روایت یک عاشقانه
مروری تاریخی بر واقعه ای عظیم

روایت یک عاشقانه

نویسنده : محمد امین شرکت اول

شبی سرنوشت‌ساز

بعد از آن‌که عمرسعد امان نامه امام را برای یک شب قبول کرد،

آرامشی نسبی بر کربلا حاکم شده بود ولی در عین حال هر دو لشکر در حال آماده باش به سر می‌بردند. در لشکر عمرسعد فرمانده‌هان مشغول گرفتن آخرین تصمیم‌ها برای جنگ بودند. 

امام هم یارانشان را دور خود جمع کردند و با آن‌ها  اتمام حجت کردند و نیز بیعت خود را از تمامی آن‌ها برداشتند و بعد از آن نورهای خیمه را گرفتند تا هر که می‌خواهد، از کربلا برود.

بعد از آن امام با آن‌هایی که درکنارشان ماندن درباره اتفاقات فردا و کیفیت شهادت‌شان صحبت کردند و در انتها از آن‌ها خواستند دور خیمه‌ها گودالی عمیق حفر کنند و در آن آتش روشن کنند تا فردا فقط از یک طرف با دشمن درگیر شوند. یاران هم خندقی عمیق حفر کردند و درون آن را با خارها و هیزم‌ها پر کردند تا فردا در وقت جنگ آن‌ها را آتش بزنند.

 

دو سپاه

در روز عاشورا تعداد افرادی که برای امام حسین باقی مانده بودند به یک روایت 72 نفر (32 نفر سواره و 40 نفر پیاده) و به روایت قوی‌تر 145 نفر بوده‌است که 45 نفر سواره و مابقی آن‌ها پیاده بودند و در مقابل آن‌ها نیز سپاه دشمن حدود 30 الی 33 هزار تن بودند. یعنی حدوداً 227 نفر مقابل یک نفر.

فرماندهی سپاه حق را خود امام بر عهده داشتند و پرچم دارشان حضرت عباس، فرمانده جناح چپ حبیب بن مظاهر و فرماندهی جناح راست نیز با زهیر بن القین بود. در طرف مقابل فرماندهی سپاه با عمربن سعد ابی وقاص بود و فرمانده پیاده نظام با شبث بن ربعی، پرچمدار درید، غلام عمر سعد، فرمانده سواره نظام عروه بن قیس، فرمانده‌ی ستون چپ شمربن ذی الجوشن، فرمانده‌ی ستون راست عمروبن حجّاج زبیدی بود.

آرایش سپاه دشمن به صورت نیم دایره به دور سپاه امام بود که دو جناح راست و چپ آن را سواره نظام و جناح وسطش را پیاده نظام تشکیل می‌داد.

 

شروع نبرد

صبح روز عاشورا در وقت نماز حضرت علی اکبر اذان گفتند و سپاه نماز خواندند بعد از اتمام نماز، امام دستور دادند که یاران آرایش نظامی به خود بگیرند و نیز دستور دادند که خندق‌ها را آتش بزنند.

هر دو سپاه آرایش نظامی به خود گرفته بودند، امام چند بار به سمت سپاه دشمن آمدند و برای آن‌ها خطبه خواندند و سعی به موعظه سپاه دشمن کردند ولی کارساز نبود.

پس از آن عمر سعد تیری را در کمان خود گذاشت و به عبارتی آغار گر جنگ شد، بعد از انداختن تیر به تیر اندازان سپاه خود که حدود1000 نفر بودند دستور داد که به سپاه امام نزدیک شوند و شروع به تیر اندازی کنند که در طی این تیراندازی بی‌امان و گسترده بیش از نیمی از سپاه امام شهید و یا زخمی شدند. پس از تیر باران سپاه دشمن عقب کشید.

شمر رو به سمت سپاه فریاد زد که از جنگ تن به تن بپرهیزید و سعی کنید از هر سو محاصره را تنگ تر کنید.

پس از این سپاه دشمن چندین حمله دست جمعی انجام داد که تعدادی از یاران امام در این حملات شهید شدند، که به گفته تاریخ تعداد شهیدان حمله تیراندازان و این حمله 51 نفر بوده است.

پس از آن نبردهای تک به تک آغاز شد و اولین نفری که از سپاه امام به میدان رفت وهب بود (در برخی نقل‌‎ها حر را اولین نفر می‌دانند) در طی این نبردهای تن به تن حدود 47نفر از یاران امام به شهادت می‌رسند.

 

حماسه نماز

در وقت نماز ظهر به غیر از بنی هاشم که هنوز هیچ کدامشان شهید نشده بودند فقط چند نفری از یاران باقی مانده بودند. عمرسعد چون از قصد نماز خواندن امام آگاه شد گروهی تیرانداز را به سمت آن‌ها فرستاد تا به سمت صف‌های نماز تیراندازی کنند. امام قبل از نماز زهیر بن قین و سعیدبن عبدالله را مامور مراقبت از نمازگزاران کردند، سعید در اثر جراحت‌های تیرها بر بدنش به شهادت رسید و زهیر هم به سختی زخمی شد.

پس از نماز، یاران یک به یک به میدان جنگ می‌رفتند و می‌جنگیدند تا این‌که به شهادت می‌رسیدند. پس از شهادت تمامی یاران بنی‌هاشم به میدان رفتند و اولین نفر حضرت علی اکبر بودند.

 

حضرت علی اکبر بدون آن‌که شمشیر کشند و فقط با نزدیک شدن به سپاه موجی در سپاه به راه می‌انداختند که باعث می‌شد تعداد زیادی در زیر دست و پای سپاه کشته شوند. (این کار برای حضرت عباس نیز ذکر شده است)

پس از چند نوبت که طول سپاه دشمن را طی کردند، شمشیر کشیدند و به جنگ پرداختند.

در تاریخ ذکر شده که حضرت علی اکبر چندبار دست از جنگ کشیدند و برای نفس تازه کردن به سمت خیام برگشتند تا آن‌که در آخرین رزم‌شان به شهادت رسیدند.

 

امام در روز عاشورا پیاده بر بالین هفت فرد حاضر شدند که نام آن‌ها از این قرار است: مسلم بن عوسجه، حربن یزید ریاحی، واضح رومی، جون بن حوی(غلامشان)، عباس بن علی، قاسم بن حسن وعلی بن حسین.

پس از علی اکبر یک به یک تمام بنی‌هاشم به میدان رفتند و همگی به شهادت رسیدند به غیر علی اصغر، حضرت عباس، عبد الله بن حسن، امام سجاد و امام محمد باقر که حدود 5 سال سن داشتند. که از جمله آن شهیدان می‌توان به برادران امام حسین و حضرت عباس و فرزندان عقیل  و قاسم بن حسن اشاره کرد. حضرت سجاد به دلیل بیماری توان ایستادن نداشتند و به همین خاطر به جمگ نرفتند.

 

ساقی و علمدار

وقتی دیگر یاری برای امام نمانده بود، ایشان رو به حضرت عباس(س) کردند و به ایشان دستور دادند که به دل سپاه بزند و از فرات برای اهل حرم آب بیاورد. حضرت عباس بدون هیچ حرفی امر امام را انجام دادند و به سمت فرات راهی شدند. سپاه از نزدیک شدن به ایشان واهمه داشت، ایشان پس از برداشتن آب به سمت خیمه باز می‌گشتند که از پشت سر به دست دشمنان به شهادت رسیدند.

 

نبرد امام

بعد از ظهر بود که دیگر یاری برای امام باقی نمانده بود، ایشان خود لباس رزم بر تن کردند و به دیدار اهل حرم رفتند که حضرت زینب حضرت علی اصغر را که از شدت تشنگی آرام و قرار نداشت به نزد امام آوردند و امام او را به سمت سپاه دشمن بردند و به آن‌ها فرمودند: «که اگر به من رحم نمی‌کنید، به این طفل رحم کنید» هنوز کلام امام کامل نشده بود که تیری آمد و حضرت علی اصغر را نیز شهید کرد.

امام پس از دفن ایشان در پشت خیام به سمت میدان جمگ روانه شدند.

ایشان در اول شعری خواندند و در آن پدر و مادر و جدشان را مدح کردند و نیز خود را هم معرفی نمودند. پس از آن باز هم سپاه را نصیحت کردند که این هم کارساز نبود.

امام به اهل حرم فرموده بودند تا وقتی که شعار «لاحول و لا قوت الا بالله» مرا می‌شنوید من زنده‌ام.

امام چنین بار به میدان رفتند و جنگیدن و به سمت خیمه‌ها بازگشتند، در آخرین باز گشت‌شان به خیمه‌ها به سمت خیمه امام سجاد رفتند و تمامی وصایای امامت را به ایشان تحویل دادند و پس از پوشیدن لباسی کهنه در زیر لباس رزمشان به سمت میدان روانه شدند، پس از ساعتی جنگیدن، شدت عطش‌شان شدید شده بود، در کنار میدان کمی ایستادند که ناگهان تیر به قلب شان برخورد کرد و بی‌حال به روی اسب افتادند، پس از این اسب به سمت گودال رفت و ایشان را آن‌جا به زمین گذاشت که بعد از این دشمن از هر طرف به سمت امام حمله ور شد و ...

و در آخر امام به دست شقی‌ترین مردم زمان یعنی شمر بن ذی الجوشن به شهادت رسیدند. پس از آن سپاه دشمن به سمت خیمه‌ها روانه شد و ...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
مرسی جناب شرکت اول... واقعا باید علممون رو راجع به اماممون بالا ببریم. وگرنه نتیجه این میشه که با چند تا شُبهه ساده به راحتی به لکنت زبان بیوفتیم و توان پاسخ گویی در برابر حرف به ظاهر زیبا اما به باطن اشتباه آن فرد مطرح کننده شبهه را نداشته باشیم...راه مقابله فقط مطالعه است..متشکرم .
mr_khas
mr_khas
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
البته به نظرم جا داشت خیلی کامل تر نوشت در باره ی این وقایع .....مثلا شهادت حضرت ابوالفضل رو که فقط گفتن به شهادت رسیدند و خیلی بخش های دیگه !!!! اما شاید به خاطر مختصر نویسی بوده نمیدونم...سپاسگزارم
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
من می دانم با این متن کوتاه اصلاً حق مطلب ادا نمی شود ولی از جهتی باید از روضه ی باز پرهیز شود و از جهتی هم بررسی کامل و جامع این واقعه عظیم نیاز مند قلم زدن چندین و چند جلد کتاب است ؛ ما در این مطلب فقط قصد آشنایی کلی و جزیی داشتیم .
admin
admin
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
با اجازه آقای نویسنده مطلب:....اگر کسی از سبک تاریخی این نوشته خوشش اومده می تونه کتاب «آینه در کربلا» از محمد رضا سنگری رو مطالعه کنه ....
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
متشکر آقای نادری
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
البته قلم این نوشته با قلم این کتاب کاملاٌ متفاوت است ولی این کتاب یک مقاله ی تحقیقی است که تمامی مقتل های مختلفی که درباره ی امام نوشته شده است را جمع آوری کرده و به بررسی سندیت تاریخی آن پرداخته !!!! این کتاب از جهت اطلاعات تاریخی در باره ی حرکت امام از بهترین و جامع ترین کتاب هاست ...
v-qavam
v-qavam
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
مطلب و سبک نوشتنش عالي بود ممنون/هم از روضه باز پرهيز شده بود هم به اطلاعاتمون افزوده شد/اجرکم عندالله
ف-گ
ف-گ
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
اجرتون با سید الشهدا/ ممنونم. التماس دعا/اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و ال محمد و آخر تابع له علی ذلک
S_14
S_14
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
ممنون از شما ...التماس دعا
ali007
ali007
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
ممنون از شما بسیار عالی بود:(((
اونییییی زهرا
اونییییی زهرا
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
بسیار عالی بود ممنون وممنون از ادمین عزیز بابت معرفی کتاب
آبان
آبان
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
هعیییییییییییییی دلم حسابی آتیش میگیره وقتی واقعه ی عاشورا رو میخونم. وقتی دعای ناحیه مقدسه رو میخونم که از زبان خود امام زمان (ع) هست واقعا سوزناک هست
روشناوند-r_roshnavand
روشناوند-r_roshnavand
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
سلام ... متشكرم و موفق باشيد
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
دوستان برام دعا کنین یه چیزی هست که امام داره از دور بهم نشونش میده !!!! دعا کنین تو این ایام نصیبم کنش ....
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٣
٠
٠
میشه بگید اینا رو از کدوم کتاب نوشتین؟من دوست دارم مقتل آه رو بخونم به نظرم نوع روایت اونم خوبه.
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
خب اسم منبع رو هم ذکر می کردین ...مرسی ازشما
ati200
ati200
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
یه بارگفتین فهمیدیم...خب ..
m.a.sh.a
m.a.sh.a
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
از یک کتاب تنها استفاده نکردم !!! چون میبخواستم در بعضی اتفاقات صحیح ترین نقل را بیاورم مجبور بودم بهچندین کتاب رجوع کنم !!! از جمله آنها همان کتابی است که جناب نادری ذکر کردند و کتاب نفص المهموم و لهوف و نگرشی نو در نهضت عاشورا
maede
maede
٩٢/٠٨/٢٥
٠
٠
ممنون.
sm_shekofte
sm_shekofte
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
مچکر کاش بعدش رو هم مینوشتین ... وقتی به سمت خیمه ها رفتن .... سوزناکه :(
fafa.tk
fafa.tk
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
روایت قویتر 145 نفر؟؟؟ما که هر جا خوندیم 72 نفر بودن/متشکر آقای شرکت
m.coldboy
m.coldboy
٩٢/٠٨/٢٤
٠
٠
همه جا گفته شده 72 نفر.....ممنون از شما :)
b_nia
b_nia
٩٣/٠٦/١٤
٠
٠
ممنون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣