم بسته‌اند و تو تشنگی را می‌فهمی. جز تو چه کسی را امان نامه می‌دهند تا روز محشر، شفیع تشنگی حال زارمان باشد!؟

به منزلتت سوگند، درهای روشنی را به روی تیرگی‌مان بگشای تا چون تو، در صراط مستقیم حسین علیه‌السلام قدم بگذاریم و مشک تیر خورده قلبمان را با اشک دیدگان خود، از فرات یادت پر کنیم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
A_K
A_K
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
مممنون
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
به ...زیبا بود تشکر فراوون :))))
مهدیس خانووم
مهدیس خانووم
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خیلی قشنگ بود... واقا خیلی
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
زیبا بود........سپاس:))))
neyosha
neyosha
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
مشک تیر خورده قلبمان را با اشک دیدگان خود، از فرات یادت پر کنیم! ممنونم:)
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
سلام ... متشكرم موفق باشيد
Vania
Vania
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
خدا نکنه دستامون از دامنشون بریده بشه..
غ-مریم
غ-مریم
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
آفرین به شوهر خودم بسیار زیبا بود
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
اااااااا اقاتونن(:.....میگم که اول اسمشون میم هست....نکنه محمداقان؟هوم؟ ینی اگه بگین آره خودمو دار میزنم خخخخخخخخخ
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
به به آفرین ..
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
بسیار زیبا بود تشکر
مهتاب
مهتاب
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
ممنون.....خیلی زیبا بود
علیرضا
علیرضا
٩٢/٠٨/٣٠
٠
٠
تو همه چیز را میدانی ... تو میدانی که برای ما چه چیزی بهتر است و چه چیزی بدتر... پس خودت آن بهتر ها را برای ما انتخاب کن...
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
زیبا بود دستتون مرسی
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
زیبا بود...تو تشنگی را می‌فهمی...ممنونم :((
r_ariats
r_ariats
٩٢/٠٩/٠٢
٠
٠
خیلی خیلی قشنگ بود/سپاس
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠